eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
mehdi_rasouli_ali_roo 128.mp3
5.35M
چه غربت تلخی چه داغ سنگینی برای من سخته اشک چشمامو میبینی تو باشی واسه غم تو خونه جایی نیست اگه نباشی تو خونه دیگه صفایی نیست علی رو بی یار نکن تکیه به دیوار نکن تنور رو بسپار به من تو این همه کار نکن آخه اینجور حالت دیگه خوب نمیشه شکستگی بالت دیگه خوب نمیشه آخه اینجور بازوت دیگه خوب نمیشه شکستگی پهلوت دیگه خوب نمیشه ای وای خانومم ای وای خانومم تو زندگیمونو میساختی با لبخند بازم بگو واسم از ماجرای گردنبند چه ساده و محکم چه روزگاری بود فقط یه گوشواره موندش که یادگاری بود حالا شکسته چرا بگو چیه ماجرا میدونم ای سر به زیر تو رو زدن بی هوا حالا جای لبخند یه کم سهم تو بوده تو داری یه دستبند که رنگش کبوده میخونم سربسته غرورم شکسته تو که دلت شکسته غرورم شکسته ای وای خانومم ای وای خانومم
Shab4Fatemieh2-1402[04].mp3
13.43M
🎧 مقتل | ابْکِنِی وَ ابْکِ لِلْیَتَامَی وَ لَا تَنْسَ قَتِیلَ الْعِدَی بِطَفِّ الْعِرَاقِ‌ 🎤 حاج میثم مطیعی (س)
4_5771518997291860888.mp3
3.84M
با اشک لرزون اومدم با قلب محزون اومدم با فاطمیون اومدم مادر با آه سوزان اومدم با چشم گریان اومدم تا بیت الاحزان اومدم مادر این فاطمیه میزنم اسم شما رو باز صدا مادر دستام و میگیرم به پهلوم باز میون روضه ها مادر مادر مرو مادر شیرینی رویای من ای مونس شبهای من از کوچه و زهرای من ای وای شد یاس من نیلوفری پیش نگاه دختری افتاده از پا مادری ای وای رفتی میون کوچه تا احیا کنی حق من و زهرا چی شد که برگشتی و گم کردی تو راه خونه رو زهرا مادر مرو مادر گر میروی بی من مرو ای جان جان از تن مرو از پیش چشم من مرو زهرا رحمی نما بر جان من بر لرزش دستان من بر هم نزن سامان من مرو زهرا من با حسین و زینبین و مجتبی تو این شبا زهرا با گریه میگیریم شفای دردتون و از خدا زهرا مادر مرو مادر
واحد فاطمیه به سبک: (زینب زینب زینب کنز حیا) مادر، مادر، مادر اُمّ النجبا، مادر الگوی حیا، مادر ناموس خدا، مادر مادر، مادر، مادر ای انسیة الحورا ای روح و تن طاها آرام دل مولا جانِ جانانی نور ایمانی ای دردیمَه درمان جانیم سنه گوربان نَبْضِ الْوِجدان اُمي دَمّ الشّريان امي نَبْعِ الرّيحان امي يا فاطمه يا امي نَظْرَتْکِ ضْوِه للِرُّوح بَسْمَتْکِ شِفِه لِجْروح شَيْلَتْکِ جنانِ اتْفُوح يا فاطمه يا امي اِسْمِکْ قرآنى تسبيحِ الْسانى اِنْتي شمسِ الْاَكوان جانيم سنه گوربان مادر، مادر، مادر ای دُرِّ صدف مادر ای بحر شرف مادر ای اصل هدف مادر مادر، مادر، مادر ای جوهره ی خلقت شمس و قمره جنت تاج شرف اُمّت روح و ریحانی قدرِ قرآنی ای رحمتِ رحمان جانسم سنه گوربان خُبْزَة اَيدِیکْ اِلنَّه رَحْمَةْ زِيحِ الْمِحْنَه حينَ الْغِبْتِ ضِعْنَه يا فاطمه يا امي بَعدِکْ مجروحِ الْعِين ظِلْ يَطْعَنْ بِينَ الْبِين حُضْنِکْ يا يُمْاه وِين يا فاطمه يا امي هِجرِکْ آذّاني اِنْحَبْ خَلّاني بَعدِکْ غروبي حان جانيم سنه گوربان طاها تحقیقی   ناصر البوعبید (بند عربی) (س)
روضه حضرت زهرا (س) علامۀ مجلسی می نویسه:امیرالمؤمنین نمازش رو توی مسجد خوند، از مسجد آمد بیرون،تا خَمِ کوچه رو رد کرد دید یه عده از این کنیزا در حال گریه دارن نگاش میکنن، امیرالمؤمنین صدا زد: "مَا الْخَبَر؟" چی شده؟ یهو یکی روش بشه،نشه،صدا زد: آقا! اگه میخوای فاطمه ات رو ببینی عجله کن..." فَأَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مُسْرِعاً حَتَّى دَخَلَ عَلَيْهَا" امیرالمؤمنین دوان دوان خودش رو رسوند، وارد حجره شد،" وَ إِذَا بِهَا مُلْقَاةٌ عَلَى فِرَاشِهَا ... وَ هِيَ تَقْبِضُ يَمِيناً وَ تَمُدُّ شِمَالا" دید فاطمه داره از درد به خودش رو زمین می پیچه... "فَأَلْقَى الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِه" عمامه رو برداشت، زانو زد زمین، سَرِ فاطمه رو از زمین بلند کرد گذاشت تو بغلش "وَ نَادَاهَا يَا زَهْرَاءُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ" صدا زد:یا زهرا! با من حرف بزن...