این خانومه کیه تو عکسه که برا محبت کودکان کاره؟؟
🎼🎼🎼🎼🎼
بلاگری در اینستگرام هستن که کلیپ کمک به بچه های کار و تو صفحه شون پخش کردن و آقای یاسین و هم تگ کردن
دو کا شدنمون مبارک احسانیااااا❤❤❤❤❤ممنون از زحمات آمال جااننننن❤❤❤❤🙂🙂🙂
🎼🎼🎼🎼🎼🎼
بعلههه مبروک بر خانواده مون🤍
خواهش میکنم رفیق وظیفه ست🌱
https://eitaa.com/ehsanyasin/10590 آخ قلبم الهی وای چقدر قشنگ بود💔 چقدر دلم براش سوخت... دم آقای یاسین گرم💗💗 انقدر ناراحت شدم که حاضرم هر چیزیمو بدم که اون خوشحال بشه❤💜
🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
خیلی ناراحت کننده بود.....
امیدواریم دل اون کودک شاد بشه🤍✨
آمال جانم دو کا شدنمون و تولد کانال مبارک باشه❤❤🙂خوشحالم که توی این یکسال خوش درخشیدی💛!قطعا لطف خدا هم بی نصیب نبوده.ممنونیم از زحمات تو و تمامی ادمین هایی که توی این یک سال تلاش کردن🙂😉موفق باشی.و من الله توفیق:)
🎼🎼🎼🎼🎼🎼
خیلی ممنونم رفیق🌺❤️
قطعا تلاش همه ی رفقامون بوده🎵
آقایی مرادی متولد چه سالی هستن؟
🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
تا جایی که میدونم ۲۹ سالشون بود
سلام کلاس تدریس خوانندگی دارید چطور میشه مطلع شد
🎼🎼🎼🎼🎼
سلام و ادب
فعلا که آقای یاسین در این باره اطلاعی و...ندادن
اگه قرار باشه احیانا کلاسی برگزار بشه ما اطلاع میدیم
https://eitaa.com/ehsanyasin2/3632 بله بله...😂 چطور مگه...؟!😎😅 پ.ن : پیام قبلی صرفا یه #شوخی_طوری بود...😂😁🙃
🎼🎼🎼🎼🎼🎼
موفق باشید 😂✨
بدید❤️✨ و اینکه، خوشحال میشم نظرتون رو راجع به ایده ی آخر پیامم بدونم🦋 ادامه ی داستان : "خدا" که تمامِ مدت صبر کرده بود تا دختر کوچولوی قصه ی ما همه ی حرفاشو بزنه... لبخندی زد و گفت : گریه نکن عزیزِ دلم...😍🍃 تو که می دونی من نمی ذارم تو و عروسکت تنها بمونید...⭐️ لازمم نیست همه ی اسباب بازی خوشگلات، حتی اون گیره سر صورتیه که خیلی دوسش داری رو بدی تا عروسکت دوباره برگرده پیشت...😘 تو که می دونی من چقدر تو و عروسکتو دوست دارم و نمی خوام ناراحتی تونو ببینم...🌈 خودم برات پیداش می کنم قربونت برم...💜🌙 فقط تو دیگه گریه نکن...😇 دخترک که سکوت کرده بود و شنیدن صدایِ "خدا" باعث شده بود گریه کردن یادش بره و داشت با دقت به حرفایِ "خدا" گوش می داد، با شنیدن این حرف از خوشحالی جیغی کشید و گفت : راست میگی "خدا جونم"...؟!😍😍😍 یعنی واقعا عروسک خوشگله ی من برمیگرده پیشم؟؟؟🙃😍😊❤️
🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
ادامش پیام بعدیه رفقا👇🏼😍
و همینطور که بالا و پایین می پرید...😉 "خدا" لبخندی بهش زد و گفت : مطمئن باش عروسکتو زودِ زودِ زود برات پیدا می کنم...🦋 فقