نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 20
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلارام:اقا حامی چیکار کردی باخودت
دریا:بتوچه
دلارام:گفتم حامی
دریا:من حامی ام ورژن دخترش
دلارام:اهاا چه جالب
و برای حرص دریا خودشو به تخت من نزدیک کرد و خم شد تو صورتم
دلارام:بهتری؟
خنده ای برای این اداهاشو ن زدم و ادامه دادم
حامیم:خوبم
دلارام:خد...
هنو حرفشو تموم نکردی بود که دریا از پشت موهای دلارام کشید و پرتش کرد تو بغل آرش
دریا:اشتباه اومدی خانوم،شوهر شما اونجاس
دلارام دستشو رو سرش گذاشت و اخ کوچولویی گفت و با لحنی مظلوم روبه آرش ادامه داد
دلارام:عشقم ببین چیکار میکنه(مظلوم)
قبل از اینکه آرش بخاد چیزی بگه دریا روبه دلارام گفت
دریا:قبلشم به عشقت بگو چجوری به شوهر مردم نزدیک شدی
دلارام:اووو،خانوممم. چه جوگیری شما
هنو دیشب خواستگاریت بوده
الان شد شوهرت؟
دریا:اوهوم
منو ارش که تا اون لحضه داشتیم زیر زیری به کاراشون میخندیدیم خنده بلندی کردیم
دلارام و دریا برگشتن و همزمان لـ..ـب زدن
دلارام+دریا:چتوته؟
و بعد اونا هم روبه هم خندیدن
بعد از خندمون دریا خودشو به تـ..ـخت من چسبوند و با یه لحن خاصی گفت
دریا:این اقا رو که میبینید چش خورده
دختری به این خوبی پیدا نمیکرده که
چشش زدننننن
دلارام:اقای شما همینجوری چش خورده واگرنه سلیطه ای مث تورو کی میخاد
دریا:همینه که هس حامی ام دوسم داره مگه نه؟
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂:
دریا:حامی؟حامی با توام
برگشتم سمت حامی که دیدم نگران نشسته و روبه اتاق روبروش(اتاق جانا)خیره شده
پرستارا درحال حرکت تند به اتاق بودن
که دلارام هینی از ترس کشید
دستمو جلو دهنم گذاشتم اروم برگشتم سمت حامی
کم کم اشک داشت توی چشماش حلقه میزد
مامان لیلا تونسته بود خودشو از اتاق بکشه بیرون
پرستارا داشتن سعی میکردن که قانعش کنن و برگردوننش تو اتاق ولی تلاشاشون بی فایده بود
حتی حامی ام سعی کرد بلند شه که منو ارش مانع شدیم
خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت
کم کم ارش رفت که از جانا خبری بگیره
بعداز چند دقیقه منو صدا زد و ماجرا رو برام گفت...
حالامن مونده بودم و خبری که نمیدونستم چجوری به حامی بگمش
دستمو جلو دهنم گرفتم که صدام در نیاد
ارش سعی میکرد ارومم کنه که یهو دلارام اومد
با دیدن وضعیت من ماجرا فهمید
خودمو پرت کردم تو بغلش
محکممم تو اغوش گرفتمش و گریه میکردم
اون لحضه حس میکردم تنها نقطه امن من دلارامه
در حال خود
غافل از حامی که ارش رفت تو اتاق
دنبالش رفتم
حامی تا وضعیت منو دید سعی کرد بشینه
هراسون بهمون نگاه میکرد
حامیم:بچه ها چیشده،چتونه
سعی کردم چشامو ازش بدزدم که دستمو تکون داد و لـ..ـب زد
حامیم:بگو چیشده دریاا
دریا:(سکوت کرد)
حامیم:د لعنتی بگو چیشدهههه(داد)
نتونستم خودمو نگه دارم و دستمو گرفتم جلو دهنم و بدو بدو از اتاق رفتم بیرون
بعد از چند دقیقه ای برگشتم که...
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
_ جون هرکس دوست داری پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت.پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده پارت بده
🤍
+خو لف میدین،حمایتم نمیکنین بعد پارت بدم😔