خواست وام شهریه نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ از سوم تا شانزدهم اردیبهشت 1405 میباشد 👉
👇راهنمای مراحل درخواست وام شهریه👇
پیش از انجام مراحل زیر، بروشور وام و پیوست آن را با ریزبینی و خط به خط بخوانید و به یاد داشته باشید.
۱- نخست با ضامن و نمونه فرم سند تعهد که از کانال برداشته میشود به دفترخانه اسناد رسمی رفته و سند رسمی تهیه شوپ.
۲- اگر شماره حساب در بانک تجارت ندارید گشایش حساب شود و چنانچه شماره حساب از گذشته دارید شماره شبا را از بانک بگیرید.
۳- چنانچه در سامانه صندوق پرونده ندارید با رفتن به وبگاه refah.swf.ir از لینک «ثبت نام کاربر جدید»
الف- ایجاد پرونده نموده
ب-سپس از منوی «ثبت نام» ایجاد مقطع شود.
ج- از زیرمنوی «تکمیل اطلاعات» شماره شبا و شماره حساب(نخست شماره شبا ثبت گردد شماره حساب را سامانه خودش میگیره)، تاهل، وضعیت سربازی، نشانی و شماره تلفنها ثبت شود.
ج- سپس از منوی تسهیلات و زیرمنوی «ثبت سند» سند تعهد را بارگزاری و تعریف کند، ( حکم کارگزینی و فیش حقوقی نیز در همین زیرمنو پیوست شود)
دانشجویانی که از پیش پرونده دارند، پس از اطمینان از ثبت پایان تحصیل از «منوی ثبت نام و زیرمنوی ایجاد مقطع » مقطع کنونی را ایجاد نمایند، نیاز به ایجاد پرونده نمیباشد.
۴- برای درخواست وام از منوی «تسهیلات/ زیرمنوی درخواست وام/گزینه وام جدید»، انجام شود.
5- تحویل مدارک
سند تعهد و حکم کارگزینی یا فیش حقوقی و نامه کسر از حقوق پس از ثبت اینترنتی باید به اداره رفاه تحویل گردد.
زمانندی وامهای دانشجویی نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴ـ۱۴۰۵:
تحصیلی و ودیعه مسکن از نهم اسفند 1404 تا دوم اردیبهشت 1405
ضروری و شهریه از سوم تا شانزدهم اردیبهشت 1405
این زمان تمدید نمیشود و اولویت پرداخت با آنان است که زودتر درخواست دهند.
قابل توجه دانشجویان متأهل غیر شاغل خواهان وام ودیعه مسکن نیمسال دوم سال تحصیلی 1404-1405
آغاز درخواست وام ودیعه مسکن در سایت صندوق رفاه 1404/12/9 و پایان درخواست 1405/2/2 میباشد، اولویت پرداخت با کسانی است که زودتر درخواست دهند، اگر درخواستها در روزهای پایانی ثبت شود امکان پایان یافتن بودجه و پرداخت نشدن در نیمسال کنونی میباشد.
مدارک:
1-سند تعهد محضری با دونفر ضامن کارمند رسمی یا پیمانی دولت، ارزش سندها باید بیش از سیصد میلیون باشد.(ارزش سند کارمند رسمی و پیمانی 300 میلیون و بازنشسته و کارمند قراردادی 150 میلیون تومان میباشد و سامانه ارزشگذاری میکند.)
2- قولنامه مشاور املاک با کد رهگیری و قولنامه از سایت خودنویس
3- تشکیل پرونده در وبگاه refah.swf.ir و ثبت شماره حساب بانک تجارت از هر شعبهای
4- نامه کسر از حقوق به مبلغ دویست و پنجاه میلیون و با عنوان صندوق رفاه دانشجویان تاکید میشود حتماً در بالای نامه صندوق رفاه دانشجویان باشد در غیر اینصورت صندوق آن را پذیرش نخواهد کرد.
مبلغ وام برای شهر کرمان225 میلیون تومان و برای شهرستانها 150 میلیون تومان میباشد.
زمان بازپرداخت: این وام قسط بندی نمیشود و در هنگام پایان سنوات مجاز تحصیل (دانشجویان دکتری و کارشناسی پایان نیمسال نهم، ارشد ناپیوسته، کاردانی و کارشناسی ناپیوسته پایان نیمسال پنجم، دکتری دامپزشکی و ارشد پیوسته حقوق پایان نیمسال سیزدهم) باید یکجا پرداخت شود.
پیروز و کامروا باشید
چهارشنبه 1404/12/7
راهنمایی مراحل درخواست وام
پیش از انجام مراحل زیر، بروشور وام و پیوست آن را با ریزبینی و خط به خط بخوانید و به یاد داشته باشید.
۱- نخست با ضامن و نمونه فرم سند تعهد که از کانال برداشته میشود به دفترخانه اسناد رسمی رفته و سند رسمی تهیه شود. (چنانچه نیاز به چند ضامن بود میشود دریک سند چند تن ضمانت دهند.)
۲- اگر شماره حساب بانکی ندارید گشایش حساب شود و چنانچه شماره حساب از گذشته دارید شماره شبا را از بانک بگیرید.
(تا سال پیش سامانه تنها شماره حساب بانک تجارت را میگرفت ولی از نیمسال نخست سال تحصیلی 1404-1405 حساب دیگر بانکها را نیز میپذیرد و پافشاری بر گشایش حساب در بانک تجارت نیست.)
۳- چنانچه در سامانه صندوق پرونده ندارید با رفتن به وبگاه refah.swf.ir از لینک «ثبت نام کاربر جدید»
الف- ایجاد پرونده نموده
ب-سپس از منوی «ثبت نام» ایجاد مقطع شود.
ج- از زیرمنوی «تکمیل اطلاعات» شماره شبای حساب بانکی، تاهل، وضعیت سربازی، نشانی و شماره تلفنها ثبت شود.
ج- سپس از منوی تسهیلات و زیرمنوی «ثبت سند» سند تعهد را بارگزاری و تعریف کند، (کسانی که نیاز به گواهی کسر حقوق دارند،«درخواستکنندگان وام ودیعه مسکن» این گواهی را باید در همین زیرمنو پیوست نمایند. حکم کارگزینی و فیش حقوقی نیز در همین زیرمنو پیوست شود.)
چنانچه دانشجو ویژگی خاصی دارد از همین زیرمنو ویژگی را تعریف و سند ویژگی را پیوست نمایند.
دانشجویانی که از پیش پرونده دارند، پس از اطمینان از ثبت پایان تحصیل از «منوی ثبت نام و زیرمنوی ایجاد مقطع » مقطع کنونی را ایجاد نمایند، نیاز به ایجاد پرونده نمیباشد.
۴- برای درخواست وام از منوی «تسهیلات/ زیرمنوی درخواست وام/گزینه وام جدید»، انجام شود.
5- تحویل مدارک
سند تعهد و حکم کارگزینی یا فیش حقوقی و نامه کسر از حقوق پس از ثبت اینترنتی باید به اداره رفاه تحویل گردد.
پیوست بروشور وام دانشجویی
1-وام ضروری با رویداد لوازم کمک آموزشی چون در آیین نامه نبوده بنابراین در بروشور نیز نیامده ولی خوشبختانه در سامانه جاسازی شده است.
برای گرفتن آن با پیوست کردن فاکتور یا پیشفاکتور لوازم کمک آموزشی مانند لپتاپ، کامیپوتر، گوشی، نوشتافزار و لوازم دانشجویان فنی و هنر در پرتال سامانه صندوق رفاه دانشجویی، درخواست وام ثبت میشود.
(فرم وام ضروری تنها ویژه رویدادهای بیماریهای خاص و سانحه و تصادف میباشد که پزشک معتمد و معاون دانشجویی باید مهر و امضا کنند و پیوست درخواست وام ضروری شود بنابراین برای دیگر رویدادها نیازی نیست. خواهش میکنم دیگر در این مورد نپرسید)
2- برای درخواست وام تحصیلی، پیوست تصویر صفحه اطلاعات جامع آموزشی یا انتخاب واحد نیمسال کنونی از سامانه گلستان نیاز است، در صورت پیوست نبودن درخواست وام برای ویرایش رفع نقض میخورد.
3- برای گرفتن وام تحصیلی با افزایش ویژگی کمیته امداد و سازمان بهزیستی، دانشجو باید هر نیمسال نخست با پیوست کردن معرفینامه از کمیته امداد و بهزیستی در منوی تسهیلات/ زیرمنوی ویژگی، این ویژگی را ثبت سپس درخواست وام تحصیلی دهد.
