4_5947262814161734132.mp3
9.54M
❣﷽❣
🔘 #سینه_زنی_حضرت_زهرا_س
🔘 #پیشنهادم 👌👌 #تشییع
🔘 #آقای_کویتی_پور
🔘 #سبک شبانگاهان تا حریم فلک ..
شبانگاهان روی دوش علی
نعش فاطمه تا ناکجا می رفت
به دنبالش آه و زمزمه ی
زینبین و حسین تا خدا میرفت
🔘آه و واویلا اه و واویلا
مدینه با سوز سینه کشید
آه آینه سوز از غم حیدر
خدا میداند که اشک غم از
چشم خونبار کوچه ها میرفت
زسوز اه دل زینب
رسیده جان علی برلب
🔘آه و واویلا اه و واویلا
گل یاس باغ احمدی
از سیلی پاییز ار غوانی شد
در آن صحنه باغ سبز علی
زرد و غمزده گشت و خزانی شد
چه سازد یارب به این غم سنگین
علی غریب و ستمدیده
که تنها همپای زندگیش
در جوانی قامت کمانی شد
ببین حال فاتح خیبر
نهان در گل شد گل حیدر
🔘اه و واویلا آه و واویلا
فقط میداند حسن که در آن
کوچه ی غم و غربت چه رخ داده
که اینگونه بیقرارو پریشان شده و
به سر میزند بادست
درون ذهنش چه خاطره ای امده که
به زینب چنین گوید
بگردید اینجا در این کوچه
گوشواره ای از مادر افتاده
مدینه شد غرق در ناله
که پرپر شد غنچه و لاله
🔘آه و اویلا ،اه واویلا
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✍
جملات جگرسوز فاطمه زهرا سلاماللهعلیها با امیرالمومنین علیهالسلام در مسیر بازگشت به خانه ...
در نقلها آمده است:
بعد از آنکه امیرالمومنین علیهالسلام را به زور طناب و تازیانه به مسجد برای بیعت کشاندند، وقتی که امیرالمومنین علیهالسلام از مسجد خارج شدند،
فَلمّا رَأَتْهُ اِنکَبّتْ عَلیٰ کِتفَیهِ تُقَبّلُهُما و هِیَ تَقولُ
▪️تا نگاه فاطمه زهرا سلاماللهعلیها به مولا افتاد، پیش آمدند و سر مبارک خود را بر روی شانههای امیرالمومنین علیهالسلام گذاشتند و آنها را میبوسیدند؛ (گویا ردّ طناب، بر روی گردن و شانههای مولا باقی مانده بود) و میفرمودند:
رُوحِی لِروحِكَ الفِداء و نَفسى لِنفسك الوَقا يا أبَا الحسن!
🔻جان من فدای جانت شود! من پیشمرگت بشوم یا ابا الحسن!
اِنْ كنتَ في خيرٍ كنتُ مَعك وَ اِنْ كنتَ فى شرٍّ كنتُ مَعك
▪️من همواره پا به پای تو خواهم بود؛ چه این ماجرا به خیر تمام بشود چه به شرّ.
فَبکیا جمیعاً ثُمّ أخَذَ السّبطَین مِن یَدِها و مَضَیٰا
🔻با این جملات، هر دو به گریه افتادند؛ سپس امام حسن و إمام حسین علیهماالسلام دست مادرشان را گرفتند و همگی به سمت خانه برگشتند.
📚الكوكب الدُّرّي،حائری مازندرانی، ج۱، ص۱۹۶.
📚احتجاج الزهراء «سلاماللهعلیها»،رضوی نجفی.ص ۱۴۰
📚فاطمه الزهراء «سلاماللهعلیها» من المهد الی اللحد ص۲۷۷
ای اذانِ «اَشهدُ اَنّ علیّ» مولای من
میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من
یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو
حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من
من خودم فکری به حال دردهایم میکنم
جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من
صبح تا حالا نشستم چند تا گل چیدهام
ای بزرگ خانهام ! تقدیم تو گلهای من
هر چه کردم سینهام نگذاشت، جان فاطمه
چند بار این بچههایم را بغل کن جای من..
