262K
#نوحه سفره حضرت رقیه(س)
#پنجم_صفر_شهادت
#حضرت_رقیه_س🏴
#سبک و🎧اجرا: استاد پیرزاده 🎤
الهی به رقیه ، الهی به رقیه(۲)
الهی به رُخ نیلیِ زهرای سه ساله
که با شیون و با گریه و ناله
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
هر اهل دلی یافته راهی به رقیه
پس رو زده با کوه گناهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
هر جا سخن از راهِ رسیدن به خدا شد
داده دلِ ما زود گواهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
هرکس که امیدش شده از کُلِ جهان قطع
انداخته با گریه نگاهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
وا شد گره از مشکل ما تا که شبِ قدر
ده مرتبه گفتیم الهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
مدیونِ حسینیم که داده دلِ ما را
گاهی به علی اصغر و گاهی به رقیه
الهی به رقیه ، الهی به رقیه(۲)
تا روزِ ابد در دلِ ما کینه ی شام است
وقتی که ندادند پناهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
هرجا که زمین خورده درآن شب سرِعباس
انداخته از نیزه نگاهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
تو بابِ مُرادی بده حاجت ما را
تاهر دم وهر لحظه بگوئیم الهی به رقیه
الهی به رقیه، الهی به رقیه(۲)
306.7K
#نوحه
#امام_کاظم_ع
#مداح_آقای_محمود_سلطانی
کشیده شعله در دلها ، عزای حضرت کاظم
بسوز ای دل بسوز ای دل ، برای حضرت کاظم
غریب آقام، غریب آقام
میان محبس هارون ، زغربت ناله ها میزد
به اشک و آه جانسوزش ، رضایش را صدا میزد
غریب آقام، غریب آقام
فضای تنگ و تاریکی ، انیس سوز و آهش شد
بمیرم من بمیرم من ، که زندان قتلگاهش شد
غریب آقام، غریب آقام
گرفته سندی شاهک ، ز مولای دو عالم جان
تمام پیکرش نیلی ، شد از شلاق زندانبان
غریب آقام، غریب آقام
شکنجه دیده و او با ، غمی دیرینه جان داده
به زندان با تنی مجروح ، به زهر کینه جان داده
غریب آقام، غریب آقام
شهید راه دین گشت و ، تنش تشییع شد آنجا
بسوز ای دل بسو ای دل ، به یاد روز عاشورا
غریب آقام، غریب آقام
کفن آورده شد بهر ، ولیّ و حجت افلاک
ولیکن جدّ او مانده ، تنش عریان به روی خاک
غریب آقام، غریب آقام
موضوع: #امام_کاظم علیه السلام
سبک: #مدینه_شهر_پیغمبر
شاعر: #امیر_عباسی
مدح حضرت سکینه سلام الله علیها
هر خانه که دارای رباب است و سکینه
آن خانه بوَد خانه ای از شهر مدینه
ای مانده تو را داغ روی داغ به سینه
ای خون خدا را به ره شام، رهینه
وصف تو جز از عترت اطهار نیاید
از میثم بی دست و زبان، کار نیاید
حاج غلامرضا سازگار
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
مدح حضرت سکینه سلام الله علیها
زمزمه آب آب
ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود
بر چهره اش ز عصمت و عفت نقاب بود
پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه
آیینه تمام نمای رباب بود
نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند
کآرام بخش جان و دل مام و باب بود
این دختر حسین به میدان کربلا
با دختر بزرگ علی هم رکاب بود
در کربلا حماسه اشک و پیام داشت
گلواژه قیام و گل انقلاب بود
لب های خشک و تشنه او را به هر سوال
یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود
در یاد، داشت آن شب و روزی که از عطش
طوفان خیمه زمزمه آب آب بود
در یاد داشت آن که رخ شیرخواره را
آهسته بوسه می زد و او گرم خواب بود
در یاد داشت آن که به مقتل دوید و دید
خورشید پاره پاره به روی تراب بود
آن ناز پروریده دامان افتخار
کی جای او خرابهٔ شام خراب بود
در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام
سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود
سید رضا موید
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
مدح حضرت سکینه سلام الله علیها
از تبار علی و زهرایم
دختر دلبر خدا هستم
اسوه عفت و حیا هستم
از تبار علی و زهرایم
خون زهرا بُود به رگ هایم
آنکه از مرد کور رو گیرد
در ثنایش ملک وضو گیرد
گرچه دختی اسیر بودم من
