eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
2.mp3
1.65M
🥀🍂🥀🍂🥀 🥀🍂🥀 🍂🥀 🥀 بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد مادرت گفت حسین جان، همه را بخشیدن 😔😔 🍃🌹اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ🍃🌹
یه جا دیگم دلم رفت 🔸یه جا دیگم برا دل سوزوندن، دست باباشونو میگرفتن و میومدن کنار خرابه… 🔹دختر 3 ساله رو نشون میدادن میگفتن این بابای منه تو که بابا نداری 😭😭😭😭😭 🍂آروم بگم بابا، چون عمه بیداره 🍂این زخم رو پلکم، سوغات بازاره 🍃بازار کدوم بازار، با سنگ و چوب رفتیم 🍃اون چند قدم راهُ، صبح تا غروب رفتیم 🔥از بس صدا زدم، دیگه گرفت صدام 🔥مثل قدیم بیا، قصه بگو برام ♨️از قصه ی سرت، از زخم پیکرت ♨️قصه بگو برام، از وضع حنجرت 😭😭 👈از فرو رفتگیه خار، بدم می آید 👈از مکافات و از اشرار، بدم می آید 💎دختری را به خرابات،مکانش ندهید 💎من از این نحوه ی رفتار، بدم می ٱید 🔅و من از شانه زدن، خاطره ی بد دارم 🔅به خدا از ته بازار بدم می آید 🔘حالا بابارو بعد ده ها روز دیده دلتنگی امانشو بریده ♻️حتما خبر داری، افتادم از ناقه ♻️دیگه نگم چی شد، گوشم هنوز داغِ ✅دستا که رفت بالا،چشمامو میبستم ✅بابا بگو آیا،من خارجی هستم؟؟!! ☑️با دستاشون نشونمون میدادن میگفتن اینا خارجین 😭😭😭😭😭 ✔️مهمونی بردنم، از اون شبم نپرس 🔲انقده مارو نگه داشتن مجلسشونو تزیین کنن 🔲مهموناشونو دعوت کردن 🔲تا وارد شدیم دیدیم یه عده مست بی حیا یه عده نامرد 🔲یه عده چشم هیز 🔰هم پرم درد میکند بابا 🔰هم سرم درد میکند بابا 🔰کمرم درد میکند بابا 🔰جگرم درد میکند بابا ❇️بی حیا هم به من لگد میزد ❇️هم به تو حرف های بد میزد ✴️دوسه تا مردمست بابایی ✴️تازیانه به دست بابایی ✴️صورتم کوچک است بابایی ✴️همه جایم شکست بابایی زن غساله اومد، گفت من این بدنو غسل نمیدم 😭😭😭😭 🍀امشب میزنم در خونه ی حسینُ، ایکاش که واکنه درُ برام رقیه ☘چند وقته که قلبم میگیره بهونه، من از تو فقط یه کربلا میخوام رقیه 🍀رو هر دلی یه قیمتیو میزارن، بر روی دلم نوشته یک کلام رقیه 🌺رقیه،،، دختر شاه عالمینه 🌺رقیه،،، کلید بین الحرمینه
💠جا مونده بودم اما، امشب دیگه به قافله رسیدم 💠کربلا آتیشم زد،از بعد اون یه روز خوش ندیدم 💠تن تورو رو خاک و سرت رو، رو نیزه دیدم 💠بریدم تو حال احتضارم پامو با زحمت باباجون، سوی قبله کشیدم جا مونده بودم اما، امشب دیگه به قافله رسیدم کربلا آتیشم زد،از بعد اون یه روز خوش ندیدم ⬅️آب میدید،گریه میکرد ⬅️طفل شیرخواره میدید،گریه میکرد ⬅️دختر 3ساله میدید،گریه میکرد ⬅️جوون با قد و قامت رشید میدید،گریه میکرد ⬅️گوسفند ذبح میکردن جلوش،گریه میکرد 💠تن تورو رو خاک و سرت رو، رو نیزه دیدم 💠بریدم تو حال احتضارم پامو با زحمت باباجون، سوی قبله کشیدم 💠ظهر عطش نه، برادرام نه غصه زیاد دیدم 💠نامحرما،دور مارو گرفتن گوشواره بچه هارو گرفتن راستی خودت که بودی و میدیدی بگذرم از این که به ما چی گذشت محله یهودیا،چی گذشت خودت که ناسزاهارو شنیدی تو که بالای نیزه،همه چیو میدیدی بابا بابا بابا بابا بابا بابا... 💠دور عمه نامحرم، دور من جمع مستان 💠تنها گیرم آوردن جات نبود خالی بابا ✴️خیزران و لب تو ✴️خیزران و دل من ✴️بعد شام و خرابه ✴️خیزران قاتل من 🌐این برا شماست،میخوام غیرتی گریه کنی برا آخریش ✴️بزم می،جای ما نیس ✴️خاک ما از بهشته ✴️چشماشون خیلی هیزه ✴️حرفاشون خیلی زشته انقدر گریه کرد، ده ها سال از واقعه عاشورا گذشت به هر بهونه ای عاشورا داشت به هربهونه ای،یاد کوفه و شام گریه میکرد گفتن آقا بسه دیگه... پیر شدی خسته شدی هر روز گریه هرساعت گریه هروقت و به هر بهونه ای یاد کربلا میفتی و اشک میریزی 🔹چطور گریه نکنم؟؟ یعقوب پیغمبر 8تا پسر داشت، یه دونه از پسراش گم شده با علم پبغمبری که میدونست یوسفش زندس، انقده گریه کرد چشاش نابینا شده 🔹چطور گریه نکنم؟ یوسفای پیغمبرو جلو چشای خودم،سر بریدن 🔹چطور گریه نکنم؟ خودم بدن ارباًاربای یوسف حسین، علی اکبرو دیدم 🔹چطور گریه نکنم؟ خودم با چشمای خودم حلق بریده علی اصغرو دیدم 🔹چطور گریه نکنم؟ خودم بدن پاره پاره بابای غریبم،حسینو دیدم 🔹چطور گریه نکنم؟ خودم دیدم قاتل رو سینه بابام نشست، سر بابامو بریده 🔺بازم بگم؟؟! 🔹چطور گریه نکنم؟! ده نفر به اسباشون نعل تازه زدن، رو بدن بابای غریبم تاختن 🔹چطور گریه نکنم؟ دستای عمه جان،زینبو بستن چطور گریه نکنم؟ دستای رقیه3ساله رو بستن 🔘بالاتر بگم،،، 🔘شمام غیرتی گریه کنید 🔹چطور گریه نکنم؟ ناموس آل الله رو وارد بزم شراب کردن 🔹چطور گریه نکنم؟ جلو چشای خودم،بی حیا چوب خیزران گرفت 🔹چطور گریه نکنم؟ یه نامرد سرخ مو،وارد بزم شراب شده 🔹چطورگریه نکنم؟ به سکینه اشاره کرد 🔹چطور گریه نکنم؟ مارو از محله یهودیا عبور دادن انقدر سنگ زدن... 😭😭😭
🔹شب جمعس،دارم آقا هوای تو 🔹هوای تو،هوای کربلای تو 🔸شب جمعس،چشامو گریه میگیره 🔸بازم زهرا،به سمت کربلا میره 🔸با چشمایی که بیتاب و پریشونه 🔸داره بازم دوباره روضه نبخونه 🔹خودم دیدم میدیدی آسمونو،دود 🔹خودم دیدم،یه نامردی رو سینت بود 🔰بودن دیو و دد همه سیراب و میمکید 🔰خاتم ز قحط آب،سلیمان کربلا 🔰از آب هم مضایقه کردن کوفیان 🔰خوش داشتند حرمت مهمان کربلا ای غریب حسین... 🔸تورو کشتند ندادند قطره ی آبت 🔸حسین جانم،فدای جسم بی تابت 🔹تورو کشتند،سرت رو نیزه ها میرفت 😭سلام بر اون آقایی که سرشو رو نیزه بردن ⬅️حالا که رفتی گودال،بزار چند خط گودال بخونم 🔹الف قامتم ز داغت شد دال 🔹که شدم پیر از غمت،صدها سال 🔸به سَما، بنگرم سرت بر نیزه 🔸به زمین بنگرم،تنت درگودال 🔹همه دیدن،مرکبت خونین یال 🔹همه میگفتن در این وضع و حال 🔸ذوالجناح از چه رنگت، باختی؟ 🔸جان زهرا را کجا انداختی؟ 🔹همه هستیه خواهرت را بردند 🔹زر و خلخال دخترت را بردند 😭کمی دیر آمدم،سرت را بردند ✅ 😭😭😭😭😭 ✅شلوغه،ته گودالیو دور بدنت شلوغه ✅چقده دور تن بی کفنت شلوغه ✅قتلگاه لحظه غارت شدنت شلوغه ❇️هرچی گشتم ولی انگشترتو ندیدم ❇️پیرهنی که داده بود،مادر تو ندیدم ❇️گمونم دیر اومدم که سر تو ندیدم ♻️حنجر و کُندیه خنجر،پیرش کرده ♻️زینب و این تن بی سر،پیرش کرده ♻️ناله ی غریب مادر پیرش کرده آه..‌ غریب مادر آه... غریب مادر 💢پیر مردا با عصا بالاسرت رسیدن 💢دقیقا تو نفسای آخرت رسیدن 💢نیزه دارا،جلو چشم خواهرت رسیدن 💢شنیدم که یکی میگفت زدنت ثوابه 💢یکی گفت رد شدن از رو بدنت ثوابه 💢داد میزد غارت اعضای تنت، ثوابه ⬅️رفتی و همسفرم شد، شمر بی رحم ⬅️مایه ی درد سرم شد،شمر بی رحم 😭😭😭😭😭
ای زینت دوش نبی تو روح و جان زینبی تو آبروی عرشیان در زیر سُم مرکبی تو ناحیه مقدسه، امام زمان میفرمایند! 🔺تَطَؤف_الخُيول_بِحَوافِرِها🔺 🔸تورو لگدکوب کردن اسب ها🔸 🔺وَتعْلُوكَ_الطُّغاةُ_بِبَواتِرِها🔺 🔸یه عده وحشی با شمشیراشون بتو ضربه میزدن🔸 قلب مرا آتش نزن اینقد دست و پا نزن ای بی حیا بر پیکر مجروح او با پا نزن اینجاس طور مصطفی چکمه بپا کردی چرا از بوسه گاه فاطمه برخیز خصم بی حیا فرمود: 🔺 ِالي' مَصْرَعِكَ مُبادرات🔺 🔸اهل بیت به قتلگاه،میشتافتند🔸 🔺وَالشِّمْر_جالِسٌ_عَلى_صَدْرِکَ🔺 🔸درحالیکه شمر،رو سینه تو بوده🔸 🔺وَ مُولِـعٌ سَیْفَهُ عَلى نَحْرِک َ🔺 🔸شمشیرشو به گلوی تو گذاشته🔸 🔺قابِضٌ عَلى شَیْبَتِک َ بِیَدِهِ🔺 🔸با دستاش گلوی تورو گرفته بودن🔸 🔺 ذابِـحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ🔺 🔸با شمشیر تیزش،گلوی تورو برید🔸 بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد همینکه پیکرت افتاد،خواهرت افتاد تو نیزه خوردی و یکمرتبه زمین خوردی هزار مرتبه خواهرت، برابرت افتاد همینکه از طرف جمعیت دوتا چکمه رسید اول گودال ،مادرت افتاد 😭😭😭😭😭
🔸از حرم تا قتلگه، سعی و صفای زینب است 🔸لشکر کوفه همه مات وفای زینب است 🔸از حرم تا قتلگه افتان و خیزان میرود 🔸تا ببوسد حنجری گیسو پریشان میرود 😭 💢اومد نزدیک گودال 🔰فرقةٌ بالسیوف یه عده دارن شمشیر میزنن 💢خدا رحمت کنه همه قدیمیارو 💢میخوام با اون نوا بخونم 🔰فرقه بالرِماح. ⬅️ یه عده با تیر میزدن 🔰فرقه بالحِجاره. ⬅️ اوناییکه شمشیر و تیر نداشتن،سنگ میزدن 🔰فرقه بالخَشَب ⬅️پیرمردا با چوب میزدن 🔰فرقه بالعصا ⬅️یه عده با عصا میزدن 😭😭😭😭 🍁یه خط برا غیرتیا بخونم و یا علی 💢وضو گرفتن قربه الی الله اومدن تو گودال گفتن هرکی باید یه سهمی داشته باشه 💢حالا که ما جون نداریم شمشیر دست بگیریم، انقده با عصا به بدن غریب کربلا زدن 🔸 از حرم تا قتلگه در بین دشمن میرود ❇️داری راجع به ناموس خدا این حرفارو میزنی 💠کاش بفهمیم و جون بدیم برا این روضه 🔸از حرم تا قتلگه در بین دشمن میرود 🔸در پی یک دختری آتش به دامن میرود 💢دامنش آتیش گرفته 💢گفت دلم سوخت دنبالش دویدم آتیشو خاموش کنه از دامنش 💢هرچی من تندتر میرفتم، این دختر تندتر میرفت 💢باد شعله آتیشو زیاد میکنه 💢هرجوری بود رسیدم بهش 💢آتیشو خاموش کردم ⬅️تا فهمید یخرده مهربونی تو وجودم هست، گفت آی مرد غریبه... آیا تو بساطت آب هم داری؟؟ ✅یخرده آب دادم بهش، گفت بهم بگو گودال قتلگاه از کدوم سمته؟؟ 🍁دختر مگه تشنت نیست؟؟ ✔️گفت این آبُ برا بابای غریبم..
🔸گرفته است دلم مثل آسمان،امشب 🔸دوباره حرف فراق است،در میان امشب تازه عادت کرده بودم مث دیوونه ها از این هیئت به اون هیئت از این روضه به اون روضه آقا... راست میگم، من پیرن سیاتو دوس دارم آقا جدی جدی خیلی نگرانم اصلا میتونم یه محرم صفر دیگه رو ببینم یا نه چقد جوون مُردن آقا بجان خودت راست میگم سینه زناتو دوس دارم گریه کناتو دوس دارم مجلس عزاتو دوس دارم با وجود اینکه امسال نتونستم بیام کربلا... 🔸گرفته است دلم مثل آسمان،امشب 🔸دوباره حرف فراق است،در میان امشب 🔸به پای ثانیه ها،چنگ میزنم اما 🔸چرا نمیگذرد... کندتر زمان،امشب باورم نمیشه دوماه رفت آقا... 🔹فدای سینه زن خسته ای که بعد دوماه 🔹گرفته کنج حسینیه، آشیان امشب 🔹یکی برای خود آرام ،روضه میخواند 🔹زبان گرفته یکی هم حسین جان،امشب 🔸مدینه،کرببلا، سامرا،نجف،مشهد 🔸کجاست صاحب عزا،صاحب الزمان امشب یابن الحسن 🔸بیا بخاطر این اشک،این لباس سیاه 🔸دمی کنار عزادارها،بمان امشب گریه کنایی که رِندَن، اینجوری حرف میزنن حواسشون به