دانشجویان متاهل نیز برای ضریب دو شدن وام تحصیلی باید سند ازدواج خود را ثبت کنند و چنانچه ثبت نشد به اداره رفاه بیایند.
4- دانشجویان برتر، ممتاز، نمونه، مبتکر، توانخواه (نابینا و کمبینا، ناشنوا و کم شنوا و معلول جسمی و حرکتی) و پذیرفتهشدگان بدون کنکور تنها یکبار در مقطع با تعریف ویژگی در منوی تسهیلات/زیر منوی ویژگی و پیوست کردن سند، میتواند از ضریب پنجاه درصد افزایش وام تحصیلی برخوردار شود.
(نخست باید ثبت ویژگی و سپس درخواست وام شود)
الف- دانشجوی برتر: رتبههای کشوری ۱ تا ۵۰۰ کنکور کارشناسی، رتبههای ۱تا ۳ برگزیدگان جشنواره خوارزمی، پذیرفتهشدگان رتبههای ۱ تا ۳ المپیادهای علمی دانشآموزان در مقطع کارشناسی
ب- دانشجویان ممتاز: معدل کل بالای ۱۸ برای رشتههای علوم انسانی و بالای 17 رشتههای مهندسی و علوم
ج- دانشجویان نمونه: توسط سازمان امور دانشجویان برگزیده میشوند.
د- دانشجو مبتکر: دانشجوی مخترع و مکتشف با تایید معاونت پژوهشی و استعدادهای درخشان
ه- دانشجویان توانخواه، باید تایید از پزشک متخصص و سازمان بهزیستی را پیوست ویژگی نمایند.
5- وامهای رفع نقض
کسانیکه وام آنها رفع نقض خورده باید وارد منوی کارتابل شده و مدارک خواسته شده را پیوست و در پایان کلید ارسال را بزنند. نباید از منوی تسهیلات و درخواست وام وارد شوند.
6-کسانیکه نوع وام برایشان نمایش نمیدهد به شوندهای زیر است: ۱-شماره حساب و سند تعهد ثبت نشده، ۲-وام ضروری با این رویداد را در پیشتر یا نیمسال کنونی گرفتید.۳- در وام ودیعه مسکن و وام ازدواج، رویداد ازدواج ثبت نشده است. 4- ارزش سند یا سندهای تعهد در سامانه از وام درخواستی کمتر است یا سقف ارزش سندها به مجموع وامهای دریافت شده و درخواست شده، رسیده است بنابراین باید سند جدید به سامانه بیفزایید. 5- سامانه برای وام مورد نظر هنوز باز نشده یا تاریخ درخواست آن گذشته، در چنین حالتی گاهنامه وامها را ببینید.6- شاغل بودن دانشجو (دانشجو بیمه پرداز باشد) 7-سنوات تسهیلاتی و دریافت وام به پایان رسیده، نیمسال نهم و پس از آن در دکتری و کارشناسی و نیمسال پنجم و پس از آن در ارشد و کاردانی
7- وام همزمان
دانشجو میتواند در یک نیمسال همزمان سه وام تحصیلی، ضروری و ودیعه مسکن را بگیرد ولی درخواست دو رویداد وام ضروری در یک نیمسال شدنی نیست.
8- برای همه وامهای دانشجویی به جز ودیعه مسکن که دو تا سه ضامن میخواهد (بسته به ارزش سند تعهد) یک ضامن بسنده میباشد.
۹-قابل توجه دانشجویان گرامی که الف-ضامنشان در کرمان نیست👇👇👇یا ب-ضامن بازنشسته دارند.
الف-ضامنهای این بزرگواران میتوانند وکالت محضری دهند و به کرمان بفرستند و دانشجو میتواند با این وکالت نامه به دفترخانه رفته و به عنوان متعهد (وامگیرنده) و ضامن امضا کند.
۲-در ضمن بازنشستگان کشوری، لشگری، تأمین اجتماعی و مستمری بگیران میتوانند ضامن وامهای دانشجویی شوند. ارزش ضمانت آنها تا 150 میلیون تومان است و کارمندان رسمی و پیمانی 300 میلیون است.
شوربختانه کارهای آزاد با پروانه کسب نمیتوانند ضامن شوند، پرسش نفرمایید.
