eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
8.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانباز جنگ تحمیلی بر اثر موج انفجار حافظه اش از بین میره و بعد از ۳۴ سال بر اثر زمین خوردن در آسایشگاه حافظه اش کامل بر می گرده و معلوم میشه اهل روستایی در کردستان.... هر زمین خوردنی آسیب نیست، درد داره ولی نتیجه خوبی داره، این جانباز اواخر جنگ از ناحيه سر مجروح می شود و تمام حافظه اش را از دست میده، حتى نام و نشانى‌اش را. ٣٠ سال هم در یک آسايشگاه روان درمانى بسترى می‌شه تا اینکه يک روز از پله هاى آسايشگاه با سر به پايين پرت میشه و سرش به نبش پله اصابت مى كنه و بعد اسمش بخاطرش مياد. توسط بخش نيكوكارى دنبال خانواده اش می گرده و در نهايت در شهرى از توابع كردستان خانواده اش را پيدا مى كنند. با برادرش تماس می‌گیرند، و حالا در این فیلم لحظه ورود این جانباز را به منزل و ملاقات با مادر و خانواده‌اش را ببینید.... حال دل پدر و مادر شهدا، جانبازان، مفقودین و آزادگان که چگونه روزگار گذراندند فقط خدا میداند و بس.... . 🌦 علائم ظهور امام زمان (عج) 🚩 سرباز امام زمان(عج) باشیم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
28.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گرامیباد یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس، بر شما مبارک باد ایام جانفشانی و ایثارگری ملت قهرمان ایران🌷🍃 . https://eitaa.com/joinchat/640942355Ce8c7fc18ae لطفاً دوستانتان را به گروه رهروان شهدا دعوت کنید.
❣﷽❣ 🎋ورود_حضرت_معصومه_س مدح 🎋اي كه به قم قدر و بها داده اي 🎋كشور ما را تو صفا داده اي 🎋نام تو بر قلب صفا مي دهد 🎋روضه ي تو بوي رضا مي دهد 🎋اي نسبت از نسب هاشمي 🎋آينه دار ادب هاشمي 🎋نقطه ي پرگار شرف جد توست 🎋قطب جهان شاه نجف جد توست 🎋مادر تو فاطمه خير النساست 🎋ام ابيها گل اهل كسا است 🎋حجت حق را تو نكو خواهري 🎋فاطمه اي فاطمه را مظهري 🎋گر تو نبودي سخن از قم نبود 🎋خطه ي قم مأمن مردم نبود 🎋سهم تو غير از غم و محنت نشد 🎋خاك خراسان به تو قسمت نشد 🎋فاصله اي نيست ترا با رضا 🎋قلب تو با قلب رضا هم صدا 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣❣❣❣❣❣❣ 🌸حضرت رضا(ع) در مورد پاداش زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (س) فرمود: "مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهُ كسي كه او را در حالي كه حقش را شناخته، زيارت كند براي او بهشت است.(۱) 🌸حضرت رضا(ع) فرمود: مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ كَمَنْ زارَني كسي كه معصومه (س) را در قم زيارت كند، مانند آن است كه مرا زيارت كرده است.(۲) 🌸حضرت رضا(ع) فرمودند در زيارت ایشان چنين بخوانيم: يا فاطِمَهُ اِشْفَعي لِي فِي الْجَنَهِ، فَاِنَ لَكِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ اي فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت، مرا شفاعت كن، چرا كه در پيشگاه خداوند، داراي مقام و منزلتي بس ارجمند هستي(۳) 🌸يكي از شيعيان به محضر امام صادق(ع) آمد، ديد آن حضرت در كنار گهواره كودكي با آ‌ن كودك گفتگو مي كند. تعجب كرد و گفت: آيا با كودك نوزاد سخن مي گويي؟ امام صادق(ع) فرمود: اگر تو هم مايل هستي نزد اين كودك بيا و با او گفتگو كن. او مي گويد: كنار گهواره آن كودك نوزاد رفتم. گفتم: سلام كودكم! جواب سلام مرا داد به من فرمود: نامي كه براي دختر تازه متولد شده ات برگزيده اي عوض كن. زيرا خداوند آن نام را دشمن دارد.