همه چی هست یابن الحسن 🔹نخواهم اجر،ولی از تو خواهشی دارم 🔹بیا به مجلس ما،روضه ای بخوان امشب یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا 😭😭😭😭😭 🔹چه سفره ای شود آن سفره ای که جمع شود 🔹به دست بخشش آقای مهربان،امشب امام رضا امام رضا خوش بحال اونایی که تو حرم امام رضا نشستن خوش بحال اوناییکه الان روبرو حرم امام رضا دارن روضه میشنون و گریه میکنن 🌱پنجره فولاد رضا،برات کربلا میده 🌱هرکسی کربلا میره از حرم رضا میره صلی الله علیک یا غریب الغربا یا امام رضا ✅نیلی ترین رنگ ها،به هر پیکرش بود ✅معلوم بود امروز،روز آخرش بود برا امام رضا نباید کم بزاری نباید آروم باشی ولی نعمت ماست آقای ماست هرچی داریم از امام رضاست اگه برا امام حسین داریم گریه میکنیم، امام رضا مارو حسینی کرده ✅نیلی ترین رنگ ها،به هر پیکرش بود ✅معلوم بود امروز،روز آخرش بود ✅معلوم بود آقای مارا زهر دادن ✅وقتی که می آمد، عبایش بر سرش بود اباسهل اگه با همین حال از مجلس مأمون برگشتم،که هیچ اگه عبا رو سرم بوده،بدون کار آقات تمومه میگه از دور دیدم آقا،عبا رو سرشه مث شخص مارگزیده،هی به خودت میپیچید هی میشینه پا میشه ♻️دستی به پهلوی پر از درد خودش داشت ♻️بر شانه ی دیدار، دست دیگرش بود تو اهل روضه ای... از روزیکه یه مادر گفت آخ پهلوم 😭😭😭😭😭 ♻️دستی به پهلوی پر از درد خودش داشت ♻️بر شانه ی دیوار، دست دیگرش بود 💢دختر ندارد تا که دستش را بگیرد یه دختری هم انقد منتظر بود، باباش بیاد دستشو بگیره 😭😭😭 یهو دید یه سر بریده اومد 😭😭 نه دست داره... 😭😭😭😭😭 💢دختر ندارد تا که دستش را بگیرد 💢پس لااقل ایکاش آنجا،خواهرش بود من میخوام یجور دیگه بگم امام رضا خوب شد خواهرت نبوده خوب بود خواهرت دست و پا زدنتو ندیده من یه خواهری سراغ دارم ⬅️اومد بالا تل، اومد بالا گودال 🔰دختر ندارد تا که دستش را بگیرد 🔰پس لااقل ایکاش آنجا،خواهرش بود 🔰پا شد، خودش را جمع کرداما زمین خورد 🔰این ضعف خیلی مایه دردسرش بود ❇️اصلا زمین خوردن برای او طبیعیست ❇️از بس که دنبال صدای مادرش بود زمین خورد... اما کسی بی هوا تو گوشش نزده 😭😭😭 زمین خورد اما یه بی حیایی، غلاف... 😭😭😭
4_5938036416956073314.mp3
4.26M
تو آمده ای کبوتر،از چه میروی پرستو ای نفس نه سال حیدر، نگو شدی وبال حیدر وجود تو همیشه خیره نکنه باور کردی پیری، چرا دلت میخواد بمیری بشکنه دستای مغیره آه... فاطمه جانم بگو بمیر،من جونمو بپات میبازم اماتورو خدا نگو تابوت بسازم چند روزه پدر،دلگیره قلبش پیش چشمات،گیره بگذار چو شب عروسی پرده ز رخت،بگیره نگو عجل وفاتی هر شب دلت میاد بگن به زینب که دخترت مادر نداره... دیدن چهرت آرزومه گو حرف آخرت کدومه تابوته یا که گاهواره آه... مادر از چه روی چادرت، جا رَد خاکه همش میگی کوچه نرو،که خطرناکه
🔹شب جمعس،دارم آقا هوای تو 🔹هوای تو،هوای کربلای تو 🔸شب جمعس،چشامو گریه میگیره 🔸بازم زهرا،به سمت کربلا میره 🔸با چشمایی که بیتاب و پریشونه 🔸داره بازم دوباره روضه نبخونه 🔹خودم دیدم میدیدی آسمونو،دود 🔹خودم دیدم،یه نامردی رو سینت بود 🔰بودن دیو و دد همه سیراب و میمکید 🔰خاتم ز قحط آب،سلیمان کربلا 🔰از آب هم مضایقه کردن کوفیان 🔰خوش داشتند حرمت مهمان کربلا ای غریب حسین... 🔸تورو کشتند ندادند قطره ی آبت 🔸حسین جانم،فدای جسم بی تابت 🔹تورو کشتند،سرت رو نیزه ها میرفت 😭سلام بر اون آقایی که سرشو رو نیزه بردن ⬅️حالا که رفتی گودال،بزار چند خط گودال بخونم 🔹الف قامتم ز داغت شد دال 🔹که شدم پیر از غمت،صدها سال 🔸به سَما، بنگرم سرت بر نیزه 🔸به زمین بنگرم،تنت درگودال 🔹همه دیدن،مرکبت خونین یال 🔹همه میگفتن در این وضع و حال 🔸ذوالجناح از چه رنگت، باختی؟ 🔸جان زهرا را کجا انداختی؟ 🔹همه هستیه خواهرت را بردند 🔹زر و خلخال دخترت را بردند 😭کمی دیر آمدم،سرت را بردند ✅ 😭😭😭😭😭 ✅شلوغه،ته گودالیو دور بدنت شلوغه ✅چقده دور تن بی کفنت شلوغه ✅قتلگاه لحظه غارت شدنت شلوغه ❇️هرچی گشتم ولی انگشترتو ندیدم ❇️پیرهنی که داده بود،مادر تو ندیدم ❇️گمونم دیر اومدم که سر تو ندیدم ♻️حنجر و کُندیه خنجر،پیرش کرده ♻️زینب و این تن بی سر،پیرش کرده ♻️ناله ی غریب مادر پیرش کرده آه..‌ غریب مادر آه... غریب مادر 💢پیر مردا با عصا بالاسرت رسیدن 💢دقیقا تو نفسای آخرت رسیدن 💢نیزه دارا،جلو چشم خواهرت رسیدن 💢شنیدم که یکی میگفت زدنت ثوابه 💢یکی گفت رد شدن از رو بدنت ثوابه 💢داد میزد غارت اعضای تنت، ثوابه ⬅️رفتی و همسفرم شد، شمر بی رحم ⬅️مایه ی درد سرم شد،شمر بی رحم 😭😭😭😭😭
🔸همیشه هر شب جمعه،به سینه غم دارم 🔸حرارتیست قدیمی، که در دلم دارم 🔵اگرچه، دستِ تُهی دارم و گدا طبعم 🔵دل شکسته خود را که دست کم دارم ☑️همچین دست خالیم نیومدم ☑️یه دل شکسته آوردم در خونت 🌱میان نامه ی من، خالی است از خوبی 🌱گناه و جرم و خطارا همه رقم دارم 🥀مرا به حرمت ،میبخشید 🥀خوشم که رعیتمو، شاه ذوالکرم دارم 🔹به امر حضرت سلطان، میگویم 🔹به لطف ، ارباب محترم دارم 💢 گفتمو جان و دلم،به جوش آمد 💢مرا ببخش فقط، اشک تازه دَم دارم 🌿نشد که زائر کرب و بلا شوم، باشد 🌿دلم خوش است میان دلم،حرم دارم 🌾برات کرببلایم،به دست است 🌾دوباره مُلتمِس دامن علمدارم 🥀خاطره اولین بار 🥀نگاه به سمت علمدار 🥀دلم رو کرده گرفتار 🥀دلتنگتم ای یار 🥀منو یه دل هوایی 🥀خسته شدم از جدایی 🥀بزار بشم کربلایی 🥀مُردم ز تنهایی 🥀نمیگم عاشقم 🥀آخه نا لایقم 🥀میدونم آقا جون 🥀برات آیینه دقم 🥀کرببلا کشتی دل 🥀شکسته و مونده در گِل 🥀منو ندونسته قابل 🥀آقام ابوفاضل 🥀ولی دل من میدونه 🥀آقای من مهربونه 🥀من و بتو میرسونه 🥀بی تو دلم خونه 🥀سینه ام مبتلاست 🥀زخمیه روضه هاست 🥀همه ی آرزوم 🥀دیدن کربلاست
🔸عُمریه اسم تو وِرد لبمه 🔸میشه یکبار بزنی صِدام فقط؟! 🔹جون مادرت بیا قبول بکن 🔹یه شب جمعه حرم بیام فقط 🔻لهجه ی عراقیه اذون صحن 🔺میپیچه دوباره تو سرم صدات 🟤شور روضه ی شب جمعه ی تو 🟤انقده شیرینه که نگم برات 💠مست تربت مزار تو شدن 💠می خاکیه حرم رو چشیدن ♻️جبرییل کربلای تو شدن ♻️تا باب القبله ی تو پر کشیدن 🔅جز رسیدن روبروی ضریحت 🔅پدرم خواهش دیگه ای نداشت ◀️سربلندیشو تو تضمین میکنی ◀️هرکسی پا تو سراشیبت گذاشت 🟠یادمه اون قدیما به زائرت 🟠دهمون تو بقچه باوراشو داد ♨️تا بیاد نذر سه سالتون بشه ♨️مادرم گوشواره دختراشو داد ✳️میگن آقا که فقط دهاتیا ✳️اومدن جسم تورو جمش کنن 😭بدنی که انسجام هستی بود 😭دلشون اومد که درهمش کنن 🔰سپر و شمشیر و خوودت جای خود 🔰کهنه پیرهن تنت رو بردنش 💢حیف اون جسم مطهرت نبود 💢که به یک کهنه حصیر، سپردنش 💔 🔻 🔺
روضه ی غیرتی بخونم برات... داداش... 🔹بگو به عباس دلاور 🔹پس از تو غارت رفته معجر 🔸در بیابان همه ناموس تو آواره شدند 🔸چادر و مقنعه ی خواهر تو پاره شده 🔰بگو به عباس دلاور 🔰پس از تو غارت رفته معجر ❇️هرگاه، عدوی کربلا ز ره آمد ❇️به هر بهانه زینبُ میزد ❇️شکسته پهلویم ز کینه تو روضه فهمی میفهمی چی میگم ☑️حرف از درد پهلو میاد... یه روزی بین در و دیوار؛ با لگد... از کربلا تا کوفه و شام انقده با لگد زدن 😭😭😭😭😭 😭😭 سلام بر اون آقایی که نگران کشتنش 😭😭😭 🟤یه گودال و این همه نیزه 🟤این همه شمشیر این همه غارت ⬅️یه پیراهن، اینهمه دعوا ⬅️اینهمه غوغا، آه از این غربت 🔥سر پیراهن تو جنگیدن بهت خندیدن 🔥العطش های تورا نشنیدن بهت خندیدن ✳️روی زخم تو نمک پاشیدن، بهت خندیدن ♥️ 😭😭😭😭😭 بدن حضرت حمزه سیدالشهدا رو مُثله کردن،،، قطعه قطعش کردن تجسم کن... پیغمبر اومد خبر دادن خواهر حمزه سیدالشهدا داره میاد، گفت هرچی بوته دارید جمع کنید خوده پیغمبر عباشو انداخت رو بدن پاها که از عبا بیرون زده بود، گفت با خارا با بوته ها بپوشونید؛ نکنه خواهرش... 😭 مدینه ببرمت یا کربلا؟؟ میدونم الان دلت کجاست دستای آقارو بستن قریب به 40نفر از رو در رد شدن آقا داره میره 😭😭 ✔️به خدا راسته که امام صادق فرمود: پرده هایی جلو چشم شیعیان گذاشتیم اگه بعضی از روضه هارو بفهمند، میمیرن؛ قالب تهی میکنن فلذا با تجمسشم باید مرد که خانم افتاده... ✔️مولا دستش بسته ✔️سر و پای برهنه اول کاری که کرد گفت یکی عبا بندازه... 😭😭 … هر بلایی سرش آوردن،،، تنها پیغمبری بود که نفرین نکرد یعنی آخر محبت آخر خلق و خو آخر احترام ☑️وحشی، قاتل عموی پیغمبر اومد خدمت رسول الله گفت آقاجان یا رسول الله اومدم توبه کنم پیغمبر یه نگاهی کرد گفت توبتو خدا قبول کنه اما از جلو چشام دور شو اصلا نمیخوام ببینمت قاتل عموشو نمیتونه ببینه ✔️هر روز جلو چشش، مغیره(لعنه الله علیه) میومد بالا منبر شروع میکرد به ناسزایی گویی و بد و بیراه گفتن ✔️هر روز امام حسن میومد تو کوچه نگاه میکرد، نگاش به قنفذ(لعنه الله علیه) میفتاده... میدونم دلت کجاست هر طرفو نگاه میکرد محرمی نبوده ☑️یه طرف شمر بوده ☑️یه طرف حرمله بوده ☑️یه طرف خولی بوده ☑️یه طرف اخنس بی حیا بوده آی حسیـــــــــــــــن... 😭😭😭😭😭😭 وای اسیری غریبی غم یار... 😭😭 🍁غم عشقت بیابون پرورم کرد 🍁هوای وصل بی بال و پرم کرد 🍁به گفتی صبوری کن صبوری 🍁صبوری طُرف خاکی بر سرم کرد بخونم دیگه ها؟؟! میدونم سیر نشدی 🔆پیرمردا با عصا بالاسرت رسیدن 🔆دقیقا تو نفسای آخرت رسیدن 🔆نیزه دارا جلو چشم خواهرت 〽️شنیدم که یکی میگفت زدنت ثوابه ... ♻️رفتی و همسفرم شد، شمر نامرد ♻️مایه ی دردسرم شد، شمر نامرد ☑️اصلا بی بهونه بچه هارو میزد حسین.... 😭😭😭😭😭😭 خدایا مارو لحظه ای از امام حسین، جدا نکن من اگر گریه برایت نکنم میمیرم 😭😭 🍁ایستادم به بلندی، بدنم لرزان شد 🍁زیر خروار نی و سنگ، تنت پنهان شد ◀️بس که مبهوت جمال احدیت بودی ◀️که درآوردن پیراهن تو آسان شد ❇️چقدر نیزه فرو رفته به جسمت، گویی ❇️گودیه قتلگهت تنگ تر از زندان شد 🟪نعل تازه به سم اسب زدن، فکر که بود؟ 🟪که سراپای تو با سطح زمین، یکسان شد 💠آنقدر زیور و خلخال ربودند ز ما 💠که به بازار طلا، نرخ طلا ارزان شد 😭😭 😭😭 🔻الف قامتم ز داغت شد دال 🔺که شدم پیر از غمت، صدها سال 🍁به سما بنگرم، سرت بر نیزه 🍁به زمین بنگرم، تنت در گودال تنت شد پامال 🟤 همه دیدن مرکبت خونین یال 🟤همه میگفتن در این وضع و حال ❇️ذوالجناحا از چه رنگت باختی؟ ❇️جان زهرا را کجا انداختی؟؟ 😭😭😭 🔻 🔺