عشقِ من کور نیست؛ چشمانش را داوطلبانه به تاریکیِ مطلق سپرده است
در سایهها میخزد، زمزمههایی برمیانگیزد که گوشِ عقل تابِ شنیدنش را ندارد،
و جهانی را وعده میدهد که در ژرفای هولناکترین کابوسها شکل گرفته است
این شهدی مسموم است،
و من مشتاقانه، قطرهقطره آن را مینوشم؛
به امید آنکه این دردِ دلفریب، جاودانه بماند.
echob𐔎t
I told myself it was just a little chaos
But it seemed to be cut from the same cloth as us
هدایت شده از ָ࣪Deerling's Secret
https://eitaa.com/joinchat/1345914446Ca7f36edd61
ارادت دخترا ، بخاطر شرایط فعلی محفلی زدیم تا دور هم درس بخونیم و از اتفاقات جnگ و روaبط احساسی مووان کنیم ᮬ᷼ ᮬ᷼ ⃘🐚 ࣪.
᷒᩹ فقط میزبان حضور دختربلا هاییم ᷒᩹