(با توجه به اين كه او چند روز قبل از او داراي دختر شده بود نامش حميرا گذاشته بود) آن شخص مي گويد: سخن گفتن نوزاد و اطلاع او از اخبار پنهان و نهي از منكر او مرا بيشتر به تعجب واداشت. بهت زده شدم. امام صادق(ع) به من فرمود: تعجب نكن، اين كودك فرزندم موسي است خداوند از او دختري به من عنايت كند كه نامش فاطمه است، او در سرزمين قم به خاك سپرده مي شود و هر كس(مرقد) او را در قم زيارت كند، بهشت بر او واجب است.(۴) 🌸امام صادق(ع) فرمودند: در قم بانويي از فرزندانم رحلت مي كند كه به شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مي گردند(۵) 📚منابع: (۱): بحارالانوار ؛ ج ۴۸؛ ص ۳۱۷ (۲): ناسخ التواريخ؛ ج ۳؛ ص ۶۸ (۳): بحارالانوار؛ ج ۱۰۲ ؛ ص ۲۶۶ (۴): منهاج الدموع ؛ ص ۴۴۱ (۵): بحارالانوار ؛ ج ۶۰ ؛ ص ۲۲۸
♦️ پدرش فدایش شود... پدرش فدایش شود... پدرش فدایش شود.... مرحوم آیت الله مُستنبط از کتاب «کشف اللَّئالی» نوشته صالح بن عَرندُس، عالم شیعی قرن نهم چنین نقل می‌کند: در زمان امام کاظم علیه السلام روزی جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ پرسش‌های خود، به مدینه وارد شدند تا به محضر ایشان برسند. آن حضرت در مسافرت بود. با توجه به اینکه آنها ناگزیر بودند زود بازگردند، پرسش‌های خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم علیه‌السلام تحویل دادند تا در سفر بعد، پاسخ خود را دریافت کنند. 🔻مدتی بعد، هنگام خداحافظی دیدند حضرت معصومه علیهاالسلام (که در سنین خردسالی بودند) پاسخ پرسش‌های آنها را نوشته و آماده کرده است. آنها شادمان شدند و آن پاسخ‌ها را دریافت کردند و ره سپار وطن شدند. 🔻در مسیر راه به امام کاظم علیه‌السلام برخوردند و ماجرا را برای آن حضرت بازگو کردند. امام کاظم علیه السلام آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه کرد. پس از آنکه إمام علیه‌السلام درستی پاسخ‌ها را تأیید کردند، سه بار فرمودند: فِداها اَبُوها؛فِداها أَبُوها، فِداها اَبُوها 🔹پدرش فدایش شود، پدرش فدایش شود، پدرش فدایش شود. 📚کریمه اهل بیت ص۶٣؛ به نقل از «کشف اللئالی» ✍ می‌توان گفت که این تعبیر، حاکی از بالاترین فضیلت و منقبت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها می‌باشد؛چراکه امامِ معصوم، تعابیری که به کار می‌گیرد، از روی مجاز و تعارفات عرفی نیست؛ بلکه حقیقت محض است. و آن وجودی (امامِ معصوم و همان حجت کبرای خدا) که همه خلائق ذلیل شده و فانی و فدای او هستند، اگر خود او نیز بفرماید که من به فدای دخترم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها بروَم، جز این نمی‌تواند باشد که آن امامزاده، به بالاترین درجات قرب به ولیّ خدا نائل آمده و تالی تِلو آن امام معصوم قرار گرفته که لایق چنین تعبیری از ناحیه امام علیه‌السلام شده است. 🔻 چهارده معصوم «صلوات‌الله‌علیهم اجمعین»، برای یکدیگر این تعبیر را زیاد به کار برده‌اند اما برای امامزادگان، بسیار کم این تعبیر به کار رفته است که نمونه معروف آن، جمله سیدالشهداء علیه‌السلام به قمر بنی هاشم علیه‌السلام است که فرمودند: اِرکب بِنَفسی اَنتَ یا أخا ▪️سوار بر اسب شو ای برادرم که جانم به فدایت. 🔻در بعضی از تواریخ و مقاتل نیز آمده است که امام حسین علیه السلام به حضرت زینب کبری و همچنین حضرت علی اکبر و علی اصغر علیهم‌السلام، نظیر این تعبیر را نیز به کار برده‌اند.