در اسیری امیر بودم من
من شدم بنده ی صبور خدا
آبرو دار سیدالشهدا
یاور اولیا مخدّره ام
پشت زینب در آن مبارزه ام
کردم از این مبارزه احساس
عمه جان شد حسین و من عباس
گریه هامان بری ز خفت بود
استقامت برای عفت بود
چشم دل وا کنی عیان گردد
روضه ام یک به یک بیان گردد
زین سخن گریه را گدایی کن
ته گودال را تداعی کن
تشنه ای زیر دشنه می بینی
دخترانی حزینه می بینی
بین روضه کمی تفکر کن
غارت خیمه را تصور کن
کن تصور رباب مضطر را
نبش قبر علی اصغر را
قاتلم در میان قافله بود
خنده های بلند حرمله بود
داغ من خواهری که شد گم بود
خیل چشمان هیز مردم بود
تا ابد آرزو به دل هستم
نزد ام البنین خجل هستم
گفتم ام البنین نکن یادم
من عمو را به شط فرستادم
دانیال تقوی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
حضرت سکینه سلام الله علیها
مایه فخر امیرالمومنین
منبر توان شرح شأنش را ندارد
در وصف شأنش هر که درکش را ندارد
آن لاله بی خار گلزار مدینه
آری سخن می گویم از بی بی سکینه
او مایه فخر امیرالمومنین بود
بی بی زمان سبّ حیدر در کمین بود
روزی میان دشمنان سر داده فریاد
بر خالد عبدالملک لعنت فرستاد
دنیا به خود مانند این دختر ندیده
زهرا ز خود در جان این دختر دمیده
وی هر کسی را در پی دعوت نخواند
خواهد که مجلس های او خلوت بماند
او بذر داغش را به هر قلبی نپاشید
حالا که محَرم گشته اید آماده باشید
از این مصیبت بی امان باید فغان کرد
یک مرد شامی دختر شه را نشان کرد
داده یزید بن معاویه عذابش
روی سر بابای او ریزد شرابش
دانیال تقوی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
مدح تو بس که تو بانو نوه زهرایی
نیست یارای زبان تا که کند مدح تو را
ای که آرامش هر روز و شب مولایی
ای که مستغرق فی الله تو را خوانده حسین
مدح تو بس که تو بانو نوه زهرایی
ای سرا پای تو یاد آور زهرای بتول
اثر نطق تو بر کون و مکان غالب بود
همچو زینب ز لبت نطق علی می ریزد
نطق تو تیغ علی بن ابیطالب بود
آنچه زینب همه دم کرد تماشا دیدی
همره زینب خود کوچه به کوچه رفتی
بر روی ناقه عریان به کنار اسرا
تا دل شام بلا تا دل کوفه رفتی
لیک ای راحت جان و تن ارباب حسین
به فدای دل پر غصه و احساسی تو
روضه هایت همه از علقمه دارد صحبت
عالمی دیده دل و دیده عباسی تو
از در خیمه طفلان حرم تا به فرات
رفت آن ماه ولی تا به حرم باز نگشت
آری آری که علمدار حرم رفت که رفت
از بر علقمه سقا به حرم باز نگشت
ناصر شهریاری
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
مناجات با امام حسین علیه السلام
کاش میشد بنویسند به روی کفنم
یکی از خون جگرانِ شَهِ عریانْ بَدَنم
کاش میشد که در این فیضِ شهادت طلبی
مقتلم سوریه میگشت ، بجای وطنم
مادرم را به عزایم بنشان جانِ خودت
تا ببیند وسطِ معرکه پَرپَر زدنم…
ادعا هست ، ولی حاجتِ قلبیِ من است
کاش همچون دهنت ، نیزه رَوَد در دهنم
میشود پیکرِ ما هم نرسد دستِ کسی؟
مثل ”جُوْن” ات ، برسانی تو خودت را به تَنَم…
هر کسی یار ندارد به خودش مربوط است
یارِ من باش حسین جان ، که گدای تو منم
وسطِ زینبیه… کرب و بلا… یا که بقیع
همه جا جار زنم: «عبدِ امامِ حسنم»
پوریا باقری
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
مناجات ارباب بی کفن
#امام_حسین_علیه_السلام
یک جهان روضه و یک ماه محرم داری
آه، آقای غریبم چقدر غم داری
تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات
باز هم روضه نا خوانده به عالم داری
این همه زائر دلسوخته خاکت را
از ازل داشته ای تا به ابد هم داری
روضه خوان هات زیادند، یکی شان قرآن
مطلع فجر خدا سوره مریم داری
درد دل کن که نماند به دلت چون پدرت
خواهرت هست کنارت، تو که محرم داری
بهترین نوحه ما هست «غریب مادر»
صاحب روضه بگو -بهتر از این دم داری-؟
تا که نومید نگردد ز درت محتاجی
تو هم انگشت هم انگشتر خاتم داری
وقت تدفین تو ای شعر غریبی، پسرت
دید در وزن تنت چند هجا کم داری
محسن_عرب_خالقی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#امام_حسین_مناجات
هيچ ايم و نداريم به جز روي سياهي
در كوله نداريم به جز بار گناهي
بر ما نظري كن،نظري گاه به گاهي
ما بي تو شبيه ايم به طفل سر راهي
بگذار كماكان سگ دربار تو باشيم
بگذار كه در سايه ي ديوار تو باشيم
ما بد،ولي از عشق تو ديوانه و مستيم
دل را به نخ پرچم زيباي تو بستيم
سر،صبح دهم از غمت اي شاه شكستيم
پس رخصت مان دادي و در روضه نشستيم
اينگونه خريدي دل ديوانه ي ما را
دادي سر و سامان بخدا بي سر و پا را
بر حرمت اين بزم عزا معتقدم من
در مجلس روضه به شفا معتقدم من
بر تربت پاكت بخدا معتقدم من
با حرف نه،قلبأ به شما معتقدم من
پس روضه ي تو امن ترين جاي جهان است
(چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است)
عاشق شده ام تا بپذيرم كه بميرم
اصلأ به غم عشق اسيرم كه بميرم
من آمده ام روضه بگيرم كه بميرم
(بگذار بميرم كه بميرم كه بميرم)
اين است و همين است و همين است و جز اين نيست
اين روضه ي ارباب كم از عرش برين نيست
اي عزت عالم ز تو،ما با تو عزيزيم
از غير تو عمريست كه در حال گريزيم
جائي به جز از روضه ي تو اشك نريزيم
والله و بالله كه ما بي تو مريضيم
تنها تو در اين عالم پر درد دوائي
تنها تو شفائي تو شفائي تو شفائي
دل تنگ حرم هستم و بي حوصله اقلب
دارم گله پشت پشت گله از فاصله اقلب
وا مانده و جا مانده ام از قافله اقلب
سخت است گذر كردن از اين مرحله اقلب
جز دوري ام از كرببلا غصه ندارم
نگذار كه دور از حرمت جان بسپارم
محتاج دعايت همه جا بوده و هستم
پشت در اين خانه گدا بوده و هستم
مجنون علم هاي شما بوده و هستم
در آرزوي كرببلا بوده و هستم
پس خواسته ام از تو فقط دفع بلا را
با جمع محبين سفر كرببلا را...
#محسن_صرامی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🌷دوشنبه های امام حسنی🌷
توسل به امام حسن مجتبی (ع)
تو ای عزیز فـاطـمـه ، درد مـنـو دوا بکــن
امـیـد شیعیـان هـمـه ، رهایـم از بـلا بکـن
حاجتمو روا بکن ، حاجتمو روا بکن
تو را قسـم به مادرت،به تشـنه لب برادرت
بـه قـاســم دلاورت، چاره ی غصه ها بکن
حاجتمو روا بکن ، حاجتمو روا بکن
ببـین که بی بال و پـرم، اسـیـر درد پیـکـرم
مـونده بـه در چشـم ترم، در امـید و وا بکن
حاجتمو روا بکن ، حاجتمو روا بکن
تـویی امام مجـتـبـی ، وصـی پـاک مـرتـضی
عـزیـز دخت مصطفی ، نظـر به این گدا بکن
حاجتمو روا بکن ، حاجتمو روا بکن
تـو را بـه حرمـت علـی، هـمـون امـام اولــی
خـالیـه دسـت مـن ولـی، شفـاعـت مـرا بکـن
حاجتمو روا بکن ، حاجتمو روا بکن
تـو را به بانگ یاربت، به ناله های هر شبت
بـه اشـک پـاک زیـنـبت، از آتـشـم رهـا بکـن
حاجتمو روا بکن ، حاجتمو روا بکن
التماس دعا
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
#امام_حسن_مجتبی_ع_مدح
#قبرستان_بقیع
بر مزارت حرمی ساختهام با «مثلاً»
گرچه خاک آمده پابوسیات؛ اما مثلاً...
خاکهای حرمت راهی سجاده شدند
کوچی از غربت، تا تربت اعلا مثلاً
گنبدت آیهی والشّمس شد و روشن شد
نه فقط فرش، که تا عرشِ معلّا مثلاً
باد، این نامهبرِ پرچم عطرآگینت
میبرد نامِ تو را آنسرِ دنیا مثلاً
به ضریحِ اثرِ فرشچیان بسته دخیل
چشممان حاجتِ یک عمرْ تماشا مثلاً
مثل پروانه که مأمورِ طواف شمع است
جمع خدّامِ حرم دور سر ما مثلاً...
کربلا میچکد از گریهی سقاخانه
روضه جاریست از آن، روضهی سقا مثلاً
دستهای آمده از محضر بابالقاسم
هیئتی همنامِ «حضرت زهرا» مثلاً
روضهخوانی وسطِ صحن، حکایت میخواند
قصهی کوچهای از شهر تو؛ حالا مثلاً...
مادرِ آب از آن رد شده آرام آرام
سدّی از سنگ، نبستهست گذر را مثلاً
"کوچهای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی"
نیست در قصهی ما صحبتِ اینها مثلاً
مادرِ قصهی ما رفت، صحیح و سالم
نه؛ نخورده ترک آیینهی مولا مثلاً
بعدِ مجلس همه رفتند زیارت کردند
تربتِ حضرت زهرا شده پیدا مثلاً
✍ #رضا_قاسمی
*استقبال از غزل محمدعلی کردی با مطلع:
زخمهایم شده این لحظه مداوا مثلاً
چشم کمسوی من امشب شده بینا مثلاً
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها