eitaa logo
نیمه گمشده🤍🌙فورنده
207 دنبال‌کننده
62 عکس
59 ویدیو
0 فایل
•﷽• رُمانِ‌آنلاینِ؛نیمِهٔ گُمشُدِه¹🤍🌙𓏲ּ˙.⋆ رُمان نیمِهٔ گُمشُدِه² و رُمان عِشقِ اِجباري؛بِزودي𓏲ּ˙.⋆ نِویسَندِه:فآطیمآ✍🏻𓏲ּ˙.⋆ شروعِ نِویسَندِگي؛1404/10/10🍃 کپی از رمان پیگرد قانونی دارد! #تابع_قوانین_ایتا 🎀 ࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪
مشاهده در ایتا
دانلود
نیمه گمشده🤍🌙 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 𝖕𝖆𝖗𝖙 62 دریا با درسا به خانه برمی‌گردد. و همچنان خودش را برای رگبار غر های آراد آماده میکند _کجا بودی؟ +بهت گفته بودم..کنسرت _میدونم، چرا اینقدر دیر؟ +تو ترافیک بودم _ترافیک؟ ساعت ۱۲ شب؟ +آره _به من دروغ میگی؟ دریا مکث می‌کند _من همه چیو میدونم، دریا. میدونم که با حامی حرف زدی. +دریا: اون... من فقط... _آراد: فقط چی؟ یادت رفته با کی طرفی؟ یادت رفته من چیکار می‌تونم بکنم؟ +دریا: تهدیدم نکن، آراد. من دیگه از تو نمی‌ترسم. _آراد: نمیترسی؟ پس چرا رنگت پریده؟ آراد به سمت دریا قدم برمی‌دارد، دریا عقب‌عقب می‌رود. _آراد: فردا صبح، بلیط گرفتم. میریم یه جای دیگه، جایی که حامی دیگه هیچوقت پیدات نکنه. +دریا: من نمیام. _آراد: مجبورت می‌کنم. مثل همیشه. آراد به سمت اتاقش می‌رود. دریا با دستای یخ زده وارد اتاقش می‌شود و در را می‌بندد. روی تخت می‌نشیند و زانوهایش را بغل می‌کند. ˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹. ساعت ۳: تلفن دریا زنگ می‌خورد، همان شماره محبوب.. فقط صدای نفس‌های سنگین +حامی؟ تویی؟ _اومدی خونه؟ +اره چند ثانیه سکوت و... +حامی، من... _فقط گوش کن. وقت ندارم. فردا صبح، ساعت ۸، فرودگاه. پرواز ۷۰۴ به تهران. +چی؟ من نمی‌تونم... _می‌تونی. اگه می‌خوای یه بار دیگه منو ببینی، بیا. +ولی آراد... _مهم نیس، من کنارتم. فقط بیا تماس قطع می‌شود. دریا گوشی رو به مدت طولانی به دست می‌گیره و به صفحه خیره می‌شه. ولی کم کم چشم هاش گرم میشن ˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹.˖ִ ࣪⊹. ساعت ۶: دریا بیدار شده، قلبش دیوانه وار به سینه میکوبد. چمدانش را بسته ولی هنوز چیزی مظطربش میکند اما چیزی از اعماق قبلش فریاد میزنه که اگه اینبار هم نره باید تا آخر عمر پشیمون بمونه دستش رو می‌بره سمت دستگیره‌ی در، ولی مکث می‌کند. هنوز چیزی مانعش میشود.. اما بالاخره قلبش را بر عقلش پیروز میکند:) و در رو باز میکنه نیمه گمشده 🤍🌙 به قلم فاطیما🪄 کپی❌
پارت بدههههههه تورو خدااااااا 🤍 دادم دیگع🦦
اگه ناشناس پیام زیاد باشه یکی دیگه ام میدم🦦
وقتی‌اینقدردوستتواذیت‌میکنی‌که‌آخرش‌این‌شاهکاروبگه🤣🎀.