eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
13.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله القاصم الجبّارین أَلا إِنَّ نَصرَ اللَّهِ قَريبٌ یک شب بارانی پائیز بود سینه ها از دلهره لبریز بود قلب‌ها با قلب لبنان می تپید چون ز «ضاحیه» خبرها می‌رسید اشک‌ها از یک خبر آگاه بود چشم‌ها دنبال نصرالله بود از خبرها بوی هجران می‌رسید بوی عاشورا ز لبنان می‌رسید کاسه صبر مجاهدها شکست این خبر بر صفحه عالم نشست عاقبت سید حسن هم پر کشید رفت و بر یاران همرزمش رسید گرچه آن شب هست ما تا راج شد کربلایی «ضاحیه»معراج شد سید ما تا حرم عازم شده کربلا مهمان حاج قاسم شده این شهادت باز کرده راه را بنگرید آغاز نصرالله را نهضت ما نهضت آگاهی است طبق قرآن شیعه حزب اللهی است می‌شود صهیون به زودی سرنگون «ان حزب الله هم الغالبون» آن کسی که قافیه را باخته ریشه این خاک را نشناخته معرفت پیدا کند ما کیستیم؟! ما و آمریکا برادر نیستیم!!!! او نمی‌داند که اسرائیل چیست؟! یا که او فرزند نا مشروع کیست؟! دشمن ما تکیه گاهش جائی است ریشهٔ این غده آمریکائی است
بسم الله الرحمن الرحیم أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ. (بقره،۲۱۴) احساس دلِ شکسته شد باز غریب دلسوخته تر شدیم از داغ حبیب غفران خدا و صد هزاران رحمت بر روح بلند سید پاک و نجیب او نفس زکیه بود و فرزند حسین میخواست شهادتی که گردید نصیب لعنت به نتانیاهو و امریکا لعنت به کسی که خورد از خصم فریب نفرین به کسی که عزم سازش بکند این حد ز حماقت است بسیار عجیب آیات دویست و چهارده از بقره ایهام و جناس دارد و شور و نهیب گفتند رسول و مومنین، مَتٰی 🌷«نصرالله»🌷 فرمود خدا که نصر او هست قریب 🌷🌷🌷 سروده سجاد محمدیاری
الا ان نصرالله قریب شصت و سه سال اهل بکاء و نبرد بود در اوج این زمانه‌ی نامرد، مرد بود شصت و سه سال مثل نبی، مثل مرتضی مانند حاج قاسم ما، اهل درد بود دلتنگ کودکان و یتیمان بی پناه دلگرمی همیشه‌ی شب های سرد بود وقتی که بود، غزه از او رنگ و رو گرفت وقتی که رفت رنگ جهان _آه_ زرد بود نصر خداست شامل او، پس شهید شد شصت و سه سال در دل زخم و نبرد بود
بنام خدا تقدیم به روح پرفتوح سید حسن نصر اله "" "" "" "" "" پرید روح تو تا لولاک سید/رسید تا قله ی افلاک سید نمودی نوش جان شهد شهادت/بخواب آرام به زیر خاک سید به زیر موشک و پهبادها تو/شدی پاکیزه تر از پاک سید شهید گشتی تو همچون حاج قاسم/چون او بودی تو هم بی باک سید تو رفتی ما شدیم زار و پریشان/شده چشمان ما نمناک سید عجین بود نام تو با استقامت/همش بودی تو سینه چاک سید شهادت آرزویت بود آری/نکردی بهر آن امساک سید شما بودید شجاع و بی محابا/نمودی خون دل ضحاک سید تو حزب الله را کردی جهانی/نموده حزبتان کولاک سید بباشد پرچم این حزب بالا/چو خورشید نور آن تابناک سید بگو فاخر هنوز اعراب‌‌؛ اما/فرو کردند سر در لاک سید هزاران لعن بر این قوم غافل/که هستند غالباً ناپاک سید ز یمن خدمت اینهاست صهیون/شده هارو شده هتاک سید "" "" "" شاعر:مسلم فرتوت گلهین
🌹شهیدجاودان فقط نه اینکه مسلمین نشسته در عزای تو چه اشک ها که ریخته مسیحیان برای تو چه اشک ها که ریخته ز داغ رفتنت ولی به جز حماسه کی توان سرود در عزای تو؟! دوباره ای شهید ما، بیا و خطبه ای بخوان امیدبخش بچه های غزه آن صدای تو تو خار چشم دشمنان، تو نور چشم دوستان فدای استقامتت، فدای آن صفای تو تو پر زدی به آسمان شدی شهیدِ جاودان زمان نبود حدّ تو، زمین‌ نبود جای تو ۵ اسفند ۱۴۰۳
تقدیم به شهدای جبهه‌ی مقاومت بویژه سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی‌الدین در سینه می‌جوشند با هم عشق و ایمان‌ها عشقی که آتش می‌زند این گونه بر جان‌ها در سینه‌ها داریم دردی بی امان آری! دردی که می‌گیرد به سُخره، هرچه درمان‌ها گر عاشقی برخیز! باید دل به دریا زد عاشق ندارد بیم موج و خوف طوفان‌ها چون حاج قاسم پاره پیکر می شوند اما از پا نمی‌افتند، هرگز، مرد میدان‌ها باید چو ابراهیم و اسماعیل و یحیی رفت با موشک و پهپاد و با نیروی گردان‌ها جان برکفیم و راحت از سر بگذریم اما چون کوه، می‌مانیم، ما بر عهد و پیمان‌ها همچون طفیلی، موسوی، مانند نصرالله اسطوره می‌گردیم، ما در کلّ دوران‌ها این بیشه را باید که خالی کرد، ای شیران! از گرگ‌ها، این پست‌تر از هرچه حیوان‌ها ما پوزه‌ی صهیون را بر خاک می‌مالیم هم پشت آمریکا و هم آن بچه شیطان‌ها فرمود آقامان، که فتح قلّه نزدیک است آوای تکبیر است، می آید، مسلمان‌ها! پاییز هم فهمید، می‌آید بهار از راه سرسبز خواهد شد دوباره باغ و بستان‌ها پرچم، به دست صاحبش باید دهد، آقا آماده باید بود ابوذرها! و سلمان‌ها! ۱۴۰۳/۱۲/۰۳
مرگ از چشم شما، نیستی و نابودی‌ست مرگ را لشکر کرار، به بازی گیرند پیش محبوب، به خون غلت‌زنان، می‌رقصند زندگانِ نفَس عشق، مگر می‌میرند؟ هر که افتاد، به پا خاست ز خونش، سروی این عَلم رفت، از این دوش، به دوشی دیگر دُور، در حلقه‌ی مستان، به تسلسل آمد جام بگرفت سواری، به خروشی دیگر فتح، «آن»ی ست، در آن سوی «متی نصرالله» نصر با ماست، ببین: ما همه نصرالله‌یم اُحدی هست، ولی شور اَحد، در رگ ماست خیبری، با مدد از شیر خدا می‌خواهیم مست یاریم، اگر گفت: بمان، می‌مانیم حکم اگر داد، نفس تا برسد، می‌جنگیم ما غیوریم، ولی قلب صبوری داریم مالکیم، اذن ز مولا برسد می‌جنگیم می‌رسد قصه به مو، کار ولی دست خداست شادی حرمله‌‌ها، مرحله‌ای کوتاه است آن چه می‌ماند و باقی‌ست، فقط وجه الله آن چه بالاست، فقط پرچم حزب الله‌ است با "ولی" باش، که در پیچ و خم گردنه‌ها مرزِ بین شرف و بی‌شرفی، باریک است دلْ قوی دار، که هنگامه‌ی غربال رسید شب نریزد به دلت شک، که سحر نزدیک است
"بیست و چهار ساعته گرم جهاد بود شصت و سه سال بر سر یک اعتقاد بود " با دوستان راه خدا در صفا و صلح با دشمنان راه خدا در تضاد بود سید به رغم سینه ی اندوهگین خود لبخند داشت بر لبش، انگار شاد بود دلتنگ حاج قاسم و لبخندهای او دلگیر از جدایی حاجی عماد بود نسبت به وعده های خدا قلب روشنش امیدوار بود، پر از اعتماد بود یک دم اسیر عشوه ی دنیا ندیدمش  دنیای ما برابر او نامراد بود کی با غلاف مصلحت از پای می نشست آن ذوالفقار خشم که حیدر نژاد بود آن کوه، آن حماسه ی زیبا و باشکوه  سید که در مقابل ظلم ایستاد بود