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
عبرت نامه و گریز به قتلگاه و اذان قتلگاه
آغلا ای دل دهریدن درد اشنالر گتدیلر
کاروان دوشدی یولا موشکل گوشالر گتدیلر
اسدی بیر بادمخالف گلزاری پامال ایلدی
قمریلر اوچدی بوتون باغدان همالر گتدیلر
نه طراوت قالدی گلده نه صفا گلزاریده
گل کیمی یوزلر سارالدی مه لقالر گتدیلر
قلبیلر دوغراندی گوزلر دولدولار قان یاشیلن
دوشدی پرچملر یره صاحب لوالر گتدیلر
قویمادی بیر گون سنون یانسون چراغون روزگار
چوخلی طویلار یاس اولوب الدن حنالر گتدیلر
(چوخلی ننه لرین آرزلارین اورینده قویدی بودنیا ننه ایکی یرده بتر عجله ایلر ننه ایکی یرده بتر بالاسین اوخشار او ایکی یر بودی آی ننه دده محبتی گورنلر، بالاکی دنیایه گلر اولدی اوشاقین بیر سنی ننه دده اولحظه ده انتظار چکر بالام ایاق دوتوب یرییدی بیرده بالا کی یتیشدی سن بلوغه ننه ئوز ئوزونه دیلر الله گوریدیم بیر اوغلومی داماد لباسندا ایلکی اوغول گیتدی طوی اتاقینه هامی دورلر دامادی دیلر چکیلین کناره دامادین ننه سی گلسین وقتی ننه گلدی دایاندی دامادین بغلینده اول باشدان ایاقا باخار بیر بالیا بالا بویوا ننن قربان ننه کی بالانین بویون اوخشادی فورا ننه بالا بیر قول بویون اولالار بیرده اوغولون وقتی جنازه سین قبره قویالار ننه بالانین بویون اوخشار الله هیچ باجیادا قارداش ئولومون گورستمسین هیچ یاندا گورونمویوب باجینون گوزونون قاباقیندا قارداشی دویلر ، اورین بیر دولاندیر کربلایه بولمورم زینب نجه باخوب حسینین او جنازه سینه زینب بیر باخدی یارالی جنازیه )
حسین
یوخ سوزوم هر باجینون قارداشی دعواده ئولر
رسمیدور خوش دیلیلن تسلیت اما ویره لر
کیم گوروب باجینی قارداش باشی اوسته دویلر
(زینب باخدی دیدی حسین بیر زمانیم واریدی بو کوچه لری گچنده دیردیلر چکیلین کناره ابوالفضل باجیسی گلیر اما حسین ایندی گور کیمینن سنن آیرلرام الین قویدی اورگینین باشنا حسین نولار باجوین دالسیجا اذان دیه سن باجوی یولا سالاسانخانم نچه قدم آیرلمشدی جنازه دن گوردی اله اذان سسی گلیر ئوز ئوزونه دیدی الله اذان دین اکبر ئولوب قاسم ئولوب بو اذان دین کیمدی باخندا گوردی حسینین او یارالی جنازه سی نیم خیز اولوب اله اذان ویرور
الله اکبر
زینب قیتدی جنازیه طرف حسین
من گلنده بو چوله گلمیشیدیم یاوریلن
ایندی اما گیدیرم شمر جفا پروریلن
باجوی ایله دعا او کسیلن الریلن
گوردی گینه اذان سسی گلیر
اشهدان لا اله الا الله
بیر باخدی حسینون جنازه سینه حسین
گرچه مقام عشق و وفاده اوجالمشام
دنیا غمیله ئولمه میشم زنده قالمشام
سن گوردوگون زینب دیورم چوخ قوجالمشام
4_5791649375864227207.ogg
1.66M
نوحه سینه زنی حضرت زهرا س😭😭
زینبم پهلومو شکستند زینبم 2🌴
دستای همسرمو بستند زینبم 2🌴
🌴
دستای علی را بستن دارن کشون کشون میبرند به طرف مسجد اولین کاری که فاطمه کردگفت علی چی شد علی را کجا می برن😭
اه از ان سینه سوزان علی 2
ناله و دیده ی گریان علی 2
زینبم پهلومو شکستند زینبم
دستای همسرمو بستند زینبم 2
داغ تو پشت علی را بشکست 2
که تو بودی بخدا جان علی 2
زینبم پهلومو.🎋.......
جان بقربان تو ای فاطمه جان
که بشد جان تو قربان علی
زینبم پهلومو.........🌴
یه بار دیگه بگو مادرمان پشت دره😭
نوحه دوم👇
چشماتو واکن باباجون 2 یافاطمه یا زهرا
ببین کنار بسترت یافاطمه یازهر
باغم و غصه دل خون یا فاطمه یا زهرا
ببین نشسته دخترت 2 یافاطمه یا زهرا
ان کیه که سرمیزنه 2
داره دلم رو میبره یا فاطمه یازهرا
دلم گواهی میکنه
میخواد بابا مو ببره 2
بوی جدایی میرسه 2
این پارچه ها مال کیه
تا میگی این مال خودم
این دلمو میسوزونه 2
یا فاطمه یا زهرا 4
#سبک و اجرا🎤
🎧#مداح حاج پیرزاده🍀
4_5856990001828466002.ogg
6.05M
╰──➤ ⃟༺•🌴࿐❥᭄ٖٜ
╰──➤ ⃟༺•🖤࿐❥᭄ٖٜ
﷽
#نوحه_ترکیبی
#ترکی_فارسی
#دل تو حرم مقیمه اربابه ما کریمه اون که دلارو برده نوحه های سلیم
بارونه بارون چشمامون گریون میخوام بخونم نوحه براتون میخوام که ترکی بخونم میخوام از علی اکبر بخونم ماهه ملک منظرع باخ اکبر باخ اکبر باخ آیینه ی گوهرع باخ اکبر باخ اکبر باخ کنز حیا گوهریدی گوهر ده جوهری دی اشبه پیغمبری دی یوسف تاج سریدی لیلی یه با خ نوکر باخ عمه سینه چاکری دی عمیه باخ چاکره باخ اکبر باخ اکبر باخ ماه ملک منظره باخ اکبر باخ اکبر باخ آینه داور باخ اکبر باخ اکبر باخ اکبر باخ اکبر باخ .
🌴🌴🌴
بارون بارون چشمامون گریون میخوام بخونم نوحه براتون میخوام که ترکی بخونم میخوام از عروس قاسم بخونم ئورگیم ده سوزوم قالدی نه قلبیمده دوزوم قالدی ۲ کج باخیب آیریلاندا سن ۲ گوز لرونده گوزوم قالدی ۲ آی عم اوغلی جان عم اوغلی من سنه قوربان عم اوغلی وای عم اوغلی جان عم اوغلی من سنه قوربان عم اوغلی
🌴🌴🌴
بارونه بارون چشمامون گریون میخوام بخونم نوحه براتون میخوام که ترکی بخونم میخوام از حیدر بخونم زینب زینب زینب کنز وفا زینب کان حیا زینب زینب زینب زینب آماج بلا زینب ای درده دوا زینب غم قهرمانیم زهرا نیشانی ۲ ای روح با ایمان جانیم سنه قوربان ۲
✍#تایپ_این_متن_از_برادر
#بزرگوارم_سالار_عدلی_فرد
🎤#مداح_اهلبیت(ع)
🎧#استاد_حاج_پیرزاده
👌#پیشنهاد_دانلود
#التماس دعای فرج
Shab1Fatemieh1-1402[02].mp3
13.61M
🎧 ای به دریای غمم پهلو گرفته (زمینه)
🎤 بانوای: حاج میثم مطیعی
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
┈••✾•🌷🕊🌷•✾••┈
✍
ای به دریای غمم پهلو گرفته
ای به دریای غمم پهلو گرفته
دست من با دامن تو خو گرفته
فاطمه یا فاطمه امّ ابیها
رو مگیر ای ماه و در دلداری من
شد خجل روی امانتداری من
فاطمه یا فاطمه امّ ابیها
ای مقیم بیت الاحزانت دل من
می شوی با این جدایی قاتل من
فاطمه یا فاطمه امّ ابیها
ای که بر زانویت نهاده آسمان سر
خم شد از بار غم تو پشت حیدر
فاطمه یا فاطمه امّ ابیها
دگر از داغ فراقت بی شکیبم
من غریب بن غریب بن غریبم
فاطمه یا فاطمه امّ ابیها
#حضرت_زهرا (س)
#ایام_فاطمیه
#فاطمیه
┈••✾•🌷🕊🌷•✾••┈
#شهادت_حضرت_فاطمه_س
#روضه
🎤مداح :مداح کربلایی حسین طاهری
*اميرالمؤمنين نشسته بود كنار بستر زهرا، عينِ يه بچه زانوي غم بغل گرفته...*
