🔹آنچه فریدمن لیبرالیسم نامید همان بنیادگرایی بازار بود که ماامروزه آنرا با عنوان نئولیبرالیسم میشناسیم
🆔@Economy_tweet
💢مقدمه
فلسفه رادیکال فریدمن در ۱۹۶۰ با انتخاب رونالدریگان به فلسفه عمومی کشور( وبعد جهان) تبدیل شد. موفقیت عمده این فلسفه بیشتر به درخدمت گرفتن کلمه آزادی مربوط میشد تا ارائه تحلیل اقتصادی قانع کننده آن!
همزمان حقوق اولیه شهروندی (مسکن شغل حقوق برابر ) از اولویت افتاد
🆔@Economy_tweet
🔹طبقه کارگر از بین رفت و با کاربرد فلسفه «مسئولیت شخصی خودشونه » فقرا و محرومین فراموش شدند.
همزمان به مسئولیت ما دربرابر همدیگر و اجتماع و مفهوم برابری ( فرصتها ) که لازمه مردمسالاریست حملات وسیعی شد.
🆔@Economy_tweet
🔹در حالیکه جناح محافظه کار و راست هنوز مقصر اوضاع فعلی را چپها می دانند،
حتی وجود فلسفه و نظام غالب نئولیبرالیزم و جهانیسازی برای خیلی افراد ناشناخته است.
در واقع، جهانی که ما امروز در آن زیست و تنفس می کنیم
تماما توسط دست پنهان نئولیبرالیزم ساخته و پرداخته شده است.
🆔@Economy_tweet
🔹فصل ۱-۱ خلاصه:
در این فصل ابتدا نویسندگان اوضاع سیاه فعلی را بیان می کند. هدف از بیان سیاهیها اینستکه راهی جز تغییر باقی نمانده و همگان باید برای چاره اندیشی بسیج شوند
سپس بیان اینکه چطور علم اقتصاد باید بجای مشکل-با کمک گرفتن از جامعه شناسان- قسمتی از حل مساله باشد.
🆔@Economy_tweet
🔹فصل ۱-۲
امروزه کمتر کسی است که زندگی بهتری از والدین خود داشته باشد. نابرابریهای امروز فقط در عصر طلا دیده شده .
آلودگی شدید هوا ، شورشهای خشن و پیاپی اجتماعی، …
به گمان نویسنده راه حل برای این مشکلات پیچیده وجود دارد و برای حل آن جامعه شناسان باید به اقتصاد دانان بپیوندند.
🆔@Economy_tweet
🔹اقتصاد امروز دنیا در حال یک دگرگونی خلاقانه است که فقط برای اهل آن روشن است. گرچه نیروهای مقاومی برای تغییر وجود دارد.
ابزارهای اقتصادی برای ایجاد «ثروت مردم» لازمست. و از آنجا که مساله خلق ثروت دغدغه اصلی اقتصاددانان بوده است فقط باید به مردمیسازی آن کمک کنند ونه متوسط مقدار آن
🆔@Economy_tweet
🔹برای کمک به خلق ثروت مردم تاسیس شده است این نهاد فقط برای ارائه یک سری سیاست برای توزیع ثروت خلق نشده بلکه برای ایجاد سیستم جایگزین بنیادگرایی بازار که در حال حکمرانی بر جهان است و خود را به عنوان «علم اقتصاد» شناسانده بوجود آمده است
🆔@Economy_tweet
🔹فصل ۱-۵
در کارگروههایی که با عنوان «جایگزینهایی برای نئولیبرالیزم » مکررا برگزار شد و.کارشناسان و متخصصان از همه علوم حضور داشتند مشخص شد اکثریت مطلق متفکران جامعه به لزوم تغییر واقف و به آن مشتاقند.
🆔@Economy_tweet
🔹فصل ۱-۶
همانطور که گروهی از الیت موثر جهانی در اجرای سیاستهای هایک و فریدمن برای حاکمیت بازار، مخالفت با دخالت دولت، بی قاعده شدن (آزادی) بازار ، قراردادی کردن کارگر، کاهش دستمزد… نقش اساسی داشتند،
برای اجرای سیستم جایگزین نئولیبرالیزم به چنین اقلیت موثر از الیت نیاز داریم
🆔@Economy_tweet
🔹فصل ۱-۷ : علم اقتصاد
تمرکز علم اقتصاد بر
بازار و سود آن،
متدولوژی فردگرایانه
و فرمولگرایی ریاضی آن
بدون توجه به عواقب اجتماعی و .. یک تصمیم باعث شده اقتصاد همان نئولیبرالیزم به نظر آید و باعث بدبینی عمیق مردم نسبت به آن شده .
مردم خواستار تحول بنیادین در علم اقتصاد هستند.
🆔@Economy_tweet
🔹فصل ۱-۸
از طرفی موسسات محافظه کار «علم اقتصاد» را انحصارا در ید خودشان در حلقه های سیاست ورزی معرفی کرده اند
(علم اقتصاد ماییم و حرف بقیه علم نیست)
و به سیاستمداران اینطور القا کرده اند که برابری فرصتها عمیقا به کارآمدی اقتصاد کشور ضربه وارد میکند
🆔@Economy_tweet