دیگر روزهایم را دوس ندارم .
دیگر چیزی حالم را خوب نمیکند .
دیگر لبخند هایم واقعی نیست.
هر آنچه از من کنونی می بینی تنها جسمی توخالی و تهی از هرگونه حس و شور زندگی است.
کاش می شد هرچه زودتر این روزهای تکراری و خسته کننده سپری شود.دیگر توان ادامه دادن این روزها و این لحظه ها را ندارم ، تک تک ثانیه هایی که میگذرد برایم یک سال است. زجرآور و خسته کننده ...
ولی چه کنم که محکومم به اینکه هر طور شده سر پا بمانم. کاش هرچه زودتر برسد روزی که روز آزادی من است و حال خوب واقعی را درک کنم ولی گمان نمیکنم آن روز را ببینم .
آه و آه و آه از این زندگی..
ای خدا من چگونه تحمل کنم و جا نزنم.
دیگر نمیدانم چگونه صدایت کنم که صدایم را بشنوی. صدایم را میشنوی ؟!؟
خسته ام خسته...
«صرفا شرحیـآتے ز حـآل :) »
[ عبدک یتظاهر أنّه بخیر ولکنه متعب یا اللّه]
«خدایا بندهت تظاهر میکنه که حالش خوبه،
ولی خیلی خستهست...»
صباح الخير للذين يظنوا أن العالم
بأكمله انغلقَ في طريقهم ولا يعلموا
أن بعد كُل ضيق مُتسع من الله...
«صبح بخیر
به تمامِ آنهایی که گمان میکنند دنیا به آخر رسیده و دیگر راهی برایِ آنها باقی نمانده،
و نمیدانند که خدا بعد از هر سختی و تنگنا
راه و راحتی برایِ آنها فراخ نموده است...»
#صبح_بخیر 🌱
هوا یه جوری خوب و بارونیه که دلم میخواد برم تو این هوا قدم بزنم و با تمام توانم ریه هامو پر کنم از این هوای دل انگیز. واقعا بارون حالمو خوب میکنه. ممنون خداجون بابت بارون☔