زینب رسیده از سفر برخیز ارباب
با کاروانی خون جگر، برخیز ارباب
برگشته ام از شام و کوفه، قد خمیده
آورده ام صدها خبر، برخیز ارباب
شد مقتدای کوفی و شامی سقیفه
می سوخت خیمه مثل در، برخیز ارباب
ای کاش تو هم در رکوع بخشیده بودی
انگشترت شد درد سر، برخیز ارباب
شد روزگارم تیره، وقتی کنج ویران
مهمان ما شد تشت زر، برخیز ارباب
یک جمله از غم های زینب، بشنو کافیست
با شمر بودم همسفر، برخیز ارباب
از دختر دردانه ات چیزی نپرسی!!
جا مانده در وادی شر، برخیز ارباب
در آرزوی دیدن موعود دارم
چشمی به راه منتظر، برخیز ارباب
حسین ایمانی
بشه؛ به سن جوانی برسه، پرسید آقا تلخ ترین لحظات برا همین پدر، مادر چیه؟حضرت فرمود: اینه؛ این جوان جلو چشم همین پدرمادر پرپر بزنه، بعضیا نوشتند تا روایت به اینجا رسید راوی دید امام صادق علیه السلام داره گریه می کنه: لا یوم کیوم الحسین، یه جوری علی اکبرش رو راهی کرد، مرحوم شیخ جعفر می نویسد: نگاه یک پدر به پسر هفت جوره؛ اما نگاه حسین به علی اکبر هیچ کدوم این هفت نگاه نبود؛ یه نگاهی کرد،تا حالا به هیچ کدوم از بچه هاش اینجوری نگاه نکرده بود؛“فَنَظَرَ اِلَی،نَظرةَ آیِس منه؛ این نگاهی که اگه بری میدون دیگه برنمی گردی،نگاه مایوسانه کرد، بذارید روضه رو از همونجایی بخونم که ارباب ما اومد کنار بدن علی اکبرش.
پدر مادرای شهدا ببخشند، نمک به زخمشون نپاشیده باشم، اما می خوام بگم هیچ کدومتون جون دادن بچه هاتونو ندیدید؛ هر کدوم از بچه هاتون که جون دادند، رفیقاشون بالاسرشون بودند، هیچ کدومتون خنده دشمن رو به افتادن بچه هاتون ندیدید. مرحوم شیخ حر عاملی می نویسد:حسین آمد اما چه آمدنی! دیگه نتونست رو پاهاش راه بره؛ هفت قدم رو زانوهاش قدم برداشت؛ هیچ روزی ما بدون مادرش روضه نمی خونیم؛ دیروز گفتم بعضیا تو جواب ابی عبدالله گفتند: نُقاتِلُک بغضا لابیک، ما از بابات علی بدمون میاد بخاطر این میخوایم بکشیمت
حالا این اولین علی خانه حسینه؛ به عشق باباش علی نامش رو علی اکبر گذاشته؛ وقتی اومد میدون همه اوناییکه بغضا لامیرالمومنین بودند محاصره ش کردند، وای دیگه نگم چه کردند، همین قدر بگم این مرکب به جای اینکه علی رو به خیمه ها برگردونه رفت وسط قلب لشگر دشمن؛ فقطعوا بسیوف اربا اربا.
صورت گذاشت رو صورت علی اکبر؛ بلند بلند داره گریه می کنه: و نادی بِاَعلی صوته ولدی علی، ولدی علی، هفت مرتبه هر چی صدا زد جواب نیومد؛ همه دیدند دیگه حسین هم حرکت نمی کنه؛ قلبش اینجا از حرکت ایستاد، اما هنوز یه نفر رو داره تو خیمه ها؛ او می دونه چه جوری دل حسین رو به دست بیاره.
راوی میگه دیدم از بالا بلندی یه خانمی هی زمین می خوره، هی بلند میشه؛ هی میگه “وا اُخَیّا” بعد میگه “وابن اخیا”اول نگران جون حسینه، ان شاء الله اربعین کربلاتو امضا کنه علی اکر، بری از پایین پا عرض ادب کنی؛به خدا هروقت از اونجا مشرف میشی کانه میبینی حسین داره ضجه میزنه،در حسرت یه دونه جواب علی اکبر مونده .تا صدای نفس نفس زدن زینب رو فهمید،بی معطلی بدن رو رها کرد،یادم نمیره بچه بودم مادرمو جلو چشم خودم زدن دیگه نمیذارم اینجا تکرار بشه، زود زینبو برگردوند؛ مبادا چشم نامحرمی مزاحم ناموسش باشه، امان از عصر روز یازدهم.
چون تو اي لاله در اين دشت گلي پرپر نيست
چون تو اي لاله در اين دشت گلي پرپر نيست
و از اين پير جوان مرده کماني تر نيست
در کنار توام و باز به خود مي گويم
نه حسين اين تن پوشيده به خون اکبر نيست
دست و پايي بزن و آهي نفسي تازه نما
غير خون آب جگر ناله در اين حنجر نيست
هر کجا دست کشيدم ز تنت گشت جدا
بند بندت همه پاشيده - به يک پيکر نيست
ديدني گشته اگر دست و سر و سينه تو
ديدني تر ز من و خنده آن لشگر نيست
استخان هاي تو و پشت پدر هر دو شکست
باز هم شکر کنار من و تو مادر نيست. #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
دیدم به خواب آن آشنا دارد میاید
دیدم که بر دردم دوا دارد میاید
دیدم که با شال عزا و چشم گریان
مولای ما صاحب عزا دارد میاید ...
تو بانی این روضه ای دریاب مارا
آغوش خود بگشا گدا دارد میاید
هر کی اومده امشب گدایی کنه بگه :
یا صاحب الزمان ....
اینجا صدای گریه و عطر مناجات
بوی شهیدان خدا دارد میاید
آقا سوالی داشتم از سمت گودال
آوای وا اماه چرا دارد میاید ....
حسین جان .... حسین جان .....
*بلا نبینی ان شاالله ، کربلا اربعین وعده هممون ...*
السلام علی ساکن کربلا
*أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ*
سلام بر آن لب های ترک ترک خورده...
*أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ*
سلام بر اون گریبان هایی که پاره پاره شد ...
*أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ*
*دید زمین داره میلرزه اومد خدمت زین العابدین،عزیز برادرم چه خبره؟فرمودعمه جان سر بریده بابامو به نیزه زدن ....*
*أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ...*
*أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ....*
دست راستشو یه جا زدن .....،دست چپشو یه جا زدن ...، دیدن حسین داره میاد اما از رو زمین یه چیزی رو بر میداره ... هی میبوید و می بوسه ..." گفتن حتما پاره ی قرآن پیدا کرده ..." دیدن دو دست قلم شده ی قمربنی هاشمه ....
حسین .......
*أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى ....*
بابی المستضعف الغریب یا اباعبدالله
دستی نداری تا بگیرم از زمین پاشی
میشه دوباره باز علمدار حرم باشی؟
این بچه ها دیگه نمیخوان آب، تو رو میخوان
میشه براشون باز سقاشی؟
*خواهرا عوض مادرش اُم البنین ناله بزنن آخه اباالفض دختر نداشت...*
وقتی خجالت میکشی شرمنده تر میشم
سقا بدون دست هم سقاست باورکن
توو چشمِ عباسم نبینم اشک غم باشه
بی تو حسین تنهاست باور کن
دریا توو دستاته برادر
ممنون دستاتم علمدار
چشمات پر از خون شد عزیزم
دلتنگِ چشماتم علمدار
*فقط همین قدر برات بگم، یه کاری با سَرِ عباس کردن، تنها سری که بالا نیزه بند نشد سَرِ اباالفضل بود، برا همین بود مادرش کوچه پس کوچه های مدینه گریه می کرد، هی می گفت: قربونت برم دستات رو بریدن، شنیدم عمود به فرقت زدن...
چقدر برا حسین سخته، آخه چجوری، با چه رویی برم خیمه داداش!؟...*
دستم رو میگیرم به پهلو راه میرم من
اونچه نباید، عاقبت دیدی سرم اومد
تا که نشستم پیش تو انگار حس کردم
یک لحظه بوی مادرم اومد
دیدی بهت گفتم کبوده صورتِ مادر؟
دیدی بهت گفتم که خیلی سخت راه میره؟
دیدی چقد سخته ببینی مادرت هربار
دستش رو به پهلوش میگیره؟
دریا توو دستاته برادر
ممنونِ دستاتم علمدار
چشمات پر از خون شد عزیزم
دلتنگِ چشماتم علمدار
#شاعر امیر رضا یزدانی
*تا حالا فکر کردی تو خیمه چه خبر بود؟ سکینه می گفت: رباب! غصه نخوری، عمویِ من هر قولی بده، به قولش عمل میکنه... هی می گفت: رقیه! آروم باش، هی جلو خیمه می گفت: عموم الان میاد، اباالفضلِ، عموم وقتی قول میده رد خور نداره، یه مرتبه صدا زد، گفت: دارن میان، همه بلند شدن، اما یه وقت ناله سکینه بلند شد، سکینه دید بابا داره میاد، هر چی نگاه کرد دید پشتِ سَرِ بابا عمو نیست، اما بابا یه طور دیگه رفت، یه طور دیگه برگشت، دید بابا یه دست به کمر گرفته، بابا حرفی نزد، اومد عمود خیمه رو کشید، یعنی دیگه این خیمه صاحب نداره، صدای شیون بلند، آی غیرتیا!حسینیا! یا دستت رو روی گوشت بگیر نشنوی، یا پا خودت، یه وقت حسین صدا زد: زینب! برو گوشواره از گوشِ بچه ها در بیار، دیگه یواش یواش آماده ی اسیری بشیم، بخدا عباسم رو کشتن... زن و مرد ناله بزنن:حسین!... #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
