033- Asr.mp3
622.7K
صبور باش🕊
صبر اوج احترام به حکمت خداست...❣
#صبح_به_خیر
@ebrahimhadi_yazd
بهشوخیبهیکیازدوستانمگفتم:
من٢٢ساعتمتوالیخوابیدهام!
گفت:بدونغذا؟!
همینسخنرابهدوستدیگرمگفتم:
گفت:بدوننماز؟!
واینگونهخدایهرکسراشناختم...(:❤️
#شهید_چمران
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
﴿يَاخَيْرَمَنْدُعِيَلِڪَشْفِالضُّرِّ﴾
میگنرفیقخوبروباید؛
توسختےهاشناخت!
وتوبھترینرفیقےدراوجسختےها…
#شهید_ابراهیم_هادی🌸
@ebrahimhadi_yazd
یه روز هم میاد که خدا
بغلت میکنه و میگه،
مگه نگفتم:
﴿فَاِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾
#خدای_من
@ebrahimhadi_yazd
پهلوی براندازهاشو تبعید میکرد خارج که از مردم دور باشن، نتونن انقلاب کنن!
براندازهای جمهوری اسلامی اول خودشون فرار میکنن خارج بعد میخوان انقلاب کنن! :)))
تفاوت مردمی بودن و اثرگذاری ها معلومه یا بیشتر توضیح بدم😌
#سیاسی
@ebrahimhadi_yazd
مرابہغیرتو؛رغبَتۍنیست
ڪہتمامآرزوهایَـمدرتوخلاصہمیشَود'!🖐🏼🍃
#سه_شنبه_های_جمکرانی
@ebrahimhadi_yazd
داغِ این عکس هیچوقت کهنه نمیشه !
تو نمایشگاه دفاع مقدس قُم پسربچه دویید تا باباشو بغل کنه...
ولی وقتی دید ماکتِ باباشه، بغضش ترکید و کلی گریه کرد...💔😭
راستی این لحظه چند!؟
@ebrahimhadi_yazd
هرامرخوبیکهازبیرونبه
مامیرسد،مثلرفیقخوب
یاموفقیتبهاعمالخوبو
بخاطررابطهیخوبیست
کهازدرونباخداداشتهایم!
حاجاسماعیلدولابی🌸
#کلام_ناب
@ebrahimhadi_yazd
نگاه هایت؛
گاهی نگران است...
گاهی ناراحت!
شاید هم دلگیر...
اما هر چه هست
هیچگاه سایه چشمهایت را
از سرم برندار...
#شهید_ابراهیم_هادی💔
@ebrahimhadi_yazd
در برابر دنیایی که سختیِ آن،
مانند خوابهای پریشانِ شب میگذرد،
شکیبا باش!
[ مولاعلیعلیهالسلام ]
•بحارالانوار،ج۴۰،ص۳۴۸•
#حدیث_گرافی🍀
@ebrahimhadi_yazd
((توکل))
قبل از عملیات در منطقه ی شمال فکه سرگرم شناسایی بودیم . صبح یک از روزها به اتفاق عاصی زاده، بهرامی و چند نفر دیگر از نیروهای اطلاعات لشکر۸ نجف با یک جیپ عراقی غنیمتی به رانندگی عباس رفتیم تا به یک جاده رسیدیم که در نزدیکی خط دشمن بود.دیده بان عراق متوجه ما شده بود و با دادن گرا، گلوله های توپ و کاتیوشابه طرفمان سرازیر شد.زیر لب ذکر دعا و توسل داشتیم و از خداوند کمک می خواستیم .بعضی از ما خیلی ترسیده بودیم و هرلحظه انتظار اصابت گلوله به ماشین را داشتیم .درچنین وضعیتی، نگاهم به عاصی زاده افتاد.لبخندی بر لب داشت.انگا نه انگار که زیر آتش شدید دشمن هستیم .در حالی که به رانندگی ادامه می داد این بیت را زمزمه می کرد گر نگه دار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد لحظاتی بعد،یک گلوله، نزدیک جیپ خورد.به یکدیگر نگاه کردیم هیچ کدام اسیب ندیده بودیم. ماشین هم سالم بود .در دلم به ایمان و توکل زیادعاصی زاده احسنت گفتم وخیالم راحت شد تا او کنارمان است اسیبی نمی بینیم...
@ebrahimhadi_yazd