🟢 ۲۳ ربیع‌الاول سالروز ورود حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها به شهر قم... ⚡️استقبال با شکوه بزرگان قم از بانوی کرامت... در نقل‌ها آمده است: زمانی که حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها قصد آمدنِ به شهر قم را نمودند، لَمَّا وَصَلَ خَبَرُهَا إِلَى قُمَّ اِسْتَقْبَلَهَا أَشْرَافُ قُمَّ وَ تَقَدَّمَهُمْ مُوسَى بْنُ اَلْخَزْرَجِ 🔻همین‌که خبر رسید که ایشان در راه آمدن به قم هستند،بزرگان قم و پیشاپیش آن‌ها موسی بن خزرج به استقبال ایشان رفتند. فَلَمَّا وَصَلَ إِلَيْهَا أَخَذَ بِزِمَامِ نَاقَتِهَا وَ جَرَّهَا إِلَى مَنْزِلِهِ 🔻موسی بن خزرج وقتی به ایشان رسید، مهار شتر ایشان را گرفت و شتر را تا منزل خود کشاند. 📚تاریخ قم ص ۲۱۳ 📚بحارالانوار ج۴۸ ص۲۹۱ ✍ این ز یک خواهر و از خواهر دیگر بشنو این ز معصومه و از زینب مضطر بشنو ... ...در دروازهٔ شهر شام سه روز اسرای آل الله را بازگرفتند تا شهر را بيارايند و هر حُلّى و زيورى و زينتى كه در آن بود، به آيين‌ها بستند به گونه ای كه كسى تابحال چنین نديده بود. ثمّ استَقبَلتْهم مِْن أهلِ الشّامِ زِهاءَ خمس مائة ألف مِن الرّجال و النّساء مَعَ الدّفوف، و خرَجَ أمراءُ النّاسِ مع الطّبولِ و الصّنوجِ و البوقات، ▪️قريب پانصد هزار مرد و زن با دف‌ها و اميران ايشان با طبل‌ها و كوس‌ها و بوق‌ها و دهل‌ها بيرون آمدند؛ و كانَ فيهِم ألوفٌ مِن الرّجالِ و الشّبّانِ و النّسوانِ يَرقصونَ و يَضربونَ بالدّفّ و الصّنج و الطّنبور، و قد تزيّنَ جميعُ أهلِ الشّام بِألوانِ الثّيابِ و الكُحل و الخَضاب . ▪️چند هزار مرد و جوان و زن، رقص كنان با دف و چنگ و طبل‌زنان، به استقبال آمده بودند. همه اهل شام، دست و پاى خود را از خوشحالی خضاب كرده و سرمه در چشم كشيده و لباس‌های زیبا و رنگارنگ پوشيده بودند. 📚كامل بهايى،ج۲ ص۲۹۲ 📚نفس المهموم،ص۴۳۲ دارد مسیح ما میاید دیگر از راه پس خیر میبیند گدا سرتاسر از راه ما قبله خود را گرفتیم آخر از راه دست نیاز از ما و ناز دلبر از راه از شوق لبریز است چشم جاده حتی از خانه بیرون ریخت هر دلداده حتی این دختر زهرا که نه! زهراست اصلا در صبر عین زینب کبراست اصلا بین کریمان شهره در دنیاست اصلا جان علی موسی الرضای ماست اصلا ساکن شده اینجا! که چون باران ببارد... در شوره زار شهر قم گندم بکارد در محملش امنیتی بسیار دارد اندازه یک شهر خدمتکار دارد هم ناقه ای آرام و بی آزار دارد هم اینکه راهی راحت و هموار دارد اهل محل نه بددهن نه لات هستند تا چند خانه دور و بر سادات هستند چشمی به ناموس خدا هرگز نخورده بر چادر او جای پا هرگز نخورده سیلی برویش بی هوا هرگز نخورده آسیبی از شلاق ها هرگز نخورده امن است راهش بی بروبرگرد اینجا سررا به زیر انداخته هر مرد اینجا دستی سوی معصومه طه نیامد پیش نگاهش خیزران بالا نیامد تا کاخ بالاجبار و با دعوا نیامد پای پیاده یک قدم حتی نیامد هرچند بی بی روزه بود اما غذا بود در هرشرایط احترام او به جا بود
🩸 محل سکونتی که اهل «قم» و اهل «شام» برای دخترانِ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آماده کردند ... در نقلی آمده است: موسی بن خزرج ، حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها را به خانه‌ای آورد که خالی از تردّد اغیار بود و بهترین حجره آن را در اختیار آن بانوی مخدّره قرار داد؛ چند کنیز پاکیزه را نیز برای خدمت آن بانوی مخدّره معین نمود... 📚صد و یک منبر،امین‌الواعظین اردبیلی، ص۱۷۶ ✍ اما یا حضرت معصومه... چه بگوییم و چگونه گریه کنیم بر آن مخدّرات مظلومه‌ای که در شهر شام، آنان را در محلی جای دادند که درباره آن محل، نقل کرده‌اند: ➖لا تَقيهُنَّ مِنْ حَرٍّ و لا بَردٍ، ▪️آن خرابه به گونه‌ای بود که آن‌ها را از سرما و گرما حفظ نمی‌کرد... ➖حتّی تَقشَرّتِ الجُلودُ و سٰالَ الصّدیدُ بَعد کُنّ الخُدور ▪️پس از پرده نشینی و سایه پروری، رخسارشان پوست انداخت و خون از صورت‌هایشان جاری گشت،(۱) ➖ فَلَم یَکُنْ لهم طَعامٌ ولاسِراجٌ ولاشَرابٌ فَلاجَرَمَ جَمَعَ کُلُّ واحِدٍ مِنهُم تُرابًا وَ وَضَعوا وُجوهَهُم علی التُّرابِ و بَکَوا بُکاءا شَدیدا ▪️ در آن خرابه، هیچ طعام و نوشیدنی نداشتند و حتی چراغی در آن تاریکی نزدشان نبود؛ پس از روی ناچاری هرکدام از ایشان مقداری خاک را جمع کردند و صورت‌های مبارک‌شان را بر خاک نهادند و به شدت گریه می‌کردند.(۲) ➖ سقف خرابه شام به گونه‌ای بود که در شُرف خراب شدن بود؛ بعضی از أسرای آل الله می‌گفتند: إنّما جُعِلنٰا في هٰذا البَيت لِيَقعَ علَينا. ▪️ما را در این خرابه جای دادند که سقف آن بر سر ما خراب شود.(۳) 📚(۱)مثير الأحزان، ص۱۰۳ 📚(۲)بحرالمصائب ج۸ ص۱۱۸ 📚(۳)الخرائج و الجرائح ج٢ ص٧۵٣ قم شد مسیرِ آخرم الحمدلله زخمی نشد بال و پرم الحمدلله قم احترامم حفظ کرده تا که دیده من دخترِ پیغمبرم،الحمدلله ماخاطراتی تلخ از بازار داریم باز است هرسو معبرم الحمدلله تاچند منزل دورِ من نا محرمی نیست ساکت بُوَد دور و برم الحمدلله در کوچة تنگ یهودی ها نرفتم آتش نیفتاده سرم الحمدلله کنج خرابه آبرویم را نبُردند دشمن نگفته کافرم الحمدلله ...