اما جوابی نشنید...یه بار دیگه صدا زد: فاطمه! عزیزم!" فَنَادَاهَا يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ " آی مردم! باورتون میشه این علی است؟ باورتون میشه این همون علی است که دَرِ خیبر ازجا بلند کرده؟ همه ی قدرتش رو آقا جمع کرد، برای بار آخر صدا زد:" فَنَادَاهَا يَا فَاطِمَةُ كَلِّمِينِي" زهرا جان! من به کسی التماس نمی کنم، اما الان دارم تو رو التماس می کنم "كَلِّمِينِي" كَلِّمِينِی، یه کمی حرف بزن علی نمیره كَلِّمِينِي، حرفِ رفتن نزن علی میمیره كَلِّمِينِی، بگو تو کوچه چی اومد سرت كَلِّمِينِی، چیزی که به من نمیگه پسرت سر تویِ بغلِ امیرالمؤمنینِ،آقا خم شده رو صورتِ بی بی، تا صدا زد: "كَلِّمِينِي" زهرا! امیدم تو بودی، میخوای جواب ندی؟...صدا زد:" فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِب" تا گفت من علی هستم... "فَفَتَحَتْ عَيْنَيْهَا فِي وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْه" چشماش رو فاطمه باز کرد و یه نگاه به امیرالمؤمنین کرد...روایت میگه: تا نگاه کرد: "وَ بَكَتْ وَ بَكَى" هم زهرا و هم علی هر دو زدن زیرِ گریه.... می میرم برات، تو فقط گریه نکن پیشِ بچه هات، تو فقط گریه نکن میخندم برات، تو فقط گریه نکن
4_5911421350731318411.mp3
8.99M
🎧 (س) 🎤 زهرای نیمه جون من ای یاس قدکمون من بمون کنار مرتضی (ع) دردوبلات به جون من زهرا. روزی که دست من و بستن غرور مو زدن شکستن اشکای تو یادم نمیره زهرا روزی که با اون همه آزار موندی میونه در و دیوار جاداشت که حیدرت بمیره نقش زمین شدی میون اون همه اتیش و دود برات بمیرم عزیزم کل تن تو شدکبود یادم نمیره وقتی که افتادی زیر دست وپا یادم نمی ره فاطمه تا فضه رو زدی صدا زهرا روزی که دست من و بستن غرور مو زدن شکستن اشکای تو یادم نمیره زهرا روزی که با اون همه آزار موندی میونه در و دیوار جاداشت که حیدرت بمیره پر پر شدی تو فاطمه(س) لاغر شدی تو فاطمه (س) علته درد و غصه ی حیدر شدی تو فاطمه (س) بانو ظاهرا امروز بهتری تو دست و به دستاس می بری تو می کنی کار خونه زهرا (س) بانو می زنی شونه موی زینب(س) حالت عوض شده چه امشب یه وقت نزاری من و تنها بلندشو زهرای علی بهارم و نکن خزون جوون من زوده برات که قامتت بشه کمون تنگه دلم برای تو چرا ازم رو میگیری یه دست به بازو میگیری یه دست به پهلو میگیری روزی که دست من و بستن غرور مو زدن شکستن اشکای تو یادم نمیره زهرا(س) روزی که با اون همه آزار موندی میونه در و دیوار جاداشت که حیدرت بمیره برات بمیره خواهرت جداشد ازقفا سرت خنجرزدن به حنجرت جلو چشای مادرت داداش دیدم تو رو از روی اون تل تا افتادی میون مقتل دریای خون شد ته گودال داداش وقتی تن تو رو دریدن اسبا روی تنت دویدن شدجسم اطهرت لگدمال
کاش... ؛ واحد.mp3
952.6K
🎵 نغمه پیشنهادی در قالب 🏷 وزن: فَعَلاتُن فَعَلاتُن فَعَلاتُن فَعلُن شاید او یوسف ذریۀ طاها می‌شد روشنی‌بخشِ دل و دیدۀ بابا می‌شد شاید او در دل گهواره زبان وا می‌کرد همدم فاطمه -فِی المَهدِ صَبِيّا- می‌شد شاید او بین مناجات و نماز شب خویش جلوۀ روشنی از حضرت موسی می‌شد شاید او از همۀ اهل جهان دل می‌بُرد مثل پیغمبرمان خوش قد و بالا می‌شد شاید او در سَکَنات و وَجَنات و حَسَنات اَشبهُ النّاس به صدیقۀ کبری می‌شد شاید او مثل اباالفضل میان صفین ذوالفقار علی عالی اعلی می‌شد شاید او مشک به دوش از وسط نخلستان از حرم با رجزی راهی دریا می‌شد شاید... اما چه بگویم که چه شد در آتش؟! کاش او پاسخ این شاید و اما می‌شد رضا خورشیدی‌ فرد