56100زیر-گنبد-طلات.mp3
27.09M
|⇦زیر گنبد طلا ...
#سینه_زنی و توسل به حضرت زینب کبری سلام الله علیها اجرا شده به نفس کربلایی حسین طاهری•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در علت گریهاش در تولد حضرت زینب فرمود: گریهام به این علت است که این دختر دوست داشتنی من سرنوشت غمباری خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت که او با چه مشکلات دردناکی رو به رو میشود و چه مصیبتهای بزرگی را به خاطر رضای خداوند با آغوش باز استقبال میکند.
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
1_6053301811.mp3
5.42M
دوباره دارم هوای دیدن کربلا
بِاَبیٖ اَنْتَ وَ اُمّیٖ یا شَهیدَ البُکاء
پرچم سیاه گنبدو میبینم
میامو تو خیمهی عزات میشینم
ای دین من حسین ای آیینم
سلام ای تمام امیدم حسین
سلام ای پناه دو عالم حسین
سلام ای عزیز دل فاطمه
سلام ای شهید محرم حسین
«امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر»
رسیدم دوباره به ماه غمت یاحسین
پوشیدم مشکی به زیر پرچمت یاحسین
به پای منبر روضههات میشینم
میزنم با اذن مادرت به سینهم
میده چای روضه تسکینم
تو که سنگ صحرا رو دُر میکنی
دوتا دست خالیمو پُر میکنی
اسیر هواهای نفسم شدم
ولی میدونم من رو حُر میکنی
«امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر»
کاشکی با شور حسینی متلاطم بشم
اربعین برا زیارتِ تو عازم بشم
کی میگه پرچم تو روی زمینه
باید این حماسه رو جهان ببینه
عشقت آقا شکوه آفرینه
به پا کرده تو دنیا محشر حسین
ببینید چقدر داره لشکر حسین
چی میشه کنار عمودِ سلام
بخونیم سلام خدا بر حسین
«امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر»
علت جوشیدن چشمهی چشمام تویی
توی این تلخی و شیرینی دنیام تویی
خدا رحمت کنه اون قدیمیا رو
به ما یاد دادن آخه این کیمیا رو
نام حسین و یاد کربلا رو
قسم به کتیبه قسم به عَلَم
قسم میخورم به غبار حرم
اگه تو ازم راضی باشی حسین
خدا هم دیگه راضی میشه ازم
«امیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر»#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
1_5948680475.mp3
4.61M
بعد من قافله سالار تویی خواهر من خولی وشمر به ما دشمن جان خواهد شد خواهر من بعد من قافله سالار تویی خواهر من دختر حیدر کرار تویی خواهر من خون ما جمله دراین دشت روان خواهد شد خولی وشمر به ما دشمن جان خواهد شد خواهر من 😭خواهرم اکبر وعباس وعلی اصغر من هدف نیزه وپیکار جفا خواهد شد خواهر من جمله یاران حسین در سفر کرببلا سر به کف جان به ره دین خدا خواهد شد خواهر من خواهرم خون شهیدان به بیابان بلا نهر جوشنده و پر شور ونوا خواهد شد خواهر من چون که با دجله وبا نهر فرات آمیزد خواهرم خوب ونگر تا که چها خواهد شد خواهر من 😭موج طوفنده ومرغان چوهزاران شمشیر بی امان برسر عدوان خداخواهد شد خواهر من چون که خون شهدا چشم عدو را بندد بزم تابوت توبه بزم عزا خواهد شد خواهر من 😭بعد من خواهر من با تو نما قصه ما چون زبانت سپر آل عبا خواهد شد خواهر من چون که بر نی سرپر خون حسینت بینی خواهرم صبر نما ظلم فنا خواهد شد خواهر من 😭اهل بیتم همه در مرگ پدر می گریندام کلثوم در آن دم به نوا خواهد شد خواهر من گر تورا مضطر ونالان وپریشان بینم شاد وخندان دولب دشمن ما خواهد شد خواهر من 😭لشکر خصم شما را به اسیری بینند شام غم مسکن وماوای شما خواهد شد خواهر من این زمان نوبت شمشیر زبان می آید تیز وبرنده چون خون شهدا خواهد شد خواهر من 😭#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
1620211106_M5lG7.mp3
3.69M
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردند دیر رسیدم من
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردند دیر رسیدم من آخ
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
سر تو رو بردند دیر رسیدم من
عزیز خواهر غریب مادر
عزیز خواهر غریب مادر
عزیز خواهر غریب مادر
به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من
سر تو دعوا بود ناله کشیدم من
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
Nariman Panahi - Gharib Gir Avordanet (320).mp3
16.28M
#غریب_گیر_اوردنت
🎧#نریمان_پناهی
غریب گیر آوردنت؛ تشنه سر بریدنت ●♪♫
وای بمیره مادرت… وای بمیره خواهرت! ●♪♫
غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت… ●♪♫
با لبِ تشنه کشتنت؛ به قتلگاه بردنت ●♪♫
رد شدن؛ از رو بدنت… ●♪♫
غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت… ●♪♫
به نیزه ها سپردنت؛ با هرچی میشد زدنت! ●♪♫
جلو چشای دخترت… ●♪♫
غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت… ●♪♫
اسیرِ نیزه ها شدی؛ ذبیح با القفا شدی ●♪♫
جلو چشای مادرت؛ تشنه سر بریدنت ●♪♫
غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت… ●♪♫
راس تو میرود بالای نیزه ها؛ من زار میزنم در پای نیزه ها ●♪♫
آه ای ستاره ی دنباله دارِ من ●♪♫
زخمی ترین سرِ نیزه سوار من ●♪♫

ای حسینم ای حسینم… ای ضیا هر دو عینم ●♪♫
ای بی کفن؛ چه با این پاره تن کنم؟ با چادرم تو را باید کفن کنم… ●♪♫
من میروم ولی جانم کنار توست؛ تا سالهای سال شمعِ مزار توست ●♪♫
عمه جانم… عمه جانم… عمه جانِ قد کمانم… ●♪♫
با گریه آمدم اطراف قتله گاه؛ گفتی که خواهرم برگرد خیمه گاه ●♪♫
بعد از دقایقی دیدم که پیکرت در خون فتاده و بر نیزه ها سرت ●♪♫
عمه جانم… عمه جانم… عمه جانِ قد کمانم… ●♪♫
خون گریه میکنم؛ برا اون لحظه که سختی ●♪♫
که تو دیدی یه غریبی؛ داره میره به اسیری ●♪♫
خون گریه میکنم واسه اون صحنه که دیدی ●♪♫
که تو دیدی یه عزیزی؛ داره میره به اسیری ●♪♫
عمه جانم… عمه جانم… عمه جانِ قد کمانم… ●♪♫
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
🎧#نریمان پناهی غریب گیر آوردنت
4_5933752998827134553.m4a
1.83M
زمینه حضرت زینب سلام الله علیها
ایام اسارت آل الله
گریه پشت گریه/غصه پشت غصه
روزای اسارت/زینبو کشته غصه
غصه یکی دو تا نیس
غصه که قحط آب نیس
این روزا روضه اینه
جای زینب و سکینه
تو مجلس شراب نیس
میشه با این یه جمله هم جون داد
اسم زینب سر زبون افتاد
واسه روضه همین بسه امشب
دخلت زینب علی ابن زیاد
ــــــــــــــــــــــــ
سیلی پشت سیلی/نیزه پشت نیزه
چند تا دخترا رو/تا حالا کشته نیزه؟
غصه یکی دو تا نیس
غصه که بی شماره اس
روضه همینه آره
میگم با یه اشاره
روضه لباس پاره اس
روضه خون امشبو نزن فریاد
نرسه روضه هات به گوش باد
چشم سقا رو نیزه ها بسته س
دخلت زینب علی ابن زیاد
#وحید_محمدی ✍
۱۲ مرداد ۱۴٠۲
#زمینه
#حضرت_زینب
#حضرت_زینب_زمینه
.
#شور
#امام_حسین
#مهدی_کبیری
➖➖➖
▪️
🔹#بند_اول
منه شکسته پرو/ ببر به آسمون پرنده کن
نوکر مرده دلو/ ببر به کربلا و زنده کن
تو فقط میتونی/ دردمو دوا کنی حسین
تو فقط میتونی/ منو سر به را کنی حسین
بخشنده و کریمی و دنیای عزتی
تو راه مستقیم ورود به جنتی
دریای رحمتی
آقای خوبم حسین حسین حسین حسین3
▪️
🔹#بند_دوم
امید من به توئه
خودت یه کاری کن بیام حرم
فقط بخاطر تو
میخوام یه آدم دیگه بشم
توفقط میتونی
به منم کرم کنی حسین
تو فقط میتونی
قسمتم حرم کنی حسین
دنیای ظلمتم من و نور منوری
بخشنده مثل فاطمه ای مثل حیدری
تو بنده پروری
آقای خوبم, حسین حسین حسین حسین3
▪️
🔹#بند_سوم
میخوام با اشک چشام/تو روضه چشمه ای به پا کنم
گذشته مو بخرم/ دل سیاهمو طلا کنم
برای غربتت/الهی که بمیره نوکرت
الهی جون بدم/پا روضه ی علی اصغرت
هفت آسمان به پا شده غم در عزای تو
حیران زمین شد از غم کرب و بلای تو
عالم فدای تو
آقای مظلوم ,حسین حسین حسین حسین3
➖➖➖
👇👇|⇦•جز حسین کیست....
#روضه و توسل به حضرت زینب کبری سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج سید ناصر کهربائی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
جز حسین کیست که در شأن و شرف بی همتاست
این حسینکیست که محبوب تمام دلهاست
او حسین است و حسین میوه ی قلب زهراست
فاطمه امّ ابیها به حسین می نازد
همه جا زینب کبری به حسین می نازد
هواتو کردم، اسیر دردم
بزار بیام منم حرم دورت بگردم
حسینجان! حالم عجیبه، دلمغریبه
فضای قلب من پُر از شمیم سیبه
تا کی صبوری، آخه چه جوری
خسته شدم دیگه از این فراق و دوری
ای سر بریده! موهام سفیده
با حسرت ِحرم ببین قَدّمخمیده
*اما حسینجان ! قامت خم من کجا و قامت خم اون مادری که امشب تو حرمت از این طرف به اون طرف هی دور قتلگاه راه میره هی صدا میزنه بُنَیَّ ..پسرم حسین..کجا*
مادری در طواف قربانگاه هی بُنَیَّ بُنَیَّ می گوید
تشنه ای زیر نیزه، گه مادر گه اُخَیَّ إلَیَّ می گوید
*هی صدا میزنه...حسینجان!*
من بی وضو موی تو را شانه نکردم
حالا به به دنبال سرت باید بگردم
؟زینب صدا زد: حسین جان!..*
چه شد که از ته گودال سر در آوردی؟
تو زینت سر دوش پیمبرم باشی
داداش!
در این شلوغی گودالِ تنگ قول بده
کمی مراقبِ پهلوی مادرم باشی
جواب خندۀ دشمن به خواهرت با کیست؟
مگر تو قول ندادی برادرم باشی
چقَدر دور و بَر عمّه ی ما جار زدن
ساز با ناله ی طفلانِ عزادار زدن
چون نبودن مدینه بزنن فاطمه را
عوضَش فاطمه ها را سر بازار زدن
*این سرها بارها از روی نی افتاد اما اون سری که بیشتر از همه افتاد سر قمر بنی هاشم بود......*
بی سبب نیست بیافتد سر عباس زِ نی
آخه عمّه ام را جلوی چَشم علمدار زدند
*صدا زد: حسین جان! ماهِ من!..*
تکیه زدی بر لب دیوار چرا؟
آمدی دیدن زینب سر بازار چرا؟
مُردم و زنده شدم بس که نگاهم غم دید
چقدر خواهر تو مجلس نامحرم دید
*چهگذشت به زینب..کربلا یه طور، کوفه یه طور، شام یه طور، همین زینب برگشت کربلا یه نگاهی کرد به قبر حسینش صدا زد..حسین جان!*
خبر داری چه خاکی بر سرم شد
دوباره تازه داغ مادرم شد
به اشکِ خواهرت لبخند زد شمر
اسیری تازه آنجا باورم شد
داداش خبر داری مرا بازار بردن؟
میان مجلس اغیار بردند؟
حسینجان!
حلالم کن ای نور چشمان زهرا
حسینجان!
رَوَم تا به کوفه به همراه اعداء
حسینجان!
تن بی سرت مانده بر خاکِ صحرا
حسینجان ..حسینجان...
*داداش دارم میرم سفرِ اسارت، دارم از کنار بدنت جدا میشم ..داداش!رفتی سلام من رو به بابام علی برسون بگو: بابا! زینبت رو به اسیری بردن ...*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در #سایت و #کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت_خاندان_اهل_بیت_علیهم_السلام
#روضه_شب_جمعه
#ویژهٔ_ایام_محرم
#سید_ناصر_کهربائی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
1.03M
منه شکسته پر و ...
#مهدی_کبیری#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
بر روی نیزه ماه درخشان برای چه؟
افتاده کنج صومعه قرآن برای چه؟
راهب به خیل می زدگان گفت «گِرد نی
امشب شده ستاره فراوان برای چه؟»...
بر غربتت گریست کواکب که ماهِ دین
امشب شده به صومعه مهمان برای چه؟...
پرسیده زآن لبان ترکخورده از عطش
نام تو چیست؟ کشتۀ عطشان برای چه؟
گفتی که زادۀ نبیام، گفت «پس تو را
کشتند مردمان مسلمان برای چه؟»
آه ای لبت عزیزترین غنچۀ خدا
از تو دریغ آمده باران برای چه؟...
صورت خضاب کردهای از خونِ خود، چرا؟
موی تو خاکی است و پریشان برای چه؟...
این شمعها برای چه هی شعله میکشند؟
قندیلهای صومعه، لرزان برای چه؟
تمثال مریم از چه به محراب، خون گریست؟
چشم مسیح شد به تو گریان برای چه؟...
ای در غمت صحایف پیشین گریسته
ظلمی چنین بر اشرف انسان برای چه؟
#محمد_سعید_میرزایی
#دیر_راهب
بر روی نیزه ماه درخشان برای چه؟
افتاده کنج صومعه قرآن برای چه؟
راهب به خیل می زدگان گفت «گِرد نی
امشب شده ستاره فراوان برای چه؟»...
بر غربتت گریست کواکب که ماهِ دین
امشب شده به صومعه مهمان برای چه؟...
پرسیده زآن لبان ترکخورده از عطش
نام تو چیست؟ کشتۀ عطشان برای چه؟
گفتی که زادۀ نبیام، گفت «پس تو را
کشتند مردمان مسلمان برای چه؟»
آه ای لبت عزیزترین غنچۀ خدا
از تو دریغ آمده باران برای چه؟...
صورت خضاب کردهای از خونِ خود، چرا؟
موی تو خاکی است و پریشان برای چه؟...
این شمعها برای چه هی شعله میکشند؟
قندیلهای صومعه، لرزان برای چه؟
تمثال مریم از چه به محراب، خون گریست؟
چشم مسیح شد به تو گریان برای چه؟...
ای در غمت صحایف پیشین گریسته
ظلمی چنین بر اشرف انسان برای چه؟
#محمد_سعید_میرزایی
#دیر_راهب
بر روی نیزه ماه درخشان برای چه؟
افتاده کنج صومعه قرآن برای چه؟
راهب به خیل می زدگان گفت «گِرد نی
امشب شده ستاره فراوان برای چه؟»...
بر غربتت گریست کواکب که ماهِ دین
امشب شده به صومعه مهمان برای چه؟...
پرسیده زآن لبان ترکخورده از عطش
نام تو چیست؟ کشتۀ عطشان برای چه؟
گفتی که زادۀ نبیام، گفت «پس تو را
کشتند مردمان مسلمان برای چه؟»
آه ای لبت عزیزترین غنچۀ خدا
از تو دریغ آمده باران برای چه؟...
صورت خضاب کردهای از خونِ خود، چرا؟
موی تو خاکی است و پریشان برای چه؟...
این شمعها برای چه هی شعله میکشند؟
قندیلهای صومعه، لرزان برای چه؟
تمثال مریم از چه به محراب، خون گریست؟
چشم مسیح شد به تو گریان برای چه؟...
ای در غمت صحایف پیشین گریسته
ظلمی چنین بر اشرف انسان برای چه؟
#محمد_سعید_میرزایی
#دیر_راهب
بر روی نیزه ماه درخشان برای چه؟
افتاده کنج صومعه قرآن برای چه؟
راهب به خیل می زدگان گفت «گِرد نی
امشب شده ستاره فراوان برای چه؟»...
بر غربتت گریست کواکب که ماهِ دین
امشب شده به صومعه مهمان برای چه؟...
پرسیده زآن لبان ترکخورده از عطش
نام تو چیست؟ کشتۀ عطشان برای چه؟
گفتی که زادۀ نبیام، گفت «پس تو را
کشتند مردمان مسلمان برای چه؟»
آه ای لبت عزیزترین غنچۀ خدا
از تو دریغ آمده باران برای چه؟...
صورت خضاب کردهای از خونِ خود، چرا؟
موی تو خاکی است و پریشان برای چه؟...
این شمعها برای چه هی شعله میکشند؟
قندیلهای صومعه، لرزان برای چه؟
تمثال مریم از چه به محراب، خون گریست؟
چشم مسیح شد به تو گریان برای چه؟...