وضعیت وام 👇👇👇👇
قابل توجه دانشجویان بزرگوار که میخواهند بدانند وام آنها در کدام ایستگاه فرایند پرداخت است
«دیدن وضعیت وام»
برای دانستن وضعیت پرداخت وامهای دانشجویی، با رفتن به منوی تسهیلات / زیرمنوی درخواست وام ، وضعیت وام خود را ببینید.
1-چنانچه وضعیت وام «پرداخت شد» باشد، وام تحصیلی شما به شماره حساب ثبت شده در سامانه واریز شده است. البته ممکن است هنوز واریز نشده باشد به این دلیل:(این وضعیت واپسین مرحله فرایند پرداخت وام است و یعنی وام به تایید امور مالی رسیده و چک و لیست پرداخت در بانک است و در روزهای نزدیک پرداخت خواهد شد و چه بسا اندکی زمانبر باشد، دانشگاه در این میان هیچ دخالت نداشته و از زمان واریز آگاهی ندارد، شکیبایی فرموده و نگران نباشید.)
2-اگر وضعیت وام «بررسی کارشناس صندوق باشد» درخواست وام به تایید کارشناس اداره رفاه و معاونت دانشجویی دانشگاه رسیده و نوبت تایید صندوق رفاه است.
3-اگر وضعیت «بررسی کارشناس دانشگاه» باشد، وام در نوبت تایید کارشناس است و امید به خدا تایید میشود. با شکیبایی نیایش نمایید.
4-وضعیت «در انتظار بررسی معاونت دانشجویی» معاونت دانشجویی باید وام را تایید نمایند که زمانبر نیست.
پاینده باشید
👈 وضعیت وام را با رایانه ببینید، بیشینه گوشیها وضعیت را نمایش نمیدهند👉
@swf_bot
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆
نشانی هوش مصنوعی صندوق رفاه دانشجویان وزارت عتف در پیامرسان بله
بزرگواران میتوانند با رفتن به این نشانی پرسشهای خود را بپرسند
در پاسداشت امامقلیهای زمانه کوشا باشیم
✍ حسین قطبالدینی
اللهوردیخان کودک گرجستانی که از زمان شاهطهماسب تا شاهعباس بزرگ، از بردگی و غلامی به فرمانروایی استان پارس و سپهسالاریِ ایران و درهم شکننده سپاه عثمانی رسید و به همراه گنجعلیخان فرمانروایِ کرمان و قندهار و قرهقچایخان فرمانروایِ خراسان سه پایهی شاهنشاهی شاه عباس بودند، پل اللهوردیخان (سیوسه پل اصفهان)، مدرسه خان شیراز، چند کاروانسرای باشکوه میان شیراز و اصفهان، گنبد و رواق اللهوردیخان در سوی شمالِخاوری ضریح امامرضا که در سال ۱۰۲۲ قمری در آن آرام گرفت، از یادگارهای اوست، اما یادگار ارزشمندتر او شیرپسری بنام امامقلیخان بود که بندر گمبرون را از دست پرتغالیها آزاد کرد و بندر عباسیاش نامید، جزیر هرمز را نیز پس گرفت و سروری و فرمانروایی ایران را بر تنگه هرمز و دوسوی آن تا چابهار و آبادان برپا و پاینده کرد، در گشودن عراق و عتبات دست بلند ایران بود و در روزهای پایانییِ زندگی شاهعباس در راه آزادسازی بصره بود که مرگ شاه، کار بزرگش را نیمهکاره کرد. این روزها که همه جا سخن از تنگه هرمز، دریا و نبردهای میهنپرستانه است، روان پدر و پسر شاد و یادشان همچنان جاودانه!🙏🙏
روز نهم اسفند ۱۴۰۴ در میانه گفتگوهای آشتی و مذاکره، اهریمننابکار «ترامپ» و محکوم جنایت جنگی «نتانیاهوی سنگدل و خونریز» بر کشورمان که هنوز از زخم پیشین بهبودی نیافته بود، ناجوانمردانه و غافلگیرانه تاختند و ننگ کودک کشی را در ساعت آغازین جنگ بر پیشانی خود زدند ولی با تدبیر و ایستادگیهای بزرگمردان و جاویدنامهایی چون سرداران تنگسیری، پاکپور و امیر موسوی به پیروزی نسبی رسیدیم و دشمن نیرنگباز و ریاکار که به گفته رسانههای دروغپراکن اینترنشنال و صدای آمریکا، برای آزادی مردم ایران آمده بود، پس از انباشتن گنجینه جنایتهای جنگی خود و رسوایی آشکار، ناگزیر به درخواست آتشبس شد. امروز پس از گذشت چهار سده، آشکار شد که این کهندیار اللهوردیخان و امامقلیخانهای آماده جانفشانی و جانبازی دارد، یادشان را نیک میداریم و بر راهشان در پدافند از کشور پای میفشاریم.
خدایا اکنون که تشت رسوایی نابکاران در ویرانییِ ایران از بام افتاده، به ما بینشی ارزانی فرما که با خاموش کردن بوقهای دروغگو، در راه بهبود زخمهای ایرانمان بیش از پیش کوشا باشیم.
امامقلیخانام آرزوست
پنجشنبه 1405/1/27
بخش نخست
جانان من اندوه لبنان کشت ما را
✍ حسین قطبالدینی
گویا با فشار آمریکا، نتانیاهویِ ستمپیشه ناگزیر به پذیرش آتشبس ده روزهای از ساعاتی پیش با لبنان و حزبالله شده است و این نشانه پیشرفت گفتگوهای ایران و آمریکا و جایگاه نسبتاً خوب ایران است. کینهجویی، ددمنشیهای و کشتارهای کور نتانیاهو در لبنان در روزهای پس از آتشبس نشانه بهبود جایگاه جنگی ایران پس از کمک حزبالله و شیعیان لبنان به ایران در جنگ چهل روزه میباشد. با گذری در تاریخ چند هزار ساله ایران میتوان پیوندهای دیرین دو ملت را دید. لبنان و تمدن فنیقیه پس از گشودن کشور لیدیه در نیمه دوم سده ششم پیش از میلاد به همراه بابل و کشورهای زیر دست آن در زمان کوروش بزرگ به امپراتوری ایران پیوست، فنیقیها که دریانوردانی کارآزموده و چیرهدست بودند و در کرانههایِ دریاهای گوناگون چون کارتاژ در آفریقا رخنه کرده و دولتشهرهایی داشتند، با پذیرش سروریِ هخامنشیان، فرهنگ و نفوذ ایران را تا کشورهای دوردست گسترش دادند و تا پایان فرمانرواییِ هخامنشیان با ایرانیان در آشتی و آرامش زندگی کردند. پس از شکست ساتراپهای ایرانی آناتولی به مرکزیت سارد در جنگ «گرانیک» و شکست داریوش سوم در نبرد «ایسوس» در جنوب شرقی ترکیه، اردوگاه و خانواده داریوش در شمال سوریه به دست اسکندر افتاد و داریوش برای آمادهسازی لشکر به میانرودان گریخت و اسکندر بندر فنیقیه و شهر صور کنونی را پیرامون گرفت و پس از نبردهای سخت و پیچیده پس از هفت ماه شهر به دست یونانیان افتاد و اسکندر در کرانه مدیترانه به سوی جنوب پیشروی کرد ولی دوباره به دژ سرسخت و پایداری به نام غزه رسید که آنهم پس از چهل روز گشوده شد. اگر باستانی پاریزی جنگ چهل روزه کنونی را دیده بود شاید نیاکان تکاوران حزبالله و حماس را در میان جنگجویان دلیر صور و غزه که دوشادوش هخامنشیان با یونانیان میجنگیدند را به گولخوردگان رسانههای دشمن چون اینترنشنال و صدای آمریکا میشناساند. در روزگار اشکانیان و ساسانیان نیز ایرانیان با لبنان پیوندهایی داشتهاند که از شکیبایی این یادداشت بیرون است.
برکامه (علیرغم) اینکه شهرهای ری، قم، کوفه و بغداد خاستگاه شیعه دوازده امامی بودند ولی چون زیر فشار سنیهای متعصب غزنوی و سلجوقی شیعیان از نظر نظری ناتوان شده بودند بنابراین خواجه علی مؤید امیر سربداران که در نیمه دوم سده هشتم پس از برپایی فرمانروایی سربداران در بخشهایی از شمال خاوری ایران فرمانروایی داشت از شمسالدین محمد ابن مکی نامدار به شهید نخست درخواست رساله فقهی کرد و او کتاب «المعة الدمشقیه» را در فقه دوازده امامی نگاشت که تا امروز یکی از بنمایههای (منابع) آموزش فقه در حوزههای علمیه میباشد.
پس از زایش، گسترش و پایندگییِ فرمانروایی دودمان صفوی از آمودریا و مَکُران در خاور تا دجله و دریاچه وان و دریای سیاه در باختر و پذیرش سروری و رهبرییِ دینی-مذهبی و معنوی فقیهها و دانشمندان دینی از سوی شاه طهماسب فرزند شاه اسماعیل بنیانگذار این دودمان،
نیاز به اندیشمندان و دانشمندان شیعه آشکار شد و چون فشار سنیهای متعصب عثمانی به دلیل دشمنی با صفویان به دانشمندان شیعه بالا گرفته بود، خیزی از جنبش فقیههای شیعه به سوی ایران پاخاست و پدر و خویشان شیخ بهایی از آغازگران این جنبش بودند. اوج این جنبش در چهار دهه فرمانروایییِ شاهعباس بزرگ بود. شیخ بهایی، نابغه عرب لبنانی که آرامگاهش در حرم رضوی است، رساله عملیه فقهی خود را بنام «جامع عباسی» به پارسی نگاشت. کاری که پیشینهای نداشت. شاه عباس مسجد شیخ لطفالله را در روبروی کاخ عالیقاپو در میدان نقش جهان برای پدر همسرش شیخ لطفالله میسی ساخت. این خیز کمابیش تا پایان صفویان برپا بود. شیخ حُر عاملی نویسنده کتاب حدیث وسایلالشیعه و یکی از سه محمد ثالث آخرین، در کتاب رجالییِ خود که زندگینامه علمای شیعه را به نگارش کشیده، یک فصل کتاب را ویژه علمای لبنان کرده که شمار بسیاری از آنها نیز مانند خودش و شیخ بهایی، ملیت ایرانی داشتهاند. آرامگاه این نویسنده در صحن عتیق یا انقلاب حرم رضوی است. شاید پیش از سده نهم آمیختگی مردمان ایران و لبنان را داشتهایم ولی پس از آن گسترش بیشتری یافت.
ادامه یادداشت را در بخش پایانی ببینید
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
بخش پایانی
جانان من اندوه لبنان کشت ما را
✍ حسین قطبالدینی
نهال و بوتهای که فقیهان لبنان در ایران کاشتند در سده چهاردهم بار داد و پس از بنیانگذاری دولت اسرائیل و جنگهای داخلی لبنان، حوزه علمیه قم امام موسی صدر را برای کمک و رهایی شیعیان جنوب لبنان به آنجا گسیل داشت که پس از استوارییِ جایگاهش، سازمان نظامی امل را به فرماندهی دکتر مصطفی چمران برای پیکار با اشغالگران اسرائیلی راهاندازی کرد، بسیاری از رهبران و فرماندهان حزبالله چون سیدعباس موسوی و شیخ حسن نصرالله هم از باشندگان امل بودند. در سالهای نخست دهه شصت و در گرماگرم جنگ ایران و عراق، آقای محتشمیپور سفیر ایران در سوریه با پشتیبانی لبنانیها جنبش حزبالله را به رهبری شیخ صُبحی طُفِیلی بنیان نهاد. پیشینه و کارنامه حزبالله از شکیبایی این یادداشت بیرون است.
در جنگ با بیگانه و گرگ و اژدهایِ سنگدلی چون نتانیاهو و نژادپرست و خودشیفتهای چون ترامپ، منطق فرمان میدهد که انسان با هرکسی و چه بسا ابلیس هم دست دهد، اما هنگامی کسانی با پیشینه بالا باشند شایسته است کمک و همراهی آنان را با جان و دل پذیرفت. این بزرگواران با از خودگذشتگی و جان برکفی در پیشاپیش سنگرهای ما ایستادند و برای ایران سر و جان دادند. پس از آتشبس، نتانیاهو بسیار کوشش و تلاش کرد که پرونده لبنان و به ویژه حزبالله را از آتشبس ایران جدا کند ولی با پایمردی و ایستادگی ایران ناچار به پذیرش آتشبس شد، هرچند که میشود پیشبینی میشود چنانچه بازهای پیش آید پیمان میشکند و کشتار آغاز میکند چون ماناییاش در جنگ است، ولی دم، غنیمت است و امیدواریم که دیگر جنگی در جنوب لبنان آغاز نگردد.
تا ساعاتی پیش که جنگ در لبنان زبانه میکشید آتشبس و آرامش ایران لطفی نداشت و سوگآلود و غمبار بود. امروز مردمان آزاده و شرافتمند در ایران و جهان میتوانند شادمان باشند و بر این شادی سرافرازی کنند.
پاینده ایران، آرام و آباد لبنان
آدینه 1404/1/28
برای آشنایی با حمله بیگانه بازفرست نمایید
✍حسین قطبالدینی
قافیه چو تنگ آید شاعر به جفنگ آید!
بخش نخست
اسکندر مقدونی در گذر میان سالهای ۳۳۲ تا ۳۲۰ پیش از میلاد و با سه جنگ بزرگ ایران را گشود، در ایسوس خانواده داریوش سوم را به بند کشید، نخست دختر یکی از سرداران ایرانی را به همسری گرفت و سپس دختر داریوش بنام ستاره را که دربندش بود به زنی برگزید. یونانیان وارونه ایرانیان همجنسباز بودند و اسکندر غلامی بنام بااُگوس داشت که هنگام برگشت اسکندر از هند، استاندار یا ساتراپ ایرانیِ استان پارس او را تحویل نگرفت و او کینه استاندار را به دل گرفت و هنگامی که اسکندر ازو کام میگرفت از استاندار بدگویی کرد و با این سخنچینیها، اسکندر خون استاندار ایرانیِ را ریخت😔.
به پیروی از اسکندر دیگر سردارانش دختران بزرگان ایران را به زنی گرفتند، سلوکوس که پس از مرگ اسکندر فرمانروای ایران شد دختری آپامه نام را به زنی گرفت که جانشینش آنتیوخوس فرزند اوست.
نخستین جنبش ایرانیان به رهبری «ارشک» هشتاد و چهار سال پس از یورش اسکندر به ایران به دلیل اینکه فرماندار سلوکی آهنگ دستدرازی (تجاوز) به برادرش اردوان را داشت، آغاز شد، اشکانیان بیش از صد سال با یونانیان و سلوکیان جنگیدند (یعنی نزدیک دویست سال پس از یورش اسکندر) تا زمان مهرداد یکم و دوم توانستند سلوکیان را براندازند و در میانرودان با رومیان همسایه شوند و کشور ایران را با یک سوم یا یک چهارم زمان هخامنشی زنده کنند.
پس از تصرف ایران به دست عربها چنان نکبتی دامنگیر ایرانیان که به آنها «موالی، یعنی بردهگان» میگفتند شد که تا دههها دختران ایرانی در بازارهای عربستان و مدینه به فروش میرفتند، برای نمونه مادر امام سجاد یکی از این کنیران بود، محمد ابن ابوبکر و عبدالله ابن عمر نیز خواهران دیگر او را به تصرف داشتند، این در حالی بود که ایرانیان اجازه نداشتند همسر عرب بگیرند و چه بسا برخی خلیفهها اجازه رفتن ایرانیان به مدینه را هم نمیدادند. یکی از بهانههای منصور خلیفه عباسی برای کشتن ابومسلم خراسانی که خلافتش را از او یافته بود، خواستگاری از عمه خلیفه بود😔. در زمان امویان حتی از ایرانیان مسلمان هم مالیات جزیه که باید کفار بپردازند، را میگرفتند.
نخستین فرمانروای نیمه مستقل ایرانی پس از دو سده از سرنگونی ساسانیان، طاهر دراز دست بود که پس از اینکه نام خلیفه را از خطبه جمعه انداخت، بیدرنگ به دست کنیزکی که پیشکش مأمون خلیفه بود با زهر از پای درآمد. یکی از بدترین تحقیرها داستان عضدالدوله بویهی در سده چهارم است، بویهییان چون بر خلافت بغداد چیره بودند حتی خلیفهها را هم جابجا میکردند. عضدالدوله دخترش را به همسری خلیفه درآورد ولی خلیفه از همخوانی با دخترک خودداری میکرد. و چه بسا درب اتاق را بر او قفل و او را زندان میکرد😔😔 فرمانروایی عربها تا سالهای واپسین سده دوم هجری از پیشرفتهای فرهنگی، دانشی و اقتصادی ایران جلوگیری کرد و چه بسا پسرفت هم بود و چنان ایران را ناتوان و پست کرد که هرچند فرمانرواییهای مستقل و نیمهمستقلی بر پا شد ولی تا یورش مغولان دیگر هرگز دولت فراگیر و یکپارچهای چون ساسانی زاده نشد.
تاخت مغولان به ایران:
ابن اثیر پیشینهنگار و تاریخنویس بزرگ که در قلمروی سلجوقیان رومی زندگی میکرد در باره این تاخت مینویسد از آغاز آفرینش انسان ابوالبشر تا به امروز (سال ۶۳۰ ماهی) هرگز بشریت، بلا و گزندی به این بزرگی و ویرانگری ندیده است. مغولان چنان کشتند و سوختند و کوفتند که حتی تا سه سده پس از آن و برپایی فرمانروایی صفویان ایران هرگز به ریخت پیشین برنگشت، کاریزها، کشتزارها و آبادیها و شهرها چنان ویران شد که افسانه آنها نیز به فراموشی سپرده شد، حتی در دوره صفویه هم هرگز لشگر و سپاههای صد هزاری دیگر برپا نشد، طلا دیگر سکه رایج نشد. آزار و رنجهای سربازان مغول حتی تا پس از مرگ سلطان ابوسعید بهادر واپسین ایلخان مغول برپا بود چنانچه جنبش سربداران هم ریشه در خواهش سربازان مغول از پسران ابو حمزه باشتینی برای کام گرفتن از آنان و خانواده آنها داشت.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
ادامه یادداشت را در بخش پایانی ببینید
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
بخش پایانی
قافیه چون تنگ آید شاعر به جفنگ آید
آری تازش بیگانه چنین است، امروزه گروهی در آنسوی آبها به دستاویز نبود مردمسالاری، آزادی و ناکارآمدی فرمانروایی کنونی که پر بیراه هم نمیگویند دست به عادیسازی و سادهانگارییِ حمله بیگانه و حتی اشغال کشور میزنند و چه بسا دیده شده رج شعری از اخوان ثالث که روشن هم نیست در چه حالی گفته شده را،
(کاوهای پیدا نخواهد شد
کاش اسکندری پیدا شود)
پرچم کرده و با تفسیر و تحلیل آن، همه را ناامید و سرخورده کرده و دست به کاری میهنگریزانه و چه بسا میهنفروشانه و خائنانه میزنند. البته شاید برخی از ژرفای کارشان آگاه نباشند ولی بیگمان کار رسانههای دروغپراکن که از خزانه بیگانه و دشمن روزی میخورند جای هیچ دفاعی ندارد و بر مردم است که فاجعه و گزندهای حمله بیگانه به کشور را دست کم نگیرند و بدانند که هر فرمانرواییِ بومی هر چند بد و ناتوان باشد سرانجام روزی میرسد که به فشار درونی و مردمی ناگزیر به بازیابی و بازسازی خود خواهد شد، چنانچه در زمان فرمانروایی ساسانی و اشکانی چند باری نوسازی و بهسازی فرمانروایی را داشتیم، اکنون که دو جنگ چهل روزه و دوازده روزه را با اینهمه جنایات جنگی دیدهایم باید بر هوشیاری و خردمندی خود افزوده و هرگز و هرگز سخن هیچ بیگانه و بیگانهپرستی را درست و راست نپنداریم و بدانیم که اگر شاعری چنین بیپروا به سادهانگاری و عادیسازی حمله بیگانه دست میزند از سر هوش و خرد نیست بلکه از سر نشئگی یا تاریخندانی است و شعر «قافیه چون تنگ آید
شاعر به جفنگ آید» نه چکامهای شاعرانه که سخنی خردمندانه و حکیمانه است.
سخن «برخاستن ققنوسوار از خاکستر خود» که ریشه در ادبیات کهن و باستانی ما دارد، برای زمانی است که خیزی برای بهسازی و چه بسا دگرگونی از اندرون به جنبش آید، نه برای تندباد و رودهای بنیانبراندای که از بیگانه مایه بگیرد، پس اگاه باشیم که سخن آرمانگرایانه و خردمندانه نیاکانمان را مصادره نکنند.
خردمندی و هوشمندی در سایه بیگانهستیزی و میهنپرستی است پس بر دهان یاوهگویان رسانههای بیگانه خاک بریزیم و راه یکپارچگی و همبستگی برویم.
یکشنبه 1405/1/30