نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 25
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دریا:عشقم میخای برم استراحت کنی؟
حامیم:ن بمون پیشم
آرش:آقا حامی بد دلتو باختیا
دریا:آرشششش
آرش:ای باباا دریا چته توام امروز،بیا بزن ما رو حالا
دریا:آرش پاشم میزنماا
حامیم:دریا چیشده؟
دریا:خوبم من،آرش باید بفهمه و درک کنه که نمیکنه
آرش:آقا من از این لحضه لال میشم،خوبه؟
دریا:عاااااالیه
حامیم:هوفف،از دست شما
که همون لحضه مامان لیلا وارد
لیلا:حامی خوبی؟چیشده؟
حامیم:خوبم مامان
لیلا:خداروشکر،جون به لب شدمم
حامیم:بابا کو؟جانا کو؟
لیلا:چ...چی؟
روبه مامان لیلا گفتم
دریا:یادش رفته
لیلا:همه چیو؟
دریا:نه فقط..
لیلا:باش.....چیشده الان؟کی مرخص میشه
دریا:نمیدونم
لیلا:من میرم بپرسم
دریا:منم میام
لیلا:باش
و با هم رفتیم
وقتی برگشتیم حامی رو دیدیم که نشسته و با حالت بهت به یه گوشه خیره شده و اشک میریزه
رفتم سمتش
دریا:ح...حامیییی،خوبی؟چیشده؟
آرش:گفتم بش همه چیو
دریا:ای خدا لعنتت کنه آرشش دلارام چی میکشه از دستت
آرش:بالاخره که باید میفهمید
دریا:مرض،کوفت،بمیری ایشالا
لیلا:بچه هاا الان وقت این حرفاس؟!
و رفت پیش حامی
حامیم:م...مامان،خواهرم...(گریه)
مامان لیلا حامی رو بغل کرد و من به آرش اشاره کردم و با هم از اتاق خارج شدیم
دریا:میمردی چیزی نمیگفتی؟
آرش:خب گناه داش
دریا:الان نداره؟
آرش:چرا ولی
دریا:هوفففف
دریا:من میرم دارو های حامیو بگیرم
آرش:برو
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
نیمه گمشده🤍🌙
دیگه دیگه🤣🤣🤣 #ارسالی
این بیماری عصبی یه سناریو هست که از من دزدیدع😑
_ https://eitaa.com/edlesslove/4753 آآآآآآآرررررررررررررششششششششششششش🔪🔪🔪
🤍
+الان همه میخان ارشو بزنن😂