ای در غمت صحایف پیشین گریسته
ظلمی چنین بر اشرف انسان برای چه؟
#محمد_سعید_میرزایی
#دیر_راهب#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
4_5940353925474423010.mp3
1.84M
.
#زمینه
#امام_حسین
#میرداماد
چقدر دنیاتون کوچیکه دلم میسوزه براتون
کجاست پیغمبر ببینه عوض شد رنگ دلاتون
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
اگه پیشتون ندارم احترام
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
به خدا خنده نداره گریه هام
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
بچمو سر میبُرید جلو چشام
داره برکت از دستتون میره
وقتی میفهمید که دیگه دیره
🔘هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی
تو گودالم دارم حتی غم فردای شمارو
بترسید از آه اونکه نداره غیر از خدارو
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
اگه تأثیری نداره ناله هام
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
که منِ حسین به زیر دست و پام
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
که یه پیرهنم نمیذارید برام
ناله ی مظلوم دست و پاگیره
🔘هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی
غم این دستای سنگین منو از پا در میاره
یه زن با یه مرد جنگی براتون فرقی نداره
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
واسه اینکه نگران خیمه هام
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
که اسیری میره ناموس امام
مُلِئَت بُطونُکُم مِنَ الحَرام
دور زینب میشه ازدحام
#روز_دهم_محرم #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.
هدایت شده از کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
6563_1580645758.mp3
4.46M
محمد حسین حدادیان
نوحه حضرت ابوالفضل
قلبم گرفتارت حالم پریشونت
من گریه ها کردم با اسم محزونت
هر شب به یاد تو چشمامو تر کردم
دیدی جوونیمو تو روضه سر کردم
( باز آبرومو خریدی میدونم )
( درمون دردامی دردت به جونم )
( خیلی بدهکار آقایی هاتم )
( میخوام همیشه کنارت بمونم )
آقا حسینه حسینه حسینه
مولا حسینه حسینه حسینه
اشک منو دیدی بازم کرم کردی
آدم نبودم من تو آدمم کردی
دور از تو دنیا رو میخوام چیکار آقا ؟
بازم دلم تنگه تنهام نذار آقا
(نیمه شبا سر رو تربت میذارم )
( میگم حسین آروم آروم می بارم )
( از تو بغیر از محبت ندیدم )
( من هیچکسو مثل تو دوس ندارم )
آقا حسینه حسینه حسینه
مولا حسینه حسینه حسینه
عمری دل زارم مست اباالفضله
روزی هر سالم دست اباالفضله
کارم گره خورده ای با وفا عباس
ماه بنی هاشم مشکل گشا عباس
( از بچگی گریه کردم براتو )
( از من نگیر اشک تو روضه هاتو )
( اسمت شده مرهم هر چی درده )
( هیچکی تو قلبم نمی گیره جاتو )
سقا اباالفضل اباالفضل اباالفضل
آقا اباالفضل اباالفضل اباالفضل
دینم حسین و رباب و رقیه
دنیام اباالفضل اباالفضل اباالفضل
آقام اباالفضل اباالفضل اباالفضل
آقام اباالفضل اباالفضل اباالفضل
لقب باب الحوائج را از عباس نمى گيريم
در کتاب معجزات و کرامات ائمه ى اطهار عليهم السلام صفحه ى 53 تأليف مرحوم آقا ميرزا هادى خراسانى آمده است که:
چنين فرمود عالم ربانى شيخ مرتضى آشتيانى، از استادش حجت الاسلام حاج ميرزا حسين خليلى طهرانى«اعلى اللّه مقامه» که گفت:
شيخ جليل و که با همديگر در درس «صاحب جواهر» حاضر مى شديم به ما گفت که يکى از تجار که رئيس خانواده ى «آل کبه» در زمان خود بود، پسر جوانى داشت و مادرش علويه محترمه بود و همين يک فرزند را داشتند، اين جوان در کربلا مريض شد و به قدرى حال او سخت شد تا به حال مرگ و احتضار افتاد، و فوت کرد و چشم و پاى او را بستند، مادر آن جوان به حرم مطهر حضرت اباالفضل عليه السلام مشرف شد و از کليددار آستانه خواهش کرد که اجازه بدهد شب را تا صبح در حرم بماند، نخست کليددار قبول نمى کرد ولى وقتى علويه خود را معرفى کرد و گفت: پسر من محتضر است و چاره اى جز توسل به حضرت باب الحوائج ندارم، کليددار قبول کرد و به مستخدمين دستور داد علويه را در حرم بگذارند بماند.
شيخ جليل گوينده مى فرمايد: همان شب من مشرّف به کربلا شدم و ابداً از جريان حال تاجر «آل کبه» و بيمارى فرزندش اطلاعى نداشتم، در همان شب خواب ديدم که مشرف به حرم سيدالشهدا عليه السلام شدم، از طرف مرقد حبيب بن مظاهر عليه السلام وارد شدم، ديدم حضرت رسول صلى الله عليه و آله و اميرالمومنين عليه السلام بر تخت نشسته اند، در آن اثناه ملکى پيش رفت و عرض کرد: السلام عليک يا رسول اللّه يا خاتم النبيين پس عرض کرد: حضرت باب الحوائج اباالفضل عرض مى کند، يا رسول اللّه علويه عيال حاجى آل کبه پسرش مريض است به من متوسل شده، شما به درگاه الهى دعا کنيد که حق سبحانه تعالى او را شفاء عطا فرمايد، حضرت ختمى مرتبت دست به دعا برداشتند، بعد از لحظه اى فرمودند: موت اين جوان مقدّر است، ملک برگشت، بعد از لحظه اى ديگر ملک ديگرى آمد و سلام کرد، پيغام به همان قسم آورد. دو مرتبه حضرت رسالت مآب دست به دعا و روى به درگاه باري تعالى کردند، پس از لحظاتى سر فرود آوردند، فرمودند: مردن اين جوان مقدّر است، ملک برگشت، شيخ فرمود: ناگاه ديدم ملائکه ى حاضر در حرم يک مرتبه به جنبش آمدند، ولوله و زلزله در آنها افتاد، گفتم: چه خبر شده، چون نظر کرديم ديدم حضرت اباالفضل عليه السلام خودشان تشريف آوردند با همان حالت وقت شهادت در کربلا، حضرت عباس عليه السلام پيش آمد و عرض کرد: السلام عليک يا رسول اللّه السلام عليک يا خيرالمرسلين. علويه اى توسل به من کرده و شفاى فرزندش را از من مى خواهد شما به درگاه کبريايى عرض نماييد که يا شفاى اين جوان را عنايت فرمايد و يا آنکه مرا باب الحوائج نگويند و اين لقب را از من بردارند، چون آن سرور اين سخن را به خدمت پيغمبر اطهر صلى الله عليه و آله عرض داشت، ناگاه چشم مبارک آن حضرت پر از اشک شد، روى مبارک به حضرت امير عليه السلام نمود، فرمود: يا على!! تو هم در دعا با من همراهى کن، هر دو بزرگوار روى به آسمان نموده و دست به دعا برداشتند، بعد از لحظه اى ملکى از آسمان نازل گرديد و به خدمت حضرت رسالت مآب مشرّف شده، سلام نمود و سلام حق سبحانه و تعالى را ابلاغ نمود، عرض کرد، حق متعال مى فرمايد: لقب «باب الحوائج» را از عباس نمى گيريم و او تا قيامت باب الحوائج است و جوان را شفا عطا فرموديم.
شيخ راوى که اين خواب را ديده، مى گويد: فوراً از خواب بيدار شدم، چون اصلاً خبرى از اين قضيه نداشتم، بسيار تعجب نمودم، روانه به سمت خانه ى حاجى آل کبه شدم.
چون وارد خانه شدم پدر آن جوان را ديدم راه مى رود ميان خانه و بر سر و صورت مى زند و جوان را در اطاقى تنها گذاشته اند، زيرا مرگش محقق و محسوس بود، و چشم و انگشت پاهاى او را بسته بودند، به حاجى گفتم: تو را چه مى شود؟ گفت: ديگر چه مى خواهى بشود، دست او را گرفتم، گفتم: آرام بگير و بيا همراه من، پسرت کجاست؟ حق تعالى او را شفا داد و ديگر خوفى و خطرى بر او نيست، تعجب کرد، به اطاق بيمارى که چند دقيقه بود مرگ او را ربوده بود، وارد شديم، ديدم به قدرت کامله ى الهيه جوان نشسته است و مشغول باز کردن صورت خود مى باشد، پدرش که اين حالت را ديد دويد و او را بغل گرفت، جوان صدا زد که گرسنه ام غذا بياوريد، چنان مزاجش رو به بهبودى مى رفت گويا ابداً مرض و المى او را عارض نگرديده است.
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
(كرامات حضرت عباس عليهالسلام ص 27)