eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
372 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
نوحه شهادت حضرت معصومه (س) می‌رود از دار دنیا... دختر موسی بن جعفر شهر قم غرق عزا شد،... در غم دخت پیمبر آسمان شد، غرق ظلمت، درعزایش2 وامصیبت، وامصیبت، وامصیبت2 _ دور از شهرمدینه... او غریب این دیاراست برلبش امن یجیب و... غمزده در احتضار است شد روان از، دیدگانش، اشک غربت2 وامصیبت.... آمد از شهر مدینه... درهوای دیدن یار شد گرفتار عدو و.... با دل خون گشته بیمار ای رضا جان، بر لبانش، ذکر آخر2 وامصیبت.. بار دیگر کربلا و... هجر خواهر با برادر رفته معصومه زدنیا... شد رضا گریان خواهر داغ خواهر. می زند بر، قلبش آذر2 وامصیبت
‍ نوحه شهادت حضرت معصومه (س) چشمان حضرت معصومه بسته شد ۲ مهمان مادر پهلو شکسته شد ۲ زین داغ جانفزا ، گریان بود رضا 🏴🏴 گلزار عمر او شد از جفا خزان رفت از جهان ولی چون مادرش جوان زین داغ جانفزا ، گریان بود رضا 🏴🏴 اُختُ الرّضا شده مهمان فاطمه آتش زده غمش بر جان فاطمه زین داغ جانفزا ، گریان بود رضا 🏴🏴 برپا به شهر قم غوغای دیگر است صاحب عزای او موسی بن جعفر است زین داغ جانفزا ، گریان بود رضا 🏴🏴 اما دگر به او سیلی نزد کسی بر لاله پرده ی نیلی نزد کسی زین داغ جانفزا ، گریان بود رضا 🏴🏴 دیگر نزد کسی سنگی به او ز بام کس طعنه ای نزد بر خواهر امام زین داغ جانفزا ، گریان بود رضا
ای نگین شهر قم ای خواهر و بِنت امام قبله ی حاجات مایی بانوی عالی مَقام با دل دریاییِ خود مثل زهرا مادرت زائرت را کن دعا ای شافعِ روز قیام سفره ی لطفت برای هر بد و خوبی بپاست تو کریمه هستی و احسانتان مشمولِ عام گر چه قبر فاطمه مخفی بُود از دیده ها از مزارت می رسد بوی مدینه بر مشام آسمانِ شهر قم بوی غریبی می دهد عمه ی ساداتِ عالم بر دلِ خونت سلام آمدی اما نشد رویِ رضا را بنگری از مدینه تا به ساوه خونِ دل خوردی مُدام لحظه ی آخر نبوده هیچ کس بالین تو مانده بر دل داغِ دیدار برادر وَالسًَلام
ای وارث پاک کوثر معصومه اُخت الرضایی ای دُخت موسی بن جعفر عمه ی صاحب زمانی هستی کریمه تو بانو مائیم و جود و عطایت گشته دوباره دل ما محتاج صحن و سرایت معصومه یا فاطمه جان (۴) مثل شما کشور ما بانوی اطهر ندارد همچون شما اِی کریمه هستی فراتر ندارد حتی رضا در غریبی مثل تو یاور ندارد ریحانه ای چون تو دختر موسی بن جعفر ندارد معصومه یا فاطمه جان از داغ تو فاطمه جان دل های ما غم گرفته ایران ما شد سیه پوش زیرا که ماتم گرفته داغ پدر دیده ای وُ هجر برادر کشیدی تو در دیار غریبی آخر رضا را ندیدی معصومه یا فاطمه جان شکر خدا مثل زهرا قبر و مزار تو گم نیست صحن و سرای بزرگی مثل تو در شهر قم نیست هر چند که آخر تو بانو روی برادر ندیدی شکر خدا مثل زینب داغ مُکَرر ندیدی داغ حسین و ابوالفضل شام غریبان ندیدی بر روی نیزه تو بانو خورشید تابان ندیدی معصومه یا فاطمه جان
سبک کریمی : گریه نکن ایشالا بارون میباره توبنت الولایی فاطمه اخت الرضا تو نورالهدایی فاطمه اخت الرضا ‌ معصومه جان٬آئینه دارسرمدی معصومه جان ٬ سلاله محمدی اخت الرضاای بانوی عالی مقام معصومه جان٬تویادگار احمدی معصومه جان٬یافاطمه اخت الرضا(۳) خواهرولایت معصومه جان فدایت شفاعت کن ز ما ای بانوی کرامت یافاطمه٬ بحق زهرامادرت یافاطمه٬ جان رضابرادرت یافاطمه٬ بنگربه حال دل ما یافاطمه٬ مارا مرانی از درت معصومه جان٬ یافاطمه اخت الرضا(۳) توی عرش خدا نوای ماتم بپاست ثامن الائمه ببین که صاحب عزاست واویلتا ٬ شد شهر قم دارالعزا واویلتا٬محزون شده امامرضا دلخونشده قلب همه فرشتگان واویلتا٬ از رحلت اخت الرضا معصومه جان یافاطمه اخت الرضا(۳) غربت وغم ودرد توراه حق کشیدی لحظه ی آخره برادر و ندیدی شکرخدا ٬ تازیونه ندیده ای شکرخدا٬توکعب نی ندیده ای توشهرقم ٬ تو مثل زینبِ علی شکرخدا٬ شراب و مِی ندیده ای معصومه جان ٬یافاطمه اخت الرضا(۳)
4_5965082006407613797.mp3
8.01M
‍ . 💥 🎼 🎤مداح: حاج 🌷 (عج) آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است از دوری تو پاره گریبان شدن بس است کنعان دل، بدون تو شادی پذیر نیست یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است یعقوب دیده‌ام چه قَدَر منتظر شود؟ یعنی مقیم کلبه‌ی احزان شدن بس است گریه... فراق... گریه ... فراق... این چه رسمی است؟! دیگر بس است این همه گریان شدن بس است موی سپید و بخت سیاه مرا ببین دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است تا کی گناه پشت گناه ایّها العزیز؟ تا کی اسیر لذّت عصیان شدن ... بس است خسته شدم از این همه بازی روزگار مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است سر گرم زندگی شدنم را نگاه کن بر سفره‌های غیر تو مهمان شدن بس است یک لحظه هم اجازه ندادی ببینمت گفتی برو که دست به دامان شدن بس است باشد قبول، می‌روم امّا دعای تو ... ... در حقّ من برای مسلمان شدن بس است دست مرا بگیر که عبدی فراری‌ام دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است اِحیا نما در این شب اَحیا دل مرا دل مردگی و این همه ویران شدن بس است آقا بیا به حقّ شکاف سر علی از داغ هجرت، آتش سوزان شدن بس است شاعر: محمد فردوسی