واقعه طف
#کربلا از آغاز تا پایان
قسمت ۳۰
آغاز سختگیری بر لشکر امام حسین (ع)
از روز هفتم محرم، بر اساس فرمانى که عبیدالله فرستاد، قرار شد تا میان سپاه امام و آب فرات فاصله انداخته شود. یعنى آنها حق استفاده از آب را نداشته باشند. نامه ابن زیاد به عمر بن سعد این بود: حُلْ بین حسین و أصحابه و بین الماء فلایذوقوا منه قطرة، کما صنع بالتّقى الزّکى المظلوم. همان طور که اجازه استفاده از آب به عثمان داده نشد، اجازه استفاده حتی یک قطره آب را به حسین و یارانش ندهید. (121)
در خبر بلاذرى افزوده شده است: این اقدام، سه روز پیش از شهادت امام حسین(ع) بوده است. در نقل صدوق آمده است: و حُلْ بین الماء و بینه کما حیل بین عثمان و بین الماء یوم الدار. (122) خبرى در مقتل الحسین(ع) خوارزمى آمده است که بر اساس آن امام پشت خیمه حفرهای کند که قدرى آب در آن آشکار شد، اما آن نیز اندکى بعد تمام شد. (123) در خبر دیگرى آمده است که ابن زیاد ضمن نامهای به عمر بن سعد نوشت: «شنیده ام که حسین و اصحابش دسترسى به آب داشته، چاه هایى کنده اند. هنگامى که نامه به دستت رسید، آنها را حتى الامکان از کندن چاه محروم کرده و با سختگیرى تمام اجازه بهره بردارى از آب فرات را به آنان نده».(124) این نامه اشاره به کندن چاه توسط امام حسین(ع) دارد که ظاهرا سودى در بر نداشته است.
121. انساب الاشرف، ج 3، ص 180؛ تاریخ الطبرى، ج 5، ص 412؛ الارشاد، ج 2، ص 86
122. امالى صدوق، ص 155
123. مقتل الحسین(ع) خوارزمى، ج 1، ص 244
124. الفتوح، ج 5، ص 162
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اخلاق_در_قرآن
#قرآن_مهر
""إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿٧٠﴾ وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿٧١﴾ مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدی هایشان را به خوبی ها تبدیل می کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. سوره فرقان 70و71""
آیه در آئینه روایات:
((پیامبر اکرم(ص): هنگامیکه روز قیامت فرا برسد، خداوند عزّوجلّ بر بندهی مؤمن خود متجلّی میشود و او را از تکتک گناهانش آگاه میکند و سپس او را میبخشد و هیچیک از فرشتگان مقرّب و پیامبران فرستاده شده را از این امر آگاه نمیکند و آنچه را که نمیخواهد کسی بداند، میپوشاند سپس به کارهای زشت او میگوید که به نیکیها بدل شوید. تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۰، ص۴۹۲))
تبیین:
خداوند متعال در بسیاری از آیات به قبولی توبه و بخشش تاکید میکند؛ در آیه 114 سوره هود که پیامبر آن را امیدبخشترین آیه نامیدند ""(إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ،) ... حسنات و نیکیها آثار سیئات و بدیها را برطرف میسازد."" خداوند وعده میدهد که با انجام خوبیها، بدیها از نامه عمل پاک میشود؛ اما در این آیه تاکید مینماید که پس از توبه و ایمان آوردن و انجام کارهای شایسته، خداوند تمام گناهان فرد توبه کننده را به نیکی تبدیل مینماید و این وعدهای بسیار بزرگ برای گناهکاران است.
https://eitaa.com/quranmehr_audio
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
#تقویم_قرآنی_حدیثی
دوشنبه8مرداد 1403 و
الاثنین23محرم 1446
روز بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی
""امام صادق (علیه السلام) : وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ عَلَيْكُمْ بِأَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ اِئْتَمَنَكُمْ - فَلَوْ أَنَّ قَاتِلَ عَلِيٍّ اِئْتَمَنَنِي عَلَى اَلْأَمَانَةِ لَأَدَّيْتُهَا إِلَيْهِ. با تقوا باشيد و امانت كسى را كه به شما اعتماد كرده به او برگردانيد،زيرا اگر قاتل على عليه السّلام امانتى را از روى اعتماد به من بدهد به او بر خواهم گرداند.""
تبیین:
امانتداری مقولهای است که از دو جزء امانت دهنده و امانت گیرنده تشکیل شده است و در صورتی که در ادای امانت کوتاهی شود در حق فردی که اعتماده کرده کوتاهی میشود. (حق الناس)
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
احادیث کتاب #جهادالنفس شماره 84-3
8- باب وجوب فرمانبردارى از عقل و مخالفت نمودن با جهل و نادانى
در ادامه امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: اى هشام! هر چيزى راهنمايى دارد و راهنماى عقل تفكّر است و رهنماى تفكّر سكوت است ... جهاد النفس وسائل الشيعة / ترجمه افراسيابى، ص: 69
تبیین: یعنی تا زمانی که انسان به تفکر روی نیاورد، عقل او نمیتواند به نتایج درست برسد و این تفکر نیازمند به خاموشی است که انسان بتواند تامل کند و حقایق عالم را بفهمد.
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
@ehsankhattat
واقعه طف
#کربلا از آغاز تا پایان
قسمت ۳۱
این نامه اشاره به کندن چاه توسط امام حسین(ع) دارد که ظاهرا سودى در بر نداشته است.
روز نهم که تشنگى اصحاب کاروان جدى شد، امام یک سپاه پنجاه نفرى را با بیست ظرف آب به فرماندهى عباس بن علی برادرش و نیز نافع بن هلال فرستاد تا لشکر عمرو بن حجاج را کنار زده، قدرى آب بیاورند. زمانى که این گروه در برابر شریعه فرات رسیدند، عمرو بن حجاج جلوى آنان ایستاد. نافع جلو رفت؛ عمرو پرسید: براى چه آمدهاید؟ گفت: از آب استفاده کنیم. عمرو پاسخ داد: تو میتوانى. نافع گفت: أفأشرب و الحسین عطشان؟ پس از آن افراد وارد شریعه شدند و وقتى عمرو با سپاهش جلو آمد، با آنان درگیر شدند و به هر روى توانستند ظرفهاى خود را از آب پر کنند. (125)
125. انساب الاشراف، ج 3، ص 181
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
#هنر_و_معارف
امام رضا عليه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ يَشْتَرِى الْعَبيدَ بِمالِهِ فَيُعْتِقُهُم كَيْفَ لا يَشْتَرِى الاَحْرارَبِحُسْنِ خُلقِهِ؛
در شگفتم از كسى كه بندگان را با ثروت خويش مى خرد تا آزادشان كند، چگونه باخوش اخلاقىِ خويش آزادگان را نمى خرد. [فقه الرضا، ص 354]
تبیین: اعمال خیر همیشه نیازمند مال و داریی نیست و نیکیها بیشتر نیازمند اخلاق نیکوست. با خوشخویی میتوان دیگران در بند محبت خود داشت. احادیث دیگری نیز مشابه این مورد وجود دارد همانند اینکه فرمودهاند:
امام على عليه السلام: الإنْسانُ عَبدُ الإحْسانِ.انسان، بنده احسان است[غرر الحكم : 263 .]
