eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 🌹 ✍شاعر:قاسم نعمتی تاج امامت است به روی سرشما خیل ملائکند به دور و بر شما قربان چهره ات که تجلی مصطفاست قربان آن صلابت چون حیدر شما ای کاش صبح روز ظهورت صدا کنند نام مرا عزیزخدا؛ یاور شما درزیرطاق صحن گوهرشاد حاضراست ازبهرخطبه خوانی تان منبر شما نفرین فاطمه شده صدشکر مستجاب لبخندامده به لب مادر شما آقا دعا کنید که در زندگی مان باشیم ای ذخیره حق یاور شما ای چشمه زلال الهی ظهور کن ماتشنه ایم تشنه لب کوثر شما فرموده ای که الگوی من مادر من است بااین حساب فاطمه شد رهبر شما کی ریشه کن کنی تو تبار یهود را ای جان فدای طنتنه ء خیبر شما بیرون بکش زخاک دوتاغاصب فدک این انتقام گشته به حق باورشما روز ظهور نعره زنی جدی الحسین کرببلاست چون هدف آخر شما.
ای به قم آفتاب قلب جهان! دخت موسی !سلالۀ قرآن! عمه و دخت و خواهر سه امام! مادر کل عالم امکان! تو به چشم ائمه زهرایی بعد زهرا به قدر و عزت و شان زینب دوم بنی الزهرا عمۀ چار حجّت یزدان هم وجودت کریمة عترت هم ولایت، حقیقتِ ایمان فیض فیضیه از کرامت توست شهر قم از تو گشته مهد امان حرم یازده ولی خدا حرم توست ای سپهرمکان مدح تو ای ملیکۀ هستی وصف تو ای یگانۀ دوران نه توان با هزار دست نوشت نه!توان گفت با هزار زبان صحن تو مسجدالرسول همه حرمِ امن توست کعبۀ جان پدر و مادرم به قربانت نه، همه جان عالمت قربان کوثر کوثر رسول خدا عصمت عصمت الله منّان قم، جلال مدینه پیدا کرد تا نهادی قدم به دیدۀ آن گشت روز ورود تو در قم روز عید کرامت و احسان روز عید نزول رحمت ها روز عفو و عنایت و غفران اهل قم از برای استقبال همه با دسته‌گل شدند روان مرد و زن دور محملت گشتند اشک شوق همه ز دیده روان قم دل از گلشن بهشت گرفت محملت بس که گشت گل‌باران همه گفتند فاطمه در حشر پای بنهاده ای گنهکاران حرمت شیعیان قم، ز تو کرد ستم اهل شام را جبران کاش زینب به قم سفر می کرد تا نمی دید آن همه طغیان اهل قم کی برند مهمان را گه به بزم شراب و گه زندان؟ جای تو بیتِ «موسی خزرج» جای زینب به گوشۀ ویران دور تو عالمان فقه و اصول دور او ابن سعد و شمر و سنان دور تو دسته های گل در دست دور او سنگ بود و زخم زبان .
اخت الرضا حبیبه موسی ابن جعفری ای بانویی که ثانی زهرای اطهری دُرّ گرانبهای ولایت به شهر قم از جمله ی خلایق عالم تو برتری پوشیده نیست جود تو از بس کریمه ای هر کس رسید بر حرمت خوب میخری بانوی آسمانی خاکی نشین من با لطف خود همیشه کنی ذره پروری دنیا چقدر پست و حقیر است پیشتان وقتی به سجده ذاکر اذکار داوری بر من نگاهی از سر لطف عظیم کن کنجی ز صحن خود بده من را مقیم کن جانم فدای آن همه دل بیقراریت در هجر یار آن همه لحظه شماریت جانم فدای درد فراقی که دیده ای دنبال یار آن همه ناقه سواریت جانم فدای سینه پر التهاب تو جانم فدای آن همه اندوه و زاریت هجران چه کرد باتو که حالت خراب شد؟ داغ فراق بود که شد زخم کاریت گفتم فراق روضه ای آمد به یاد من آن روضه ای که هست به چشم بهاریت رخصت دهید روضه بخوانم برایتان روضه بخوانم از سفر عمه جانتان بانو اگر چه رنج سفر را کشیده ای اما سربریده به نیزه ندیده ای گرد و غبار راه به رویت نشسته است اما کجا «اُخیَّ الیَّ» شنیده ای؟ راهی دراز آمده ای تا به قم ولی از تل کجا به جانب مقتل دویده ای؟ بر سینه دستخط برادر گرفتی و ... سوزی به یاد جامه ی از کین دریده ای سختی راه نیرو و تابت گرفته بود وانگه رسید خاطرت از قد خمیده ای گرچه به یاد یار دو چشمت پر آب بود کی جای تو به مجلس اهل شراب بود؟ ایام .
. |⇦•جنت که خود به نام شبستان فاطمه .. سلام الله علیها به امید پیروزی جبهه حزب الله بر حرامیان عالم به نفسِ حاج محمود کریمی ●━━━━━━─────── جنت که خود به نام شبستان فاطمه است سجاده ای به گوشه ایوان فاطمه است بال فرشتگان خدا غرق حسرت خاک گلیم حجره طفلان فاطمه است نام علی شده به عدد با نمک یکی نام علی خودش زنمکدان فاطمه است فرمود مصطفی که فدایش شود پدر روحی که هست در تنم از آن فاطمه است وقتی که روح فاطمه در جسم احمد است جان علی و آل علی جان فاطمه است تنها نه جلوه گاه رخش مهر و ماه شد چشمان حیدر آینه گردان فاطمه است جایی که جود و بخشش پرودگار هست بخشش به روز حشر به فرمان فاطمه است عارف کسی شده است که زهراست قطب او فانی در ولی شدن عرفان فاطمه است از جان خود به پای ولایت گذاشته و اسلام وامدار ز ایمان فاطمه است فرمانده قیام برای امام اوست ظالم شکست خورده میدان فاطمه است بیداری و بصیرت و عزم و جهاد و فتح یک جلوه از ابهت طوفان فاطمه است کشتار نه! هدایت و هشیاری بشر در قلب ذره ای است که تابان فاطمه است در سایه ولایت فرزند مرتضی ایران سپاه حیدر و ایران فاطمه است عالم تمام ملک علی شیر لا فتی است ایران میان این همه اُستان فاطمه است در آستان قدس رضا نور مادری است یعنی رضا نگین سلیمان فاطمه است ما سر بلند و سینه ستبر و سرآمدیم این اقتدار ما ز شهیدان فاطمه است با این حساب قبر شهیدان بی پلاک پایین پای مرقد پنهان فاطمه است مشهور شد حسن به کرامت  اهل بیت خوان حسن نتیجه احسان فاطمه است عالم تمام بی سر و سامان کربلاست اما حسین بی سر و سامان فاطمه است آن که به او همه شهدا قبطه می خورند با هر دو دست ، دست به دامان فاطمه است بخشیده می شوند همه با دو دست که چون مصحف شریف به دستان فاطمه است تیغ کلام و خطبه زینب به شهر شام تفسیر آیه آیه قرآن فاطمه است حجت تمام کرد به آیات و محکمات این اشک ها ز غربت برهان فاطمه است عشق علی چنان زده آتش به جان او در مشتعل ز سینه سوزان فاطمه است در بارگاه قدس که جای ملال نیست چشمان قدسیان همه گریان فاطمه است مانده است ذولفقار علی در نیام صبر قلب خدای صبر پریشان فاطمه است شرمنده شد علی ز پیمبر که گفته بود شیر خدا همیشه نگهبان فاطمه است .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
2.43M
علیه السلام در زیان عُمر ، سودِ ماتمش را دیده ام پس خدا را شُکر می گویم غمش را دیده ام از نخستین نسلِ خِلقَت ، گریه بر او باب شد داستان جبرئیل و آدمش را دیده ام اشک ، دردِ لاعلاجم را به سرعت خوب کرد بین هر ذکر مصیبت مرهمش را دیده ام بی نیازان مِنَّتِ حملِ کُتَل را می کِشند زیر بار این علم ها حاتمش را دیده ام بیرقِ ارباب من بالاتر از این حرف هاست سر در هفت‌آسمان‌ هم پرچمش را دیده ام فیضِ حج را بُرده هرکس لب به چای روضه زد در دل هر استکانی ، زمزمش را دیده ام یا حسینِ من جواب یا حسینِ مجتبی‌ست وقتِ اوج هروله ،صاحبدمش را دیده ام طبخِ نذر روضه را زهرا نظارت می کند در کنار دیگ‌ها ، قدِّ خمش را دیده ام شالِ مشکیِ عزایش دستگیری می کند معجزات تار و پود محکمش را دیده ام بین آن گودال ، عالم را بهم می زد حسین دردِدل‌ها با خدای عالمش را دیده ام عصر شد..، هنگام تاریکی رسیده ساربان با چه حرصی داد می زد: خاتمش را دیده ام! بوریا جا خورد وقتی پیکرش را جمع کرد گفت: حیفِ این بدن که درهمش را دیده ام 🎤 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
. 🏴 علیه السلام ✍ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ تا صدای اذون از - مناره ها بلنده حلال زاده س اونی که - به علی دل می بنده به قلب خسته ی ما - ذکر علی توون داد بهشتی که شنیدیم - نجف به ما نشون داد پناه منی/ نور راه منی پادشاه نجف / پادشاه منی دست تو سپردنم علی علی حق داری به گردنم علی علی آخه جز نجف بگو کجا برم از تو دل نمی کَنَم علی علی مولا علی مولا علی ... 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ علی علی بگو تا - دلت جلا بگیره بگو که سر تا پاتو - خدا طلا بگیره لذت نوکریتو - جبرئلیم چشیده خدا ما رو از اول - حیدری آفریده قرار منی / اعتبار منی تنها دلخوشی / روزگار منی ای سرچشمه ی بقا علی علی یا مَن عِشقُه شِفا علی علی ذکر حیدر حیدر رو لبمه ای اسمت گره گشا علی علی مولا علی مولا علی ... . 👇
. سلام‌الله‌علیه سلام‌الله‌علیه نه مراست قدرت آنکه دم زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم، صفتِ کمال تو یا علی شده مات عقل موحدین، همه در جمالِ تو یا علی چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی نبرد به وصف تو ره کسی، مگر از مقال تو یا علی هله ‌ای مُجلّیِ عارفان، تو چه مطلعی تو چه منظری هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دلبَری که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری چه در انبیا چه در اولیا، نه تو راست عدلی و هم سری به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی توئی آنکه غیر وجود خود، به شهود و غیب ندیده‌ای همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای فقرات نفس شکسته ای، سبحات وهم دریده ای ز حدود فصل گذشته ای به صعود وصل رسیده ای ز فنای ذات به ذاتِ حق بُوَد اتّصال تو یا علی چو عقول و افئده را نشد، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف ز بیانِ وصف تو هر کسی، رقم گمان زده مختلف همه گفته‌اند و نگفته شد، ز کتابِ فضل تو یک الف فصحای دهر به عجز خود، ز ادایِ وصف تو معترف بُلغای عصر به نطقِ خود شده‌اند لالِ تو یا علی تو که خلق هیئت متصل کنی از عناصر منفصل تو که از طبیعت آب و گل بدر آوری صنم چگل تو که می نهی دل معتدل به میان تودهء آب و گل زنم اعتدال ترا مثل به کدام خلقت معتدل که بر اعتدال تو مستدل بود اعتدال تو یاعلی تو ز وصف خلق منزّهی که رسیده ای به کمال رب ملکوتیان جبروتیان همه از کمال تو در عجب که کند چو عقل تو نفس را به سیاط علم و عمل ادب احدی ز خلق ندیده ام که بجای خصم کُشد غضب متحیرم متفکرم همه در خصال تو یا علی تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین تویی آن که از کُشِفَ الغطا، نشود زیاده ترا یقین شده از وجودِ مقدّست، همه سرّ کَنزِ خفا مبین ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی، بزن بدلیل این که به نورِ حق شده منتهی، شرف ِ کمال تو یا علی تو همان درخت حقیقتی، که در این حدیقه‌ی دنیوی ز بروق نورِ تو مُشتعل شده نارِ نخله‌ی موسوی أنا ربّکم تو زنی و بس، به لسان تازی و پهلوی ز تو در لسانِ موحّدین، بُوَد این ترانه‌ء معنوی که اناالحق است به حقِّ حق، ثمرِ نهالِ تو یا علی تویی آن تجلّیّ ذوالمنن، که فروغ عالم و آدمی ز بروز جلوه ما‌خلق، به مقام و رتبه مقدّمی هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق، که به ذات خویش مُسلّمی به جلالِ خویش مُجلّلی، ز نوالِ خویش مُنعَمی همه گنج ذاتِ مقدّست، شده مُلک و مالِ تو یا علی چو به آب زندگی از قدم گل ممکنات سرشته شد همه را ز کلک منیع حق رقم ممات نوشته شد احدی ز موت نشد رها به حیات اگرچه فرشته شد ز اجل مقام تو شد اجل که اجل به تیغ تو کشته شد تویی آنکه مرگ نبرده جان ز صف قتال تو یا علی تو چه بنده‌ای که خدائیت، ز خداست منصب و مرتبت رسدت ز مایه‌ء بندگی، که رسی به پایه‌ء سلطنت احدی نیافت ز اولیا، چو تو این شرافت و منزلت همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت شده ختم دوره‌ی عِلم و دین، به کمالِ آل تو یا علی  تو همان مَلیکِ مُهیمنی، که بهشت جنّت و نه فلک شده ذکرِ نام مقدّست، همه وِردِ اَلسنه‌ء مَلَک پیِ جستجوی تو سالکان، به طریقت آمد یک به یک به خدا که احمدِ مصطفی، به فلک قدم نزد از سَمَک مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی تویی آن که تکیه‌ء سلطنت، زده‌ای به تخت مؤبّدی به فرازِ فرقِ مبارکت، شده نصب تاج مُخلّدی ز شکوه شأن تو بر مَلا، جَلَواتِ عِزِّ و ممجّدی متصرّف آمده در یَدَت ملکوتِ دولتِ سرمدی تو نه آن شهی که ز سلطنت، بود اعتزالِ تو یا علی تویی آنکه هستی ما خلق شده بر عطای تو مستدل ز محیط جود تو منتشر قطرات جان رشحات دل به دل تو چون دل عالمی دل عالمی شده متصل نه همین منم ز تو مشتعل نه همین منم به تو مشتغل دل هر که می نگرم در او بود اشتغال تو یاعلی به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان به پیاله‌ء دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان همه کس چشیده به قدرِ خود، ز میِ زُلالِ تو یا علی ✍ .
مدح امام عصر..۱.....mp3
2.13M
/ ۱۴۰۳ .حاج آرمین غلامی دور از تو ای شاه زمن ، بیزارم از باغ و چمن دل شد زهجرت پر محن یابن‌الحسن یابن‌الحسن تا کی بگویم ای خدا این معز الاولیا بازآ عزیز ذوالمنن یابن‌الحسن یابن‌الحسن ای مهدی زهرا بیا آواره صحرا بیا بنگز زمانه پر فتن یابن‌الحسن یابن‌الحسن شاها امان از بی کسی پس کِی به داد ما رسی بادا فدایت جان من یابن‌الحسن یابن‌الحسن درد مرا درمان بده کار مرا سامان بده بگشا گره از کار من یابن‌الحسن یابن‌الحسن شاها نگر در کربلا از ظلم و جور اشقیا جسم حسینِ بی کفن یابن‌الحسن یابن‌الحسن افتاده بر روی زمین نعشِ حسینِ نازنین اشکی فشان بر آن بدن یابن‌الحسن یابن‌الحسن تاجِ سرِ حبل المتین شد از جفا نقش زمین گشته جدا راسش زتن یابن‌الحسن یابن‌الحسن امام زمان.ع. #/کرمانشاه ـ۱۶آذرماه_ ابن علی(قربی) مداح،،
212.3K
رباعی و دوبیتی شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها 😭😭😭😭 ما شیعـه‌ی آل مـرتضـائیم هـمـه از خـاک بقـیـع و کـربـلائیم هـمـه یک عمـر اگر شور حسینی داریم مـدیـون امـام مجـتبـائیم هـمـه. شاعر: مصطفی محمدی 😭😭😭😭 امام حسن مجتبی علیه السلام کربلایی_محمد_دیدبان🎤✅ گروه_اشعار_وروضه_یازینب_سلام_الله_علیها هدیه محضر امام حسن علیه السلام صلوات روی متن آبی رنگ بزنید و وارد گروه شوید.👆
4_6039466154165014383.mp3
1.31M
❣﷽❣ ▪️ 🔳 ▪️ مدینه شهر پیغمبر من آن صیدم که بینِ دامِ این بیگانه افتادم من آن شمعم که در این بَزم، بی پروانه افتادم دلِ شب از پیِ مرکب پیاده می دویدم من به یادِ عمۀ جان داده در ویرانه افتادم من آن مرغ گرفتارم بیا مادر تماشا کن به کنج این قفس پر بسته و بی دانه افتادم چو دیدم این همه زیور به روی تاج و تختِ تو به یاد گوشِ مجروحِ گُلِ دُردانه افتادم مرا بَزمِ شراب آورده ای، شرمی کن از زهرا به یادِ عمه ها در مجلسِ بیگانه افتادم عمامه از سرم انداختی، مویم پریشان شد به یادِ گیسوانِ در هم و بی شانه افتادم به من در حالت مستی جسارت میکنی، یادِ لب بی آب و چوبِ زادۀ مرجانه افتادم (سعید خرازی) ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❃﷽❃ میــوهٔ قـلب علی، زهرا، ابوالقاسم، حسن نور چشمـان حسین و حجّت قائم، حسن گر نبوده شـــیـر صفین و جمل در  کربلا موج میزد دَم به دَم در چهرهٔ قاسم، حسن زنده از نام حســینم در میان روضـــه ها تا که جان دارد تنم، دَم میزنم دائم، حسن صـبـر هـم افتاده زیــرِ پای مولای کریـم وقت کَظمِ غیظ گوید حضرت کاظـم، حسن روضه هایش خاطرات غصه دار مادر اسـت داغدارِ کوچه‌ی تنـگِ بنی هاشــم، حسـن "کیمیا" هم کاش میشد خـادم الزّهرا شود کاش بنویسد خودش، نام مـرا خادم، حسن
. |⇦•عشقت مرا اسیر .... و توسل ویژۀ پیامبر رحمت مصطفی صلوات الله علیه و آله اجرا شده به نفسِ سید مهدی ●━━━━━━─────── "السلام علیکم یا اهل بیت النبوة،السلام علیک یا مولای یا رسول‌الله؛" عشقت مرا اسیر بیابان نوشته است مجنون‌ترین صحابی دوران نوشته است این‌ هم ز مشکلات و مکافات عاشقی‌ست دست مرا برای گریبان نوشته است مانند تو امیر، فقط یک نفر ولی مانند من اسیر، فراوان نوشته است شکر خدا که نام مرا اعتبار توست سلمان نوشته است، مسلمان نوشته‌ است نام تو را به آبِ طلا، دستِ کردگار بالای تاج و تختِ سلیمان نوشته است کم ناز کن دو آیه از این سوره را بخوان اصلاً خدا برای تو قرآن نوشته است امشب قلم زدند پریشانی مرا با تو رقم زدند مسلمانی مرا قرآن بخوان و راه خدا را نشان بده توحید را نشانِ زمین و زمان بده قرآن بخوان و با نفسِ آسمانیت این مُرده‌های روی زمین را تکان بده قرآن بخوان و بالِ مرا از قفس بگیر اندازهٔ شعورِ پَرم، آسمان بده جز با صدای عشق، مسلمان نمی‌شوم پس لطف کن خودت درِ گوشم اذان بده قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس هر کس ادلّه خواست، علی را نشان بده تو آسمانِ مکّه‌ای و ماه تو علی است محکم‌ترین دلیلِ روشنیِ راهِ تو علی است مکه گرفته بود خدا از دعای تو پیچیده در زمانِ همیشه صدای تو پایین بیا ز کوه، دخیلی بیاورند دستِ توسلِ همگان بر عبای تو امشب فرشتگان همه پرواز می‌کنند اطرافِ آستانهٔ غارِ حرای تو از این به بعد چشمِ تمام قنوت‌ها ایمان می‌آورند به یا ربنای تو از این به بعد شمس و قمر روی دست تو از این به بعد مُلک و مکان زیر پای تو پرواز با دو بال میسّر شود بلی قرآن برای توست، علی هم برای تو احمد شدی، کتاب شدی، مصطفی شدی حالا تمامِ دار و ندارِ خدا شدی امشب که تاجِ نور نشاندند بر سرت خالیست ای نبیِّ خدا جای مادرت آن بانویی که زحمت بسیار می‌کشید تا اینکه این زمانه ببیند پیمبرت غیر از کلام حق، سخنی بر لبت نبود هر ظهر جمعه، وقف علی بود منبرت هرجا که پا نهادی و هرجا که سر زدی دیدی علی، امیرِ نجف را برابرت فکر برادری؟ چه کسی بهتر از علی از این به بعد، شاهِ ولایت برادرت از این به بعد، شیر خدا آفتاب توست مهرِ علی، تمامیٓ دین و کتاب توست .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .