چاییم نریزه همینکه متوجه بشه چیکار کرده بسه برام
جدیدا بحرانی که رو به رومه پروسه معذرت خواهی و دلجویی نیست پروسه اینکه بفمونم به طرف چیکار کرده باهام پیش قدم شده
تو بلا تکلیف ترین حالت ممکنم
نمیدونم یعنی هنوز اونقدر تو این مرحله رشد نکردم که خدا برای بار سوم درست همون امتحانای قبلیرو ازم میگیره یا این روند زندگیمه باید بهش عادت کنم؟
هرچی هست دارم نقطه میرسم دیگه خدایا یا راهی نشونم بده یا راهی نشونم بده
قربونت برم بخدا نکه نخوام بلد نیستم
البته شک ندارم خدا تموم کمبود هامو با حسن جبران کرد
اضطراب اجتماعی حسن صفر از صده ینی دقیقا برعکسه من باورم نمیشههه
رفته توروی زنه وایستاده میگه ینی نگین دماغشو چجوری زده😭
نـاوک ☽
دلم دسر میخواست یچی پختم بح بح من در اوردی
این خیلی خوشمزه شد
سه چهار تا قاشق پنیر گچی شیرین یا خامه ای ،نصف یه پاکت خامه صورتی ،باهم هم میزنیم یدست شه
بعدش دوتا زرده تخم مرغ و با سه تا قاشق شکر رو بخار کتری هم میزنیم تا بپزه ولی صفت نشه
با وانیل میریزیم تو خامه و بعدشم بیسکوییت پتی بور با نسکافه مرطوب میکنیم و لایه لایه میچینیم
تو مایه های همون تیرامیسوعه ولی دمه دستی تر