و یا اینکه فرمودهاند:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: إنَّكُم لَن تَسَعُوا النّاسَ بأموالِكُم ، فالْقُوهُم بِطَلاقةِ الوَجهِ وحُسْنِ البِشرِ. شما هرگز نمى توانيد همه مردم را از اموال خود بهره مند سازيد، پس با آنان با گشاده رويى و خوشرويى تمام برخورد كنيد.[الكافي : 2 / 103 / 1]
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
واقعه طف
#کربلا از ٱغاز تا پایان
قسمت ۳۲
گفتگوهای امام حسین (ع) با عمر بن سعد
گفتگوهاى چندى میان امام حسین(ع) و عمر بن سعد در این روزها صورت گرفت. امام در صحبت ها، روى مسأله بازگشت به حجاز تکیه داشت و بر آن بود تا وضعیت به گونهای درآید که عجالتا بتواند از قلمرو نفوذ و قدرت ابن زیاد خارج شود. تقریبا در همه منابع کهن این خبر یا به این صورت آمده است که امام فرمود: یا اجازه دهید به جایى که از آنجا آمده ام بازگردم، یا به نزد یزید بروم و دست در دست او بگذارم، و یا آن که به یکى از نقاط مرزى دنیای اسلام بروم و همانند یکى از مرزبانان باشم. (126) عقبه بن سمعان میگوید: من از مدینه تا مکه و از مکه تا عراق، تا وقت کشته شدن او همراهش بودم. هیچ کلمهای نگفت جز آن که شنیدم. به خدا سوگند که آنچه میان مردم شهرت دارد، و گمان میبرند که حسین(ع) گفته است، اجازه دهید نزد یزید رفته دست در دست او بگذارم، یا به یکى از نقاط مرزى بروم، اشتباه میکنند؛ او چنین چیزى را نگفت، تنها چیزى که میگفت این بود: فلأذهب فى هذه الأرض العریضة، حتى ننظر ما یصیر أمر الناس. (127) (پس در این زمین پهناور حرکت میکنم تا ببینم عاقبت این کار به کجا می رسد)
شاید وقتى خبر این گفتگوهاى خصوصى به ابن زیاد رسید، او به وى نوشت: من تو را براى منادمه و همنشینی با حسین نفرستادهام. (128) یک گفتگوى شبانه میان این دو نفر در وسط سپاه دو طرف بدون حضور شخص ثالث صورت گرفت که کسى از محتواى آن آگاه نشد؛ گرچه حدسهایى زده میشد که در منابع تاریخى منعکس شده است. (129)
126. ترجمة الامام الحسین(ع) ص 69؛ الامامة و السیاسة، ج 2، ص 6؛ انساب الاشراف، ج3 ص 225؛ تاریخ الطبرى، ج 5، ص 389
127. تاریخ الطبرى، ج 5، ص 412 ـ 413
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
#تقویم_قرآنی_حدیثی
سه شنبه 9 مرداد 1403
الثلاثاء 24 محرم 1446
روز اهدای خون
امام على عليه السلام: خَيرُ النّاسِ قُضاةُ الحَقِّ . بهترين مردم، قاضيان حق اند.[ بحار الأنوار : 104 / 266 / 20 .]
تبیین: بالاترین مصداق این حدیث قضاتی هستند که وظیفه خویش را به نحو صحیح انجام میدهند و در صورتی که همه قضات این گونه شوند، ظلم از جامعه رخت برمیبندد. اما این حدیث فقط منحصر به به قاضی محکمهها نیست؛ انسانها به صورت دائمی در حال قضاوت کردن در مورد دیگران و جامعه خویش هستند و حتی این قضاوتها را در مورد چگونگی رفتار و یا حتی ایمان دیگران را به زبان میآورند. در این مواقع بهتر است به خود یادآوری کنیم که این عمل قضاوتی است که ممکن است تبعات اخروی بسیار نامطلوبی داشته باشد. اما کسی که در تمام حالات به خصوص در زمانی که حقی به ضرر اوست، آن را میپذیرد (در حقیقت به حق حکم داده و عمل نموده) از بهترین مردم است. همانند حدیث شریف:
امام على عليه السلام: حَسْبُ المَرءِ ··· من عَقلِهِ إنصافُهُ مِن نَفسِهِ ··· و مِن إنصافِهِ قَبولُهُ الحَقَّ إذا بانَ لَهُ.
در خردمندى انسان همين بس كه از خود دادخواهى كند و انصاف به خرج دهد··· و در انصافدارى او همين بس كه هرگاه حقيقت برايش روشن شد، آن را بپذيرد. (کشف الغمه ،ج3 ،ص137)
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
احادیث کتاب #جهادالنفس شماره 84-4
8- باب وجوب فرمانبردارى از عقل و مخالفت نمودن با جهل و نادانى
در ادامه امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود: ... و هر چيزى مركبى دارد و مركب عقل تواضع و فروتنى است و براى نادانيت همين بس كه بر چيزى سوار شوى كه از سوار شدن بر آن نهى شدهاى...
جهاد النفس وسائل الشيعة / ترجمه افراسيابى، ص: 67
تبیین: سوار شدن بر مرکب، کنایهای به معنی انجام کار است؛ یعنی فرد صحیح نیست کاری که در شأن و جایگاه و تخصص او نیست را قبول کند.
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
واقعه طف
#کربلا از آغاز تا پایان
قسمت ۳۳
این حدسها چنین است که امام (ع) از عمر بن سعد خواسته تا هر دو سپاه را رها کنند و نزد یزید بروند! اما عمر بن سعد گفته است که ابن زیاد خانهام را منهدم میکند و املاکم را میگیرد. ابن اعثم گزارش مفصلترى آورده که در نهایت عمر بن سعد درخواست امام ع را در عدم جنگ با او نمى پذیرد و امام هم او را نفرین میکند. (130)
عمر بن سعد، بار دیگر خواسته امام یا خواسته ای به نقل از امام (ع) اما در واقع از خودش را به ابن زیاد منعکس کرد. از جمله آن که حسین حاضر است نزد یزید برود و با او بیعت کند یا به یکى از مرزها برود. متن نامه وى در منابع نقل شده و این که پس از طرح پیشنهادها نوشت: هذا لکم رضاً و للامّة صلاح.(131)(این سبب رضایت شما و اصلاح در امت اسلامی است)
ابن زیاد در حال پذیرفتن آن بود که شمر رأى او را زد و گفت: اگر حسین بن على از اینجا برود، به دست آوردن او دشوار است.(132) ابن زیاد سخن او را پذیرفت و شمر بن ذى الجوشن ضبابى را نزد عمر بن سعد فرستاد تا به حسین بن على(ع) بگوید: تنها راه، پذیرفتن حکم و فرمان ابن زیاد است. امام حسین(ع) از این سخن برآشفت و فرمود: أنزل على حکم ابن الزانیة؟ لا واللّه لاأفعل ، الموت دون ذلک و أحلى. (133)(آیا دستوری از فرزند زنی زانیه برایم آورده؟ بخدا قسم آن را انجام نمی دهم مرگ بهتر و شیرین تر است.)
ابن زیاد، به شمر گفت: اگر عمر بن سعد مصمم بر جنگ نیست، بگو تا کار فرماندهى را به تو بسپارد. (134)
130. الفتوح، ج 5، ص 164
131. تاریخ الطبرى، ج 5، ص 414
132. ترجمة الامام الحسین(ع) ص 69
133. الامامة و السیاسة، ج 2، ص 6
134. انساب الاشراف، ج 3، ص 182 ـ
183؛ تاریخ الطبرى، ج 5، صص 414 ـ 415؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، صص 97 ـ 98
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
#هنر_و_معارف
عنه عليه السلام: إنّما جُعِلَ الجَماعَةُ و الاجتِماعُ إلى الصَّلاةِ لكَي يُعرَفَ مَن يُصَلِّي ممَّن لا يُصَلِّي، و مَن يَحفَظُ مَواقيتَ الصَّلاةِ مِمّن يُضَيِّعُ، و لَو لا ذلكَ لَم يُمكِنْ أحَدا أن يَشهَدَ على أحَدٍ بِصَلاحٍ؛ لأِنَّ مَن لَم يُصَلِّ في جَماعَةٍ فلا صلاةَ لَهُ بينَ المُسلمينَ؛ لأنَّ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله قالَ: لا صَلاةَ لِمَن لَم يُصَلِّ في المَسجِدِ مَع المُسلمينَ إلاّ مِن عِلَّةٍ .[علل الشرائع : 325/1.] امام صادق عليه السلام: جماعت و اجتماع كردن براى نماز، بدين سبب قرار داده شده است تا نماز خوان از بى نماز باز شناخته شود، و معلوم گردد چه كسى نماز را به وقتش مى خواند و چه كسى آن را ضايع مى كند ؛ اگر نماز جماعت نبود، هيچ كس نمى توانست به صلاح و پاكى كسى شهادت دهد ؛ زيرا كسى كه با جماعت نماز نخوانَد، از نظر مسلمانان بى نماز است ؛ چه اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه بدون علت و عذرى نمازش را در مسجد با مسلمانان نگزارد نماز ندارد.
تبیین: هر کدام از اعمال دینی ممکن است دلایل بسیار زیادی داشته باشد. در برخی روایات دلایلی برای برخی اعمال دینی ذکر میشود؛ اما باید توجه داشت این تعلیلها، تنها علت تشریع این اعمال نیست. همانند این حدیث که حداقل میدانیم نماز در وهله اول برای دوری از شرک واجب شده است؛ اما در کنار فوائد اصلی میتوان مواردی چون تشکیل فرهنگ دینی و مشارکت همگانی و ارتباط مومنان و ... را نیز برشمرد.
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat
واقعه طف
#کربلا از آغاز تا پایان
قسمت ۳۴
تصمیم بر جنگ از عصر تاسوعا
شمر عصر روز پنج شنبه نهم محرم وارد کربلا شد (برخى جمعه را نهم محرم میدانند) و آخرین پیام ابن زیاد را به عمر بن سعد داد. (135) عمر بن سعد، شمر را به خاطر این اقدامش که رأى ابن زیاد را زده، سرزنش کرد و گفت: لایستسلم واللّه الحسین، به خدا سوگند حسین تسلیم نخواهد شد و حتما جنگ صورت خواهد گرفت. نه، من فرماندهى میکنم و تو فرمانده نیروهاى پیاده باش. (136) عمر بن سعد پیغام ابن زیاد را براى تسلیم محض شدن به امام حسین(ع) فرستاد و حضرت فرمود: و اللّه لا أضع یدى فى ید ابن مرجانة ابدا. (137) (به خدا قسم دست بیعت در دست پسر مرجانه نمی گذارم)
در این وقت شمر که از طایفه بنى کلاب بود ـ و ام البنین هم از همین طایفه ـ اماننامهای برای عباس و برادرانش آورد. عباس پاسخ داد: لاحاجة لنا فى أمانکم، أمان الله خیر من أمان ابن سمیة. (138) (احتیاجی به امان نامه شما ندارم. امان نامه الهي خیر من است نه امان پسر سمیه)
در نقلى دیگر آمده است که خود شمر اماننامه را به کربلا آورد و چهار برادر پاسخ دادند: لعنک الله و لعن أمانک، أتؤمننا و ابن بنت رسول الله لا أمان له. (139) (خدا تو را و امان تو را لعنت کند. آیا تو به ما امان میدهى و پسر دختر رسول خدا امان نداشته باشد.)
عصر تاسوعا ابن سعد سپاه کوفه را با فریاد یا خیل الله! ارکبى؛ای سپاه خدا سوار شوید! پس از نماز عصر به نبرد با امام حسین (ع) فرستاد. ملاقات عباس با دشمن همراه بیست نفر از سپاهیان امام (ع) از جمله زُهَیر بن قین و حبیب بن مظاهر صورت گرفت. شخصى به زهیر گفت: تو عثمانى مذهب بودى؟ زهیر گفت: البته من نامه ننوشتم، اما وقتى دیدم شما به او خیانت کرده، نقض عهد نموده و میل به دنیا پیدا کردید، وظیفه خود دانستم از او حمایت کنم و در حزب او قرار گیرم تا حقى را که شما از رسول الله (ص) ضایع کرده اید، حفظ کنم. (140)
135. ترجمة الامام الحسین(ع) ص 70
136. تاریخ الطبرى، ج 5، ص 416؛ الارشاد، ج 2، ص 89
137. تذکرة الخواص، صص 141 ـ 142
138. تاریخ الطبرى، ج 5، ص 415
139. انساب الاشراف، ج 3، ص 184
140. انساب الاشراف، ج 3، ص 184 ـ 185
احسان پورنعمان
درنگی بر فرهنگ
https://eitaa.com/ehsankhattat