eitaa logo
نیمه گمشده🤍🌙
235 دنبال‌کننده
54 عکس
53 ویدیو
0 فایل
به نام حق»🐳 طلوعمونـ : 1404/10/10🌞 رمان هامون:🌈 نیمه گمشده¹/در حال پارتگذاری🍃 نیمه گمشده²/به زودی.. عشق اجباری/به زودی.. به قلم:فاطیما✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت بعدی رو فاطیما برام فرستاده که من بزارم تو چنل و از اونجایی که خیلی مهربونم الان براتون میزارم😔
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 13 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ داشتم از خجالت اب میشدم آرش:خب اقا دوماد شیرینی نمیدی؟ دریا:هنوز چیزی نشده که،شیرینی عقدمونو میده مگه نه؟ خندیدم حامیم:بله دلارام با همون تعجب داشت مارو نگاه میکرد که گونه دریا رو بوسـ••ـید و گفت دلارام:مبارکه عشقممم دریا:مرسیییی و همدیگه رو بغل کردن آرش:خب حالا بسه دریا:چیه؟خیلی بی احساسیا آرش:باشه حالا با احساسا حامیم:بریم یه بستنی مهمون من؟ دریا:(خندید) حامیم:چرا میخندی؟ دریا:حامی تو یکی هر وقت اسم بستنی رو بیاری من خندم میگیره حامیم:آبرومو بردی خندت میگیره؟ دریا:(خندید) دلارام:چیشده؟ دریا:(ماجرا رو تعریف کرد) دلارام:بابا میزاشتی یکم بگذره بعد خاطره میساختین دریا:دیگه دیگه حامیم:خب بریم؟ آرش:اره و بلند شدیم و سوار ماشینامون شدیم و حرکت کردیم 𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂: روز عجیبی بود بالاخره میتونم حسمو واضح نشون بدم ولی خب الان چجوری به خانوادم بگم؟داها رو چیکار کنم؟ رفتیم و یه بستنی خوردیم بعد چند ساعت حامی منو رسوند خونه و خودشم رفت رفتم داخل،سلام کردم و رفتم لباسمو عوض کردم اومدم تو پذیرایی، دریا:مامان،بابا.میشه بشینین میخام باهاتون حرف بزنم مامان و باباش:بله؟ دریا:مـ..مـ..من،خب راستش.. سعید:چیزی شده؟ دریا:راستش من از یه پسری خـ..خوشم اومده نازنین:ازکی؟چند وقته؟ دریا:خب زیاد نیس ولی خب نظر اونم مث منه سعید:خب کیه؟ دریا:اون خوانندهه،که اسمش حامیمه،بعد دوست ارشه،شوهر دلارام.یعنی پسر خوبیه که همون لحضه در باز شد.داها اومد داخل سعید:داها بیا بشین داها:چیه؟ چیزی شده؟ نازنین:ببین دریا از یه پسری خوشش اومده تعجبش دیدنی بودم داها:از کی؟همون پسره ای باهاش پارک بودی؟ دریا:اره سعید:باهاش پارک رفتیی؟؟؟ دریا:خب باید اشنا میشدیم دیگه نازنین:الان مسئله این نیس،مسئله اینه که پسره چجور ادمیه دریا:مامان بخدا پسر خوبیه نازنین:باشه عزیزم من چیزی نگفتم که دریا:خب،نظرتون؟ سعید:باید اونم به مامان و باباش بگه،بیشتر اشنا شین، لبخندی زدم دریا:باشه و بلند شدم و رفتم تو اتاقم نیمه گمشده🤍🌙 به قلم فاطیما🪄 کپی❌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام؛ صبحتون بخیر🙃🤍
چرا لف میدین😑💔 تازه ۱۲۰ تاییمونو تبریک گفتم🥲
بابا کم کاری از خودتونه سر رمان قبلیم گفتم اولاشه،اشکال نداره ولی با این امار وقتی ازم حمایتم نمیکنین پارتم میخاین؟ لفم میدین؟ اصلا انصاف دارین؟؟؟
بنرمون🙃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا