_ https://eitaa.com/edlesslove/4574 پارت بده ببینیم چی میشه خوو🫀✨️
🤍
+میدم الان دارم تایپ میکنم🦋
_ رپ نوشتم از بیکاری ببین خوبه؟😂 من یه یارم که وفادارم توی خیالم چقدر خوشحالم چقدر خوشحالم خواب میبینم که تو بهشتم تو آسمونا دنبالت کشتم یه یه یه یه یع😂💔
🤍
+عالیه😂🤌🏻✨برو رپر شو
_ https://eitaa.com/edlesslove/4594 منم گفتم جهت شوخی😭😭😭 منم خر کسی نیستم بیام واسه فاطیما غیرتی شم و به ممبراش بگم نگید اینارو بهش💔😀
🤍
+بابا نگید این حرفارو 😔💔✨
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 24
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂:
دویدم پیش حامی.
با کمک ارش بلندش کردیم و سوار ماشین آرش کردیمش
آرش:دریا برو من میبرمش
دریا:امکان نداره
و نشستم پیش حامی که ارش روبه دلارام گفت
ارش:برو خیلی اروم به مامان و بابای حامی خبر بده
دلارام:وویی ارش من نمیتونم
دریا:دلارام برو دیگه،خدایی نکرده حامی که نمرده فقط حالش بد شده
دلارام:هوفف باشههه
دریا:افرین،بده
که دلارام رفت و ارش سوار ماشین شد
حرکت کردیم سمت بیمارستان
حامی رو بردیم و بستری کردیم.
بعد از چند دقیقه دکترش اومد که از جام بلند شدم
دریا:دکتر حالشون چطوره؟
👨🏻⚕:فعلاخوبن،اما...
دریا:اما چی؟
👨🏻⚕:ایشون یه بیماری عصبی دارن،که بر اثر استرس و فشار زیاد و... اوج میگیره
دریا:چ....چییییی؟
👨🏻⚕:متاسفه دیر مراجعه کردین و درمانی براش نداریم فقط هر وقت اینجوری شد یا قبلش علائمی داشت دارو هایی که مینویسم رو بهش بدین
چ...چی داشت میگفت،حامی من؟که دکتر رفت و همون لحضه آرش رسید
آرش:چی گفت دریا؟
دریا:ح...حامی(بعض)
آرش:حامی چییی
دریا:(ماجرا رو توضیح داد)
آرش:واییی،حالا جواب مامانشو چی بدیم
دریا:نمیدونم(گریه)
آرش:دریا الان گریه نکن،ببینم میتونیم بریم پیش حامی یانه
اشکامو کنار زدم.
دریا:باش(بغض)
و ارش رفت
نشستم روی نیمکت و سرمو گزاشتم بین دستام
که چند دقیقه بعد آرش اومد
آرش:بهوش اومده میتونی ببینیش
دریا:باش
بلند شدم و رفتم تو اتاقش
دریا:حامی،خوبی؟
حامیم:خ..خوبم،م..من کجام
دریا:بیمارستان،حالت بد شد آوردیمت اینجا
حامیم:مامانم کو؟بابام؟خواهرم؟
وقتی گفت خواهرم نمیدونم،دنیا رو سرم خراب شد
با بغض جواب دادم
دریا:میان(بغض)
حامیم:باش....دریا
دریا:جانم
حامیم:آب داری؟
دریا:اره بزار الان میدم بت
و بطری آبی که تو کیفم بود رو آوردم بیرون و دادم دستش
یکمشو خورد و بطری رو بهم داد
حامیم:مرسی
دریا:خواهش میکنم
ارش وارد اتاق شد
آرش:حامی خوبی؟
حامیم:خوبم،ممنون
آرش:چیکار کردی با خودت برار
حامیم:چیشده مگه
آرش:عهوا،دریا نگفت بهت؟
حامیم:ن چیشده
دریا:آرش الان وقتش نی
حامیم:چیشده بچه ها دارین میترسونیم
آرش:بزار من بت میگم
دریا:هوفففف ارششش
آرش:(تعریف کرد)
حامیم:چییی؟خب چرا من تا حالا چیزیم نشده بود
آرش:همین دیگه امروز بد فشار آوردی به خودت
حامیم:چیکار کردم من
آرش:اوخ اوخ فراموشی ام گرفتی؟
دریا:ارش خـ..ـفه شو...حامی بعدا میفهمی خودت
حامیم:باشه باباا
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