🩸راهِ «شام» و راهِ «قم» ... مسیرهایی که تفاوتِ بسیار داشت ... در نقلی آمده است: وقتی که حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها نزدیک شهر قم شدند؛ بزرگان و سادات قم از شهر خارج شدند و به استقبال آن حضرت رفتند؛ عده‌ای از مردانِ قم نیز،‌ مسیر آمدنِ مَحمل آن بانوی مکرّمه را هموار نمودند؛ اگر سنگ و یا مانعی در مسیر ناقه آن حضرت بود، آن را برمی‌داشتند تا مبادا ناقه آن حضرت‌، با آن برخورد کند ... 📚صد‌ و یک منبر،امین‌الواعظین‌ اردبیلی، ص۱۷۵ ✍ آه یا حضرت معصومه... در مسیر شام، قضیه کاملاً برعکس بود... در زمان قیام مختار، «سهیل بن عَریف خزاعی ملعون» را به نزد او آوردند. مختار گفت: ای سهیل! تو آن نیستی که سیخ بر شتران می‌زدی تا رَم کنند و دختران رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله از روی شتران بر زمین بیفتند!؟ سهیل انکار کرد. مختار گفت: اگر صد مصحف بسوزانی که من باور نمی‌کنم! پس دستور داد تا انگشتان چهار دست و پای او را بریدند و در آفتاب انداختند تا به جهنم واصل شد. 📚مخزن البکاء، ص ٧۴٨ رفـته بین هر بیـابان در هـوای دلبرش روی ناقه بین‌محمل سایبان دارد سرش شکر! نامحرم ندیده هیچکس دور و برش یا نخندیده کسی بر خاک روی معجرش درد پا دارد ولی دردش فراوان نیست نیست پای بی‌بی زخمی از خار مغیلان نیست نیست در مسیرش غیر تکریم و ادب دیگر ندید با لب تشنه رضای خویش را بی‌سر ندید عـمه‌اش زینب ولی زیر لگـدها مانده بود بین آن نـامـردهای پـست تـنها مـانـده بود...
🏴 🎤مداح :حاج حسن شالبافان ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ هر کس گدایی می‌کند بر ساحت زهرا باید بیاید قم بیاید خدمت زهرا معصومه یعنی نور، یعنی عصمت زهرا پیداست در صحن و سرایش جنت زهرا مانند زهرا روشنایِ خانه این بانوست راضیه و انسیه و حنانه این بانوست کوثر شده زهرایِ اطهر می‌شود بی شک انسیه الحورای دیگر می شود بی شک معراج را معنا و مظهر می شود بی شک بندِ دل موسی بن جعفر می شود بی شک *اومدن یه عده درِ خانۀ آقا در زدن .. با حضرت کار داشتن، فرمودن آقا نیستم رفتن بیرونِ شهر چه کار دارید؟ سوال داشتیم محضرِ امام کاظم .. سوالتون چیه؟! سوالا رو گرفتن جواب دادن .. بر میگشتن تو راه بر خوردن به امام کاظم سلام الله، سلام و احوال پرسی کجا بودید آقاجان منزل شما بودیم سوال داشتیم .. سوال ها رو دخترتون فاطمه معصومه جواب دادن .. حضرت فرمودن ببینم جوابِ سوال ها رو تا نگاه حضرت افتاد دیدن حضرت هی می فرماید: «فداها أبوها ..» نمیشه ساده از این جمله گذشت .. امام معصوم داره اینطور می فرماید «فداها أبوها ..» این جمله رو دیگه کجا، کدوم بابا به کار برد ؟.. اینجا اگه اینا شنیدن بابا به قربونت بره همه دوست بودن، مُحب بودن .. اما یه جا دیگه سراغ دارم یه بابا گفت فاطمه جان فداها أبوها .. کاری کردن بین در و دیوار هی گفت بابا ..* بابا اگر این است دختر باید این باشد چون فاطمه حق است اُم المؤمنین باشد وا می‌شود سجاده‌اش، وا می‌شود درها درهای الطاف خداوندی به نوکرها از نسل اسماعیل‌ها تا نسل هاجرها در محضرش از فضه‌ها هستند و قنبرها در کهکشانش شاعران منظومه می‌گویند معصوم ها یا حضرت معصومه می‌گویند دستِ کریمه برکتش مثل کریمان است قم ظاهراً خشک است، در باطن گلستان است باران نمی خواهد همیشه نورباران است هر زائر قم زائر شاه خراسان است محتاجم و دور کس دیگر نمی‌گردم از محضر او دست خالی بر نمی‌گردم *وقتی این خانمُ دفن کردن یه عده رفتن طوس محضرِ امام رضا حضرت یه نگاه بهشون کرد فرمود ما یه امانتی تو شهرِ شما داریم .. یه فاطمه از ما تو شهرِ شما دفن شده .. زیارتش میرید یا نه .. لذا اونجا حضرت فرمود هرکسی خواهرم در قم رو زیارت کنه انگار منه امام رضا رو زیارت کرده ..* چون فاطمه نور است و شرحی در بیانش نیست چون زینب است و جز رضا ورد زبانش نیست گرچه شکسته، حرفی از قد کمانش نیست بر آسمان نیزه ماه کاروانش نیست بیکس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً بیمار شد اما نشد اینجا اسیر اصلاً باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد غارت شد از هر گوشه ای پیکر که تنها شد در ازدحام خیمه زینب ناتوان افتاد روبندۀ زن‌ها به‌دست این و آن افتاد شاعر :سیدپوریا هاشمی _ رضا دین‌پرور آی گریه کن ها؛ هفده روز این فاطمه تو شهر قم مهمان بود .. انقدر احترامش کردن، انقدر فهمیده بودن طوری شد زن ها اومدن به شوهرهاشون گفتن این چند روزه از اینجا عبور نکنید گفتن چرا؟ گفتن آخه یه فاطمه تو این خونه ست .. آخ برات بمیرم برات مادر، نامرد بی هوا زد تو صورتش .. بعد هفده روز هم که بی بی از دنیا رفت، چه تشییع جنازه ای کردن اهالی قم تو تاریخ نوشتن محل دفن بی بی قبلا باغی بوده، قبر رو سادات و بزرگان شهر قم آماده کردن آخه دخترِ امام احترام داره .. لذا وقتی بدنُ گذاشتن زمین هیچ کسی جرات نمی کرد به این بدن دست بزنه .. همه رفتن عقب خدا چه کار کنیم ..(خبره های روضه جلوتر رفتن ..) یه وقت دیدن دو تا سوار از سمت قبله دارن میان ..( ان شالله هیچ وقت داغ مادر نبینی ..) یه وقت اگه بخوان بدن یه خانمُ دفن کنند اول از همه یکی میگه نامحرما برن کنار، باید دو تا محرم باشن .. لذا میگن امام رضا اومد، جواد الائمه اومد .. این بدنُ با احترام نماز خواندن بدنُ دفن کردن .. باید یکی بره داخل قبر، یکی هم از بالا بدن رو روانۀ خانۀ قبر کنه .. ( چی میخوام بگم؟) اگه این روایت چهل و پنج روزِ شهادتِ بی بی رو بخوام بگم مثه این شبا علی هی رفت تو قبر بیرون آمد .. هی نگاه به قبر میکرد نگاه به فاطمه می کرد .. قهرمان خیبر به چه کنم، چه کنم افتاد .. یه وقت دید دو تا دست شبیه به دستان پیغمبر .. هی میگفت الی .. این دو تا بدن .. یه جا دیگه هم برات بگم .. بنی اسد هی نگاه به این بدن می کردن یه وقت دیدن یه سوار از سمتِ قبله آمد .. بنی اسد کنار برید .. من این بدن ها رو خوب می شناسم .. برید یه قطعه بوریا بیارید .. ای بی کفن .. به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند به خاک گفتم اگر شد تنت بپوشاند
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا