نیمه گمشده🤍🌙
♡ ♡ هر شب همین موقـ𝟶𝟶:𝟶𝟶ـع کـہ میشه،ـבل من پیش توعهـ ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
تایـ𝟬𝟬:𝟬𝟬ـم.+¹
فداش؛فداتون🙃🫀
آرزو یادتون نره!🌀
شبتون بخیر دخترا.🌙✨
https://eitaa.com/edlesslove
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 39
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و از اتاق اومدم بیرون
دریا:ح..حامی
حامیم:جونم
دریا:باید یچیزیو بهت بگم
حامیم:بفرما..
نفس عمیقی کشیدم و برای اخرین بار به تصمیم فکر کردم
خاستم دهن باز کنم که مغزم دوباره از تصمیم خودش منصرف شد
چشامو بستم و نفسمو کلافه بیرون دادم
که حامی صدام کرد
حامیم:دریا؟چته؟
دریا:چ..چی؟خوبم،میگم حامی من میخام برم بیرن
حامیم:بیرون؟الان؟
دریا:اره،چیه مگه
حامیم:دختر تو دیوونه ای
دریا:قهر میکنما
حامیم:دریاا
دریا:قهرم
حامیم:ای خداا،بپوش بریم
دریا:حیحیحی،باشه
و دویدم تو اتاق که یچیزی بپوشم
درم و بستم و پشتمو به در زدم
وایی خدااا من چرا اینقدر ضایع امممم
اوفففففف
از وقتی که با حامی اشنا شدم نصف لباسام تو کمد حامی بود
دونه دونه لباسامو کنار زدم و یچی انتخاب کردم و یه میکاپ ساده کردم،موهامو شونه زدم و همون جوری باز گزاشتم
و از اتاق بیرون اومدم
که دیدم حامی ام امادهاس
دریا:خب بریم
حامیم:بریم
دستمو گرفت و با هم به سمت ماشین حرکت کردیم
درو برام باز کرد
نشستم تو ماشین و خودشم سوار شد
حامیم:کجا بریم
دریا:نمیدونم
حامیم:پس چرا گفتی بیایم بیرون
دریا:چون دلم خواس
حامیم:من اخر از دست تو دق میکنم
دریا:من یه موزیک میزارم توام همینجوری بزن به جاده
حامیم:وای دریا
دریا:اذیت نکن دیگه
هوف کلافه کشید.باشه کوتاهی گفت و حرکت کرد
دل تو دلم نبود
اگه حامی میفهمید چی؟
من..من فقط میترسم که از دستت بدم
ولی..
خب من هنوز مطمئن نبودم
بیخیال افکارم شدم و یه موزیک پلی کردم و خودمم شروع به خوندنش کردم
ساعتی گذشت که حامی یه جا وایساد
حامیم:چیزی میخوری برات بخرم؟
دریا:اره
حامیم:حتما کاکائو؟
دریا:افریننننن،درست حدس زدییی
حامیم:حدس نزدم مطمئن بودم
خندیدم
حامی رفت سمت مغازه تا یچیزی بخره
شیشه ماشینو دادم پایین تا هوایی بخورم
که..
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