گرتوحسین منی ای برادر
کهنه پیراهنت کو
نوردوعین منی ای برادر
کهنه پیراهنت کو
وای برمن چرا سرنداری
جای خالی به پیکر نداری
یک نفر یارویاور نداری
کهنه پیراهنت کو
ای تن پاک عریان حسین جان
پایمال ستوران حسین جان
تشنه کامی وعطشان حسین جان
کهنه پیراهنت کو
برسرنعش تو دخترتو
نوحه خوان سینه زن برسرتو
پرزتیغوسنان پیکرتو
کهنه پیراهنت کو
خیزازجاببین زینبم من
غرق درناله وماتمم من
خیزوبنگرغریق غمم من
کهنه پیراهنت کو
وای از کینه آل سفیان
وای از ناله های یتیمان
وای از غربتت ای حسین جان
کهنه پیراهنت کو
ای حسین سیلی دشمنانت
کرده نیلی رخ کودکانت
کی تسلا دهد دخترانت
کهنه پیراهنت کو
برسرنی سرتابناکت
برزمین پیکر چاک چاکت
کی برادر فکنده به خاکت
کهنه پیراهنت کو
وای از صوت هل معینت
وای از رفتن آخرینت
وای من کی فکنده زمینت
کهنه پیراهنت کو
شمرظالمکنارت چودیدم
دل دگر ازحیاتت بریدم
صیحه وناله از دل کشیدم
کهنه پیراهنت کو
پیش چشم تر خواهرتو
می بریدازقفا حنجرتو
سرجدا کرد از پیکرتو
کهنه پیراهنت کو
خیز وبنگرکه دشمن چهها کرد
آتش اندر همه خیمه هاکرد
اهل بیتتوغرقعزا کرد
کهنه پیراهنت کو. #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
#زمینه #اربعین
مناجات اربعینی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
♦️بند اول
کجایی آقا ۲
ازت خبر ندارم و هر روز
دلم برات بهونه میگیره
از یه طرف راه حرم بسته ست
از یه طرف پام تو گنا گیره
کاظمینی / سامرایی/
من اسیر غربتم شما کجایی
نجفی یا /کربلایی/
روز اربعین میون موکبایی؟
حالا که حسرت شد قسمت ما
فکری کن واسه ما جامونده ها
اباصالح التماس دعا/هرکجا هستی/ یاد ماهم باش
نجف هستی/کاظمین هستی/ کربلا هستی/یاد ماهم باش
اباصالح یاد ماهم باش ۸
♦️بند دوم
کجایی آقا ۲
یه لحظه فکرشم نمیکردم
گناه من انقده معضل شه
دیدن شیش گوشه ی اربابم
برام بخاطره مبدل شه
تو حرم باز/خالیه جام
اربعین رسیده و من هنوز اینجام
دیدن تو /شده رویام
چقدَر زیارتِ باتو رو میخوام ۲
موندم تو دنیای پر از بلا
خیلی دلتنگ کربلام آقا
اباصالح التماس دعا/...
♦️بند سوم
کجایی آقا ۲
عمود آخرو که میبینی
منو مبادا ببری از یاد
جای منم سلام بده وقتی
چشای خیست به حرم افتاد
هرقیامی/هرقعودی
تو نمازِ هر زیارتی که بودی
تو قنوت یا/هرسجودی
دعا کن راه حرم واشه به زودی
زیر ایوون یا قبه ی طلا
یادی هم کن از دلشکسته ها
اباصالح التماس دعا/...
مرتضی سراوانی - عالیه رجبی ✍
#مناجات_با_امام_زمان
#مشایه
#مناجات_اربعینی_با_امام_زمان
#زمینه
👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔹 #زمینه_مناجاتی اربعینی با #امام_زمان عج
🔹مرتضی سراوانی - عالیه رجبی
.
#اربعین
دیگه امساله منو جواب نکن
دیگه با دوری منو عذاب نکن
به همه رفیقا گفتم که میرم
منو پیش رفقا خراب نکن
به اشکای شب سوم من
به حق این همه سینه زدن
نزار دوباره جا بمونم
با گریه این شعرو بخونم
من ایرانمو تو عراقی چه فراقی ....
بگیر از دلم یه سراغی. چه فراقی ...
////////////////////////////////////////
ارباب ای عزیزترین کسم
دریاب. , به تو بنده نفسم
کاشکی با این نوکری ها
زودتر به خیمه ات برسم
منو تو بغل بگیر و سر براه کن
بین خوبا به من بدم نگاه کن
ای که تنها تکیه گاهمی تو دنیا
فکری به حال دل یه بی پناه کن
همه دلیل شیرینی زندگی من.
تلخی چای عراقیِ تو اربعینته
بخدا که با همه دنیا عوض نمی کنم
حس و حال بی نظیری که تو سرزمینته
نزار دوباره جا بمونم
با گریه این شعرو بخونم
کفران نعمت کردم. ببخش. آقا
اگر اذیت کردم ببخش اقا
با هر کسی غیر از تو زبونم لال
اگر رفاقت کردم ببخش اقا
#حسین_فتحی ✍
.👇👇#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها