اول از یه تجربه شخصی بگم و در ادامه
علت پرداختن به این موضوع رو...
خب از اونجایی بگم که
من عمدتا تو جمعهای شلوغ مخصوصا با حضور افراد جدید به شدت اذیت میشدم (و میشم)
و از یجایی به بعد عمیقاً نیاز به
سکوت و تنهایی مطلق دارم
تا یه سنیام خیلی باهاش مبارزه میکردم...
یعنی با علم اینکه میدونستم قراره اذیت بشم خودمُ تو موقعیتهای پر جمعیت و رویدادهای جدید قرار میدادم تا به زعم خودم
مثلاً «گرایش روحیمو» تعدیل کنم...
اما تقریبا هیچ تاثیری نداشت
و اون احساس منفی بعد از شلوغی
هر دفعه به قوت قبل باقی بود!
و خب کساییام که عمدتا اطرافم بودن افراد فوق برونگرا و اجتماعی بودن و درک این حالت من براشون سخت بود و یه وقتایی شاید باعث میشد اذیت بشن...
این شد که
تصمیم گرفتم مطالعهمو نسبت به تیپ شخصیتیم بالا ببرم نه برای اینکه خودمُ
به کسی ثابت کنم نه!
بلکه حداقل خودم ریشهی احساساتمو
بفهمم و علمی درکشون کنم!
نتیجه چندین پادکست، مقاله، دوره و...
این شد که الان خودم نسبت به خودم و اطرافیانم و مدلای شخصیتی مختلف
تا حد خوبی پذیرش پیدا کردم...
اما...
جامعه روز به روز بیشتر به سمت تظاهر و نمایش پیش میره... و عمدتاً سوشال مدیا برونگرا بودن افراطی رو به عنوان سبک سالم ارتباط گیری به خورد مردم میده
و تو خواه نا خواه در معرض قضاوتهای
هرچند سطحی اما آزار دهنده قرار میگیری...
و یه وقتایی به خودت میگی نکنه
اینا درست میگن؟
نکنه واقعا این یه مشکله؟
و ممکنه دچار پدیدهی شرم درونگرایی بشی!