اول از یه تجربه شخصی بگم و در ادامه
علت پرداختن به این موضوع رو...
خب از اونجایی بگم که
من عمدتا تو جمعهای شلوغ مخصوصا با حضور افراد جدید به شدت اذیت میشدم (و میشم)
و از یجایی به بعد عمیقاً نیاز به
سکوت و تنهایی مطلق دارم
تا یه سنیام خیلی باهاش مبارزه میکردم...
یعنی با علم اینکه میدونستم قراره اذیت بشم خودمُ تو موقعیتهای پر جمعیت و رویدادهای جدید قرار میدادم تا به زعم خودم
مثلاً «گرایش روحیمو» تعدیل کنم...
اما تقریبا هیچ تاثیری نداشت
و اون احساس منفی بعد از شلوغی
هر دفعه به قوت قبل باقی بود!
و خب کساییام که عمدتا اطرافم بودن افراد فوق برونگرا و اجتماعی بودن و درک این حالت من براشون سخت بود و یه وقتایی شاید باعث میشد اذیت بشن...
این شد که
تصمیم گرفتم مطالعهمو نسبت به تیپ شخصیتیم بالا ببرم نه برای اینکه خودمُ
به کسی ثابت کنم نه!
بلکه حداقل خودم ریشهی احساساتمو
بفهمم و علمی درکشون کنم!