اي نورِ قلبِ عاشقم، شمعِ اين خانه تويي
زهرا زهرا مرو مرو، لطفِ كاشانه تويي
*بعد از تو من اين خونه رو نميخوام....*
اي مرغِ پر شكسته ي افتاده كنج قفس
از فرط غصه فاطمه، درسينه مانده نفس
ممنونم اگر نروي
مي ميرم اگر بروي
زهرا مرو مرو
ای جانِ بر لب آمده، جانی برای من
پا رو به قبله، تاب و توانی برای من
خیلی توقعِ علی از تو زیاد نیست
تنها همین که زنده بمانی برای من
یک ذره هم به فکر خودت باش فاطمه
بس نیست این همه نگرانی برای من
*بچه ها مي نشستن، ميديدن مادر آروم خوابيد، اما تا فاطمه مي ديد بچه ها از كنارش رفتن، ناله و آهش از درد شروع ميشد...*
من بی قرارِ لحظه ای آرامشِ توأم
اما تو فکر پختن نانی برای من
در پاسخ سلامم فقط سعی می کنی
تا پلک ها به هم برسانی برای من
از سرفه های خونی تو دستم آمده
تا رفتنت نمانده زمانی برای من
من که گِله ندارم از این وضع
بگذر از تغییر شکلِ قد کمانی برای من
* تا من ميام ميخواي بلند بشي، اما نميتوني پاشي؛ يه جوري ميخواي بايستي كه من نفهمم قدت خميده شده..*
در بينِ شهرِ تنگ نظرها نگفتمت
تنها تو خواستگاهِ اَماني براي من
پس این وداع چیست خداحافظی چرا
من التماس می کنم که بمانی برای من
*اين روزا كسي دَرِ خونه ي اميرالمؤمنين رو هم نمي زد، اما اومدن گفتن: خانوم! بلال برگشته... بي بي فرمود: بلال يادگارِ بابامه، دلم برا اذونش تنگ شده... بلال رو تبعيد كرده بودن به شام آخه بيعت نكرد با اون نانجيبا...
يه شب پيغمبر رو بلال در عالم رؤيا ديد با سر و وضع خاكي، پريشان، پيغمبر به بلال عرضه داشت: بلال! تو نبايد يه سر به فاطمه ي من بزني؟
از خواب بلند شد هر جوري بود خودش رو رسوند به مدينه، خبر رسيد به خانوم كه بلال اومد، گفت: به بلال بگيد، دلم برا صداي اذانت تنگ شده...
مدينه فهميدن بلال اومده، امام حسن و امام حسين اومدن خوش آمدگويي گفتن به بلال، بلال! نمي دوني اين چند وقت چي سَرِ ما اومده، اين مدينه ديگه اون مدينه نيست، يادش بخير حُرمتي داشتيم توي اين شهر، بلال! مادرمون سلام رسونده گفته براش اذان بگی...
موقع اذان شد رفت بالاي مأذنه، مدينه غوغا شد، بلال اومده، صداش رو به اذان بلند كرد:" الله اكبر و الله اكبر" صداي ناله توي مدينه بلند شد" الله اكبر و الله اكبر" همه يادِ زمان پيغمبر افتادن" أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰه" صداي گريه داره بلند تر ميشه، صداي ناله ی بي بي از همه بلند تر، گفت: زيرِ بغل هام رو بگيريد...
تا بلال گفت:" أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰه" بي بيِ با صورت به زمین افتاد، تا اسم باباش رو شنید، همه ی خاطرات جلو چشمش رد شد، اون دری که هر روز پیغمبر می اومد احترام میکرد هر روز سلام میداد" السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّة"... اون در رو سوزوندن، تا نام باباش رو توی اذان شنید، فاطمه روی زمین افتاد، حسنین دویدن، بلال! بسه، مادرمون جون داد...
