میدانی؟ صبح زود، عطر غریبی دارد؛ عطری که در انتهای صبح زود، تمام میشود و هرگز به مشام آنها که تا کمرکش ظهر میخوابند نمیرسد.
[ یکعاشقانهیآرام - نادرابراهیمی ]
جبر الله قلوبا
لایعلم بکسرها سواه
خدا بند بزند
دلهایی را که
هیچ کس جز خودش
از شکسته بودنشان خبر ندارد...
اگر رنگِ رخساره خبر میدهد از سّر درون؛
پس چرا این همه آدم داریم که لبشون میخنده اما دلشون خونِ جنابِ سعدی؟