عشقِ من کور نیست؛ چشمانش را داوطلبانه به تاریکیِ مطلق سپرده است
در سایهها میخزد، زمزمههایی برمیانگیزد که گوشِ عقل تابِ شنیدنش را ندارد،
و جهانی را وعده میدهد که در ژرفای هولناکترین کابوسها شکل گرفته است
این شهدی مسموم است،
و من مشتاقانه، قطرهقطره آن را مینوشم؛
به امید آنکه این دردِ دلفریب، جاودانه بماند.
echob𐔎t
I told myself it was just a little chaos
But it seemed to be cut from the same cloth as us
هدایت شده از 𝓓ᥙrᥱliᥲ
زیبایی اون مثل انعکاس ماه در آبهای عمیق یک غار مخفی و دستنیافتنیه
هدایت شده از ֗ ִ ᥲძiᥒᥲ ֗ ִ
یوزر ِ?MamadE ، اولین باری که واسه کوتاه اومدن و جواب ندادن و مظلوم بودنت و مهربونی بیش از حد ضربه بخوری ، میفهمی اونایی که از حقشون نمیگذرن و با صراحت جواب میدن و تا سه روز قیافه میگیرن ، عزیزترن .
هدایت شده از ֗ ִ ᥲძiᥒᥲ ֗ ִ
یوزر ِMehrnaz ، برای ِاونی که باید د^᪲r^᪲شو میزاشتی ، توی ِخ^᪲ᥒ^᪲گ صدتو گذاشتی .
هدایت شده از ֗ ִ ᥲძiᥒᥲ ֗ ִ
یوزر ِ-MeShKi ، حواست باشه امروز 8 تا لیوان آب بخو^᪲r^᪲ی تا راحت بش^᪲ᥲ^᪲شی تو این وضعی که داریم .