eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
. دیگه امساله منو جواب نکن دیگه با دوری منو عذاب نکن به همه رفیقا گفتم که میرم منو پیش رفقا خراب نکن به اشکای شب سوم من به حق این همه سینه زدن نزار دوباره جا بمونم با گریه این شعرو بخونم من ایرانمو تو عراقی چه فراقی .... بگیر از دلم یه سراغی. چه فراقی ... ////////////////////////////////////// ارباب ای عزیزترین کسم دریاب. , به تو بنده نفسم کاشکی با این نوکری ها زودتر به خیمه ات برسم منو تو بغل بگیر و سر براه کن بین خوبا به من بدم نگاه کن ای که تنها تکیه گاهمی تو دنیا فکری به حال دل یه بی پناه کن همه دلیل شیرینی زندگی من. تلخی چای عراقیِ تو اربعینته بخدا که با همه دنیا عوض نمی کنم حس و حال بی نظیری که تو سرزمینته نزار دوباره جا بمونم با گریه این شعرو بخونم کفران نعمت کردم. ببخش. آقا اگر اذیت کردم ببخش اقا با هر کسی غیر از تو زبونم لال اگر رفاقت کردم ببخش اقا ✍ .👇
🍃سبک: 🎤مداح: کربلایی (ع) کربلا توی دار دنیا، خونه ی بهشتی منه خونه ای که چراغش با نور اباعبدالله روشنه خونه ی پدری مون نجفه خونه ی مادری کرببلا مادرت فاطمه واسطه مه تا منو هم ببری کرببلا عشق و تقدیرم، بی تو می میرم به خدا قرض کنم کربلا میرم دامن لطفِ، تو رو می گیرم به خدا قرض کنم کربلا میرم "ای نبضم ای ضربانم، حسین جانم" زندگی با غمت شیرینه، بایدم توو روضه بگذره روضه ی تو برا من از نون شبم آقا واجب تره نوکری ارث اجداد منه باقیات صالحاتِ همه شون این شبا مهمونای حرمن کربلا میشه برات همه شون گفتن اجدادم، نره از یادم برسه نوکری دست اولادم با تو آبادم، با همین شادم  برسه نوکری دست اولادم "ای نبضم ای ضربانم، حسین جانم" صبح محشر خودت میبینی، همه دنبال یک هیئتن اهل اشک و اهالیِ روضه ت به والله اهل جنتن من بهشتو تصور می کنم هر درخت یه نخ از پیرهنته پس بهشت منه پیرهنی که مادرت دوخت و حالا تنته ای تب شورم، با تو محشورم تو سلیمانی و من همون مورم گوشه ی گورم، حب تو نورم  تو سلیمانی و من همون مورم "ای نبضم ای ضربانم، حسین جانم" 👇👇
. علیه_السلام 🍃🍃🍃 ضربه رو برم چه بی تردیده یه غضب کنه زمین لرزیده تو جمل صدای جیغ و ناله واسه کیه اینقده ترسیده چه یلی به به ضرب الاجلی به به دست و سر میزنی بی معطلی به به با یه ام ضربه اش دائم وسط میدون سینه‌شو میده جلو میگه علی به به ضربه هاش جلیه به به عجب یلیه این صدای غرش شیر نر علیه عین بی عقلیه جنگیدن باهاش خدایی یه تنه کل سپاه والی الولیه ☘☘☘☘☘☘☘ طلحه بدجوری شده آشفته داره سکته میکنه میفته وقتی که حسن میتازه حیدر مطمئنم به حسینش گفته صدر زین به به میزنه کمین به به داداشت حسن ببین چه میکنه به به میبینی حالا قطعِ بر یقین بابا شتر عایشه میخوره زمین به به اینقده دلیره دشمن و کرده خیره نحوه‌ی جنگیدنش خدایی بی نظیره داره هی نشون میده که اومده به میدون انتقام سیلی فاطمه رو بگیره کربلایی رضا شیخی 🎤 .👇👇
4_5827670686755198522.mp3
5.46M
ضربه رو برم چه بی تردیده... کربلایی رضا شیخی
4_5785362097793664965.mp3
638.3K
‍ مناجات با امام زمان (عج) زمزمه ای دلبرم من دل به گیسوی تو بستم ای عمر من عمری سر راهت نشستم محراب من ابـروی تو          یا بن الزهرا ای قبــله من  روی تو        یا بن الزهرا ای شـام قدرم موی تو       یا بن الزهرا از دیده خون افشانده‌ام      یا بن الزهرا چشم انتظارت مـانده‌ام     یا بن الزهرا هر جمعه ندبه خوانده‌ام     یا بن الزهرا كی می‌شود از خاك پای تو بوسه گیرم كی می‌شود دورت بـگـــردم و بمیرم من دیده بر راه توام           یا بن الزهرا من عبـد درگاه توام           یا بن الزهرا محو رخ مـــاه توام             یا بن الزهرا روی تو بـاشد قمرم           یا بن الزهرا خال تو بـاشد حجرم          یا بن الزهرا ناز تو با جان می‌خرم        یا بن الزهرا مادر به زیر تازیانه زد صـدایت بین در و دیوار خانه زد صدایت زمزمه می‌گوید بیا                        یا بن الزهرا علقمه می‌گوید بیا           یا بن الزهرا فاطمه می‌گوید بیا            یا بن الزهرا هر خوشــه می‌گوید بیا     یا بن الزهرا بی تـوشـه می‌گوید بیا      یا بن الزهرا شش گوشه می‌گوید بیا   یا بن الزهرا ای آبروی روی زشت من كجــایی ای چشم تو باغ بهشت من كجایی هر نــاله می‌گوید بیا         یا بن الزهرا هر لالـه  می‌گوید بیا         یا بن الزهرا سه ساله می‌گوید بیا       یا بن الزهرا پروانه  می‌گوید بیـا           یا بن الزهرا ویرانه  می‌گوید بیـا           یا بن الزهرا دردانه  می‌گوید بیا.
روضه امام حسن (ع) سنگ نگین اگر بتراشم برای تو باید كه از جگر بتراشم برای تو طوف سرت به شیوه ی حجاج جایز است پس واجب است سر بتراشم برای تو اكنون كه در ملائكه كس فُطرُست نشد من حاضرم كه پر بتراشم برای تو از اصفهان ضریح برایت بیاورم یك گنبد از گوهر بتراشم برای تو باشد كه من به سوی تو آزاد رو كنم از چوب ِ سرو در بتراشم برای تو صد فرش دستباف برایت بگسترم گلهای سرخ و تر بتراشم برای تو بر مرقد تو لاله ی عباسی آورم فانوسی از قمر بتراشم برای تو از والدین ، خادم درگه بسازمت قربانی از پسر بتراشم برای تو چون محتشم كه شعر برای حسین گفت من شعر بر حجر بتراشم برای تو * كریم كاری به جز جود و كرم نداره آقام تو مدینه است ولی حرم نداره همیشه غم نصیبی بی یار و بی حبیبی الهی من برات بمیرم تو خونه ات هم غریبی غربت امام حسن از مجلسش معلومه، حالا یه حسین بگو ببین چی میشه،می خوای بگم؟ غریب اونی ِ كه سر به بدن نداره آقام رو زمین ِ ولی كفن نداره * آیا شده بال و پرت آتش بگیرد هر چیز در دور و برت آتش بگیرد  آیا شده بیمار باشی و نگاهت از نیش خند همسرت آتش بگیرد  آیا شده یک روز گرم و وقت افطار آبی بنوشی حنجرت  آتش بگیرد  آیا شده تصویری از مادر ببینی تا عمر داری پیکرت آتش بگیرد ***  همچین كه زهر رو خورد جیگرش آتیش گرفت گفت:دیگه راحت شدم،دیگه چشمم به اونی كه تو كوچه غلاف به بازوی مادرم زد نمی افته، به عبدالزهرا یكی از نوكرا و ذاكرین قدیمی در عالم رؤیا امام حسن فرمود:عبدالزهرا ازت یه گله دارم. گفت:آقا من كه نوكر شما هستم، عبدالزهرا چرا روضه ی من رو نمیخونی؟ آقا امشب تو حرم برادرتون ابی عبدالله روضه ی شما رو خوندم. بگو ببینم چه طور خوندی؟ آقاجان گفتم:شما رو زهر دادن،مثل مار گزیده به خودت می پیچیدی،تشتی رو طلب كردی، پاره های جگرت بالا اومد، خواهرت زینب به سر و صورت زد.عبدالزهرا نه اینها روضه ی من نیست، اینها حسن رو نكشته، روضه ی من و هر وقت خواستی بخونی بگو: سن و سالی نداشتم، دستم به دست مادرم بود، تو كوچه داشتیم می اومدیم،یه نامردی جلومون رو گرفت،هی اون جلو جلو اومد مادرم عقب عقب رفت، عبدالزهرا:* دستی غرور کودکی ام را شکسته است دستی که روی مادرمان را کبود کرد یه طوری به مادرم زد دیدم دیگه راه نمیتونه بره. یا زهرا........
banifateme-shahadat.mp3
2.04M
امام حسن مجتبی علیه السلام به حضرت زهرا سلام الله علیها
متن روضه حضرت زینب سلام الله علیها ▪️▪️▪️▪️▪️ آی بمیرم،ای كاش یكی به جای دستای زینب چشمای زینب و می بست،این منظره ها رو نمی دید،آخ تا رسید كنار گودال قتلگاه،هر چی صدا زد،دادش جواب زینب و بده،حسین چشما رو باز نكرد،تا قسم داد حسین جان،جان مادرم، چشمای خون گرفته رو باز كرد،زینب برگرد برو به خیمه،می گه دیدم زینب داره می ره،اما عقب عقب می ره،هی به سر می زنه،هی فریاد می زنه،حسینم و دارن می كشند، أَمَا فِیكُمْ مُسْلِمٌ؟ یه مسلمون بین شما پیدا نمی شه؟ آی بمیرم،نانجیب روی زینب و زمین زد،گفت:مگه نمی بینی حسین و دارن می كشند،گفت :كار حسین و زودتر تموم كنید،یه وقت زینب ببینه،سری به نیزه،اگه این روضه یه شب در سال جا داشته باشه بخونی امشبه،وقتی شام غریبانیه،بی بی زینب زیر این خیمه نیم سوخته ها خوابش برد،عجب خوابیدنی،خواب به چشمش اومد یا نه،بی بی بیهوش رو زمین اوفتاد،این بچه ها سرشون رو دامن بی بی،همه از حال رفتند،یه وقت در عالم رؤیا حضرت زهرا سلام الله علیها رو در خواب دید،مادر اومدی،اما دیر اومدی،یه جمله رو می خوام عرض كنم،گفت زینب جان،من از صبح اینجا بودم،خودم همه ی منظره ها رو دیدم ،اونوقتی كه می خواست سر از بدن حسین جدا كنه،سر رو دامن خودم،هر چی فریاد زدم،بُنَیَّ ، ** حدود ساعت سه ،من عقیله دختر حیدر چنان مرغی كه پرپر می زند، بر خاك و خاكستر حدود ساعت سه،من پریشان آمدم با سر ولی مثل همیشه باز از من زودتر مادر حدود ساعت سه، دیدمت بر خاك و خاكستر ولی عریان نه پیراهن نه عمامه،نه انگشتر ** آنطرف از دور دیدم سارقی كرده كمین  چشم دارد او به انگشتر به خیلی چیزها جا گرفته روی سینه آن سگ حار از قفا می زند هی ضربه بر حنجر به خیلی چیزها كاش تنها آن حرامی با گلویت كار داشت می خورد این تیزی خنجر به خیلی چیزها با قد خم مادرت آمد عیادت كرده ای یاد پهلو یاد میخ در به خیلی چیزها داخل گودال حالش را رعایت می كنی چون كه حساس است مادر به خیلی چیزها صلی الله علیك یا مظلوم یا اباعبدالله شب عاشوراست امشب،كربلا غوغاست امشب ** چه خبره امشب تو خیمه ها،آی ،نوكرا،فدایی های ابی عبدالله،بیاید بریم تو خیمه،با حضورمون با ناله زدنمون،با گریه كردنمون امشب تسلای دل زینب باشیم،اینقدر زینب از دیدنتون خوشحال می شه،اینقدر سكینه خوشحال می شه،آخه صدای پای اسب ها می اومد می گفت عمه ،لشكر برا كی داره می آد،تا صدای پای دو تا مركب اومد،مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر،تا این دو تا اومدند به زینب خبر دادند،برا حسینت لشكر اومده،اینقدر زینب خوشحال شد،به حبیب كه گفتند بی بی زینب از اومدن شما اینقدر خوشحال شده،شروع كرد گریه كردن،گفت:مگه من كیم؟الحمدالله من باعث خوشحالی زینب شدم،آی كربلایی ها با ناله تون امشب دل زینب و خوشحال كنید،ناله بزنید یاحسین.......... ** كه ای خفته خوش به بستر خون دیده باز كن احوال ما ببین و سپس خواب ناز كن ای وارث سریر امامت،به پای خیز ما را سوار بر شتر بی جحاز كن ** دلی در خون نشسته دوست داری بگو قلبی شكسته دوست داری تو را ای عشق بی سر دوست دارم مرا با دست بسته دوست داری ** نه تنها تیر و تیغ وسنگ بوده سر پیراهنت هم جنگ بوده ولی شرمنده زینب دیر فهمید كه انگشتر به دستت تنگ بوده