#خدا_حافظ_علی_تا_ابدیت
#حضرت_زهرا_دلگویه_مازنی
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭
خـدا حافظ علی تـا اَبدیّت
پسر عمو ته جا دارمه وصیت
گمون کمّه بمـو حکم خدایی
بَـرسیّه دیگـه وقـت جدایی
دیگه آثار مرگ بَهییه معلوم
مره حلال هاکن علیِ مظلوم
الهی علی ته بلا مه سینه
بعد من غریب تر بونی مدینه
علی ببخش اگه نَیّـه دَهووم
فقط خواسّمه ته فدا بَهووم
مه دس خالی بِیّه حاشا نکنّه
شه محسن جانِ ته فدا هاکنّه
علی ببخش اگه زود درمه شومه
اگه بَمونّم ته درد سر بُومه
نا دَس دارمه کار خِنه بَرسم
نا کَش دارمه شه لینگ سر هِرسّم
دیگه بَر نِنه مه جا کار خِنه
مریضِ بد حاله بَمردن وِنه
لـو بَخِـردمه فدای سرِ ته
چو بَخِردمه فدای سرِ ته
مه جان وَچون پیش بی بهونه
ته دَس دَوِس بِیّه و مره زونه
مره زونه چه شه چشّه دَوسّی
علی مه جا ته آیا راضی هَسّی؟
علی جـان تـه جـان مـه دِتِـرون
شه جـان زینب و کلثوم قروون
علی جان ته و حسن و حسین
مار بَمردون کننه شیون وشین
تِه یاد درنشوعه علی جان هرشو
مه حسین دارنه عادت بَخره او
مبـادا کـه حسین تشـنا بَمـونّه
مـه دُردونـه پسـر وِشـنا بَمـونّه
اگر چه بعد من ندارنی غمخوار
مه مار بَمردِ وَچونّه تِه خوار دار
خدا حافـظ علـی خدا تِـه همراه
تِـه التمـاس دعـا دارنـه «مداح»
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭
#علی_اکبر_اسفندیار_مداح
#مدینه_بود_و_علی_بود_و_سوز...
#حضرت_زهرا_س
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭
مدینه بودو علی بودو سوز زمزمه اش
مدینه ماندوعلی ماندورفت فاطمه اش
ز داغ فاطمه حیدر به قلب صحرا زد
چه ناله ها که دل شب برای زهرا زد
بیا رویم و بگیریم سراغ حال علی
که باشهادت زهراشکسته بال علی
همان علی که دلیرانه دل به خیبر زد
ولی ز ماتم زهرا دو دست بر سر زد
همان علی که غم اوغم یتیمان بود
برای سفرهٔ خالیِ بی کسان نان بود
همان علی که خداوند ندارد همتایش
همان علی که شده داغدار زهرایش
غریب شهر مدینه بدون همدم شد
قـدِ مبارکش از داغ فـاطمه خم شد
خدا، علی چه کنداین همه مصیبت را؟
فـراق فـاطمه و بـی کسی و غربت را
چه آمده به سرِزینب وحسین وحسن
که دیده مادرشان را پدر نموده کفن
صـدای گـریه ی پنهان کـودکان علی
گرفته تـاب و تـوان و بُرید اَمان علی
خـدا نیـاورد از خـانه ای جـوان برود
و یا که همسر مظلوم ومهربان برود
زبعدغسل وکفن تانمازبه فاطمه خواند
علی برای خودآنشب هماره فاتحه خواند
شبی که دست علی برشکسته پهلو خورد
کنارفاطمه«مداح»همان دم حیدر مُرد
🏴😭🏴😭🏴😭🏴😭
#علی_اکبراسفندیار_مداح
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#الهی_فاطمه_ته_دا_بمیرم
#حضرت_زهرا_دلگویه_مازنی
🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭
الهـی فـاطمه تـه دا بَمـیرم
تِـوسّه مـن چتی عزا بَهـیرم؟
زهراجان عاقبت بوردی زیر خاک
از غـم و غصه ی تـه بَیمه هلاک
ته که بُوردی دیگه نـدارمه یاری
روز و شو بَیّه مـه کار بِـرمه زاری
نم نم وارش دلِ نواجش
فاطمه جان بَوین
خون وارنه مه چش
بدون تـه چتی زنده بَمـونّم؟
چتی تِـوسّـه فـاتحه بَخـونّم؟
چیکار هاکنم با ناله ی وَچون
تا بِرمه کِننه مه دل بونه خون
بمیرم چنّـه زود بُـوردی زیـر گِل
دره پاره بُونه مـه وَچون دل
نم نم وارش دلِ نواجش
فاطمه جان بَوین
خون وارنه مه چش
زینب نواجش مـره بَکوشته
وِنه چِشِ وارش مـره بَکوشته
حسینِ بِرمه چنّه دارنه زاری
از همه بیشتر کِنّـه بی قراری
بـه درد یتیمـی بَینه گرفتار
من از غریبی سر زَمّه به دیوار
زهرا دعا هاکن شفا بهیرم
اَتـا شو تـه قبـر کنـار بمـیرم
فاطمه جان دیگه مه یاد نشونه
نانجیبون مه پَلی تره زونه
حیف ته زهرا با این مهربونی
کفن دَپوشی بُوردی در جوونی
تره شه دسِ جا که غسل هدامه
نَدومّه چه من اون شو جان ندامه
ازبس که من وته غم هَسّه جانکاه
بَوین با سوز دل خوندنه «مداح»
🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭
#علی_اکبراسفندیارمداح
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#شور و #تک مدحی
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
▪️بنداول▪️
میدان دار فاطمه
جهان دار فاطمه
توی کشتی علی
سکان دار فاطمه
مادر غیرت و وفا و ایثاره
دین ما تا ابد بهش بدهکاره
ضربان قلب حیدر کراره
جان فدا فاطمه
عشق خدا فاطمه
رفته ذکر خیرش
تا ثریا فاطمه
یا زهرا یا فاطمه
▪️بنددوم▪️
سنگربان فاطمه
آسمان فاطمه
قربان تمامی ی
فرزندان فاطمه
کوثر پیمبر ، کوه کراماته
کاشف و الکرب و دافع البلیاته
هر چی خیره پیش مادر ساداته
امنا فاطمه
سعی و صفا فاطمه
عشق ما این دوتاست
علی مولا فاطمه
یا زهرا یا فاطمه
▪️بندسوم▪️
زهرا یار حیدره
علمدار حیدره
جنت مزد نوکر و
طرفدار حیدره
صاحب منبر سلولی مولای ماست
با علی بهشتم تو مشت دستای ماست
دشمنم می دونه حق فقط آقای ماست
لافتی حیدره
بزرگ ما حیدره
ذکر رزم عباس
علی مولا حیدره
یا حیدر علی علی
#فاطمیه
#تکوشورفاطمیه۱۴۰۳
#فاطمیه۱۴۰۳
#محسن_طالبی_پور ✍
👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
#فاطمیه
برای کارگر روضه هات شدن
میشه لطفا منم انتخاب کنی
دست و بالم خالیه اما علی
میشه روی گریه هام حساب کنی؟
یادگرفتم از مرام فاطمه
جون بدم ولی دل از تو نکنم
تا فقط یه بار به چشم تو بیام
خیلی به این در و اون در می زنم
توی تاریخ اومده ، اهل زمین
قدر تو نمی دونستن ، آسمون!
یه روز از قدرت شمشیر دو دم
یه روز از صبر تو بند اومد زبون
هر جوری شده اذیتت کنن
بنا رو بر این گذاشتن آقا
این که وقت دیدنت سلام کنن
لیاقت می خواست ، نداشتن آقا
یه نفر تا تو رو دید توی مسیر
روشُ چرخوند و راهش رو جدا کرد
هر کسی پشت سر غیر تو رفت
توی هر دو دنیا پشت به خدا کرد
تو صف نماز بهت جا ندادن
تا شاید وقت دعاتو بگیرن
ولی بی خبر از اینکه نمیشه
جلوی دید خدا رو بگیرن
دوست دارم یه بار ببینمت تا که
قبل هر کسی بهت سلام کنم
قول دادی میای و باید دم مرگ
برای عرض ادب قیام کنم
#حضرت_زهرا
#محاوره_ای
#شهریار_سنجری ✍
.#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#مناجات
#امام_زمان
#فاطمیه
من خریدار غمت هستم ابانا یا کریم
غصهدار ماتمت هستم ابانا یا کریم
گوشه صحرا گرفتی روضهای بی مستمع
من فدای زمزمت هستم ابانا یا کریم
اشک میریزی دمادم در عزای مادرت
مات و مبهوت دمت هستم ابانا یا کریم
بستری گردیده زهرا، کی عیادت میروی؟
پارکاب محکمت هستم ابانا یا کریم
از جراحاتش بگو، تا بشکنم بغض گلو
پس بگو گر محرمت هستم ابانا یا کریم
رو به قبله کردهام صدیقه را آه ای خدا
داغدار مریمت هستم ابانا یا کریم
پرچم مشکی خود را بر سرم حائل نما
ریشههای پرچمت هستم ابانا یا کریم
#مناجات_با_امام_زمان عج
#حضرت_زهرا
#محسن_راحت_حق ✍
.#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
مرا ببین و برای سفر شتاب مکن
بیا و بر سر من خانه را خراب مکن
تمام حرف دلت را غروب با من گفت
و شرح سرخیه خود را چه خوب با من گفت
حضور ساده ی احساس عشق بودی تو
مدار چرخش دستاس عشق بودی تو
پس از تو ثانیه هایم به چنگ دستاس است
و دانه های دلم زیر سنگ دستاس است
غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد
هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد
هنوز هم به شفایت امید دارم من
میان شام عزا شام عید دارم من
قبول کن که ز تنهاییم خبر داری
دلم به همره تو رفت، همسفر داری
مگر ز داغ پیمبر چقدر میگُذَرد
که باغ سبز تو را این شب خزان ببرد
مگر قرار نشد غمگسار من باشی
میان معرکه ها ذوالفقار من باشی
مگر نه قبل ورودم قیام میکردی
و گاه پیشتر از من سلام میکردی
ز جای خیز جواب سلام میخواهم
نگاه نیمه تمامت ، تمام میخواهم
نگاه بی رمق و دست بی رمق داری
شباهتی چه صمیمانه با شفق داری
اگرچه قصه فتح علی شنیدنی است
شکست تازه ی امروز نیز دیدنی است
چه شد که زندگیت را ز سر نمیگیری؟
و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری؟
فضای سینه ی من گرم درد و آه شده است
بسان بازوی تو روز من سیاه شده است
اگر نه فکر دل یار خسته را بکنی
ز جای خیز که همسایه را دعا بکنی
مرو که موج نیازم به راه می افتد
پس از تو یوسف اشکم به چاه می افتد
پس از تو خواب نماز و تیره می بینم
شعف به قنفذ و شور مغیره می بینم
مرو که چینی این دل شکسته تر نشود
غریب خسته ی این شهر خسته تر نشود
هنوز ناله جانکاه تو به پشت در است
تنت از آتش آن روز شعله ور است
سخن اگر چه نگفتم ولی دلم پر بود
نگاه من که همیشه به خاک چادر بود
میان خطبه ات آری شکوه را دیدم
در استقامت تو صبر کوه را دیدم
اگرچه کشتی عمرت به سمت ساحل رفت
خیال و خاطره ی تو نخواهد از دل رفت
کنون به پیکر یاست شقایق افتاده است
نگاه کن که حسینت به هق هق افتاده است
چگونه غم ننشیند به چهره ی حسنت
که خون تازه گل انداخت روی پیرهنت
خدا کند که غمت سینه محترق نکند
و دخترت که بیاید ز غصه دق نکند
شاعر : #جواد_محمدزمانی ✍
.#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها