همینجوری داشتم با معینی حرف میزدم سوار قطار شدیم بعد ابجیم زنگ زد که شناسنامت کجاس همزمان که دستمو کردم تو جیبم بگم که اره دسته خودمه دیدم نیست از لای در مترو دیدم افتاده رو زمین دستو پامو گذاشتم لای در باز بشه
درسته دستم برگشت دوییدم رفتم شناسنامرو برداشتم از اونور معینی نصفش تو قطار بود نصفش بیرون که نزاره در بسته بشه 😭😭😭
خواهرم واقعا حس مادری داره😂
نـاوک ☽
همینجوری داشتم با معینی حرف میزدم سوار قطار شدیم بعد ابجیم زنگ زد که شناسنامت کجاس همزمان که دستمو ک
رفتار جنتلمندانه معینی بخاطر این بود که قبلش نشونه رو دید😂😂
تو یه روز و یه ماه بدنیا اومدیم
نـاوک ☽
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_m3n0oes&btn= چیکاره این؟
عکس ساعتتو بزاررر
-
عکس ندارم ازششش دوباره دستم کردم میفرستم