آی گریه دارا! یعنی اگه یه دختر که بابا نداره اسم باباش رو هم جلوش بیارین دق میکنه...
اما برا هیچ دختر یتیمی والله سر باباش رو نمی برن... بخدا هیچ کجای عالم رسم نیست...
تا تشت رو گذاشتن جلوش، هی میگفت: عمه! من بابام رو میخوام، من غذا نمیخوام، تا رو پوش رو کنار زد، گفت: بابا! تا حالا کجا بودی، بابا! من عادت دارم رو پاهات بخوابم، بابا! تو همیشه من رو بغل می کردی، الان کار برعکس شده من باید سرت رو بغل کنم...*
دلم آغوش گرمِ تو رو میخواد
خرابه سرد و دارم میلرزم
هوا سردِ ولی عیبی نداره
من از تاریکی ها خیلی میترسم
*دست کشید رو لب و دهانِ بابا، دید لب و دهان بابا خونی و زخمی شده، اینقدر با دستای کوچیکش تو دهان خودش زد...*
از اونی که سرِ تو رو، رو نیزه بست بدم میآد
از اونی که دندونه تو رو با سنگ شیکست بدم میآد
بابا بابا بابا حسین...
* بابا! "مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي!" کی منو تو این سن کودکی یتیم کرده؟ "مَنْ ذَا الَّذي قَطَعَ وَرِيدَيْكَ" بابا! به من بگو کی رگای حنجرت رو بریده؟...*
یا حسین مظلوم
روضه سوزناک بلال
حضرت زهرا س🖤😭😭😭
💠💠💠💠
السلام علیک یا فاطمه الزهرا س🖤🖤
💠💠💠
مجسم کن گلیم خانم در خونه پهنه😭😭 حسن یه گوشه زانو بغل گرفته حسین یه گوشه ام کلثوم یه گوشه زینب هم مثل پروانه دور مادر میگرده😭😭😭
شندین تو نه ساله زندگیه با علی یه جا فاطمه از علی خواهش نکرده اما یه وقت صدا زد حسینم بابات علی را بگو بیاد کارش دارم😭😭😭
علی خوشحاله خانمش می خواد چی بگه علی جان یه خواهشی دارم چیه خانمم علی جان شنیدم بلال اذان گوی بابام اومده مدینه علی جان می خوام بری دنبال بلا ل به بلال بگید دختر پیغمبر سلام رسوندن
به بلال بگو امروز برو بالای مناره برام اذان بگو علی اومد تو کوچه های مدینه
آی مادر من خواهر من😭😭
تا بلال علی را دید اشکه چشای بلال جاری شد😭😭😭
علی جان شنیدم هیزم آوردن در خونتو آتیش زدن علی جان شنیدم جلوی چشای امام حسن تو صورت مادرش سیلی زدن 😭😭
دیگه چی؟ علی جان شنیدم چهل نفر در را به روی خانمت فشار دادن
های های های به به😭😭 آخر مجلس یه حال وهوایی داری ها😭😭
علی جان شنیدم هر موقعه فاطمه نفس میکشه خون از سینش بالا میاد😔😔😭ای امان ای امان به به😭😭
صدا زد بلال همه ی این کارها را انجام دادن بلال پاهام با ریسمان بستن بلال دستام بستن بلال
بلال آنچنان مغیره بلال به بازوی فاطمم زد😭😭جگر علی را مردم مدینه آتیش زدن🔥🔥وای وای وای 🔥🔥
بلال زهرا دلش گرفته گفته اگه میشه برو برام اذان بگو بلال رفت بالای مناره گلیم مادر را در خونه پهنش کردن الله می خواد چخبر بشه
فاطمه گوش داره میده بلال می خواد اذان بگه
الله اکبر
خدا زن و مرد دیدن مادر امام زمان گریه اش شروع شده یه نگاه به حرم بابا انداخت بابا یا رسول الله بلندشو بیا ببین فاطمتو خونه نشبنش کردن😭😭
بابا از وقتی رفتی از علی رو مبگرم بابا
الله اکبر
یا الله
این زینبه خسته حسین خسته حسن خسته مادرشون داره جلوی چشاشون بال بال میزنه صدا زد بابا
فاطمه صدا زد بابایه روز اذان میگفت بلال می اومدی خونه ی من بابا منو بغل میکردی میگفتی فاطمه ی من تو بوی بهشت میدی بابا
اما بابا حالا بیا همون سینمو بو کن بوی خون گرفته😭😭😭
یا الله حسین دیگه طاقتش نمیاد زینب چکار کنم خواهرم مادرم داره میمیره خواهر نگاه کن مادر دیگه نمیتونه نفس بکشه زینب صدا زد حسینم حسنم برید به بلال بگید دیگه اذان نگه😭😭
اشهد ان محمد ن رسوالله
یازهرااا صدا زد بابا بیا ببین دیگه دستم بالا نمیاد😭😭
دستات بیار بالا هر گوشه نشستی بگو یا زهرا یا زهرا یا زهرا😭😭
دختر پیغمبر فاطمه گله علی😭😭
💠😭🙏🏻💠💠💠💠
تایپ سجادیان مهر 🤲🤲
#مداح_حاج جواد حسین خانی🎤
#دو_دمه هاي
#مختلف_براي_ايام_فاطميه
تسلیت یابن الحسن گشته عزای مادرت
آسمان دارالعزاست
بر مزار مخفی او خاک ریزی بر سرت
آسمان دارالعزاست
🌴
#فراق_پیامبر(ص)
ای پدر جان رفتی ومحزون تو زهرا شده
حیدرم تنها شده
بعد تو پای غریبه در سرایم واشده
حیدرم تنها شده
🌴
#دیوار_و_در
پهلویم بشکسته دیگر در پس این در شده
فضه بر دادم برس
با علی چیزی نگو که غنچه ام پرپر شده
فضه بر دادم برس
🌴
#آتش_گرفتن_در_خانه
بین آتش درب خانه بر سرم آوار شد
دیده هایم تار شد
سینه ی من داغ از گلبوسه ی مسمار شد
دیده هایم تار شد
🌴
#کوچه ی_بنی_هاشم
ضربه ای از ثانی و یک ضربه از دیوار خورد
مادرم ای مادرم
خواست برخیزد زجا سیلی دیگر بار خورد
مادرم ای مادرم
🌴
#بلال
با اذانت شهر یثرب بیقراری می کند
ای اذان گوی نبی
فاطمه یاد پدر افتاده زاری می کند
ای اذان گوی نبی
🌴
#بیت الاحزان
بعد از این قبر عمویم بیت الاحزان من است
عرش گریان من است
میزبان ناله های قلب سوزان من است
عرش گریان من است
🌴
#بستر_بیمادری
بس که لاله می چکد از جای جای پیکرت
شد گلستان بسترت
باغبان گشته این ایام کار همسرت
شد گلستان بسترت
🌴
#وداع
می شود خاموش از امشب ناله های یاربم
جانم آمد بر لبم
یا علی جان تو و جان حسین و زینبم
جانم آمد بر لبم
🌴
#شهادت
ای مسیحای علی بار دگر اعجاز کن
دیده بر من باز کن
ای پرستویم بمان یا با علی پرواز کن
دیده بر من باز کن
🌴
#شام_غریبان
باغبان تنها شده گلخانه ی او سوخته
قلب او افروخته
دیده بر تکه لباس بر روی در دوخته
قلب او افروخته
🌴
#غسل
می دهم با فضه امشب شستشویت فاطمه
وای از پهلوی تو
بازویت دارد ورم، سرخ است رویت فاطمه
وای از پهلوی تو
🌴
#تشییع
من امیرالمومنینم پهلوان خیبرم
خورده سیلی همسرم
جسم بی جان گلم را روی دوشم می برم
خورده سیلی همسرم
🌴
#تدفین
خاک می ریزم به روی جسم چون نیلوفرت
ای فدایت حیدرت
لرزه افتاده به زانویم کنار پیکرت
ای فدایت حیدرت
🌴
#بعد_از_شهادت
رفتی و تاریک شد بعد از تو این کاشانه ام
ای صفای خانه ام
چادرت بر سر نماید دختر دردانه ام
ای صفای خانه ام
🌴🌴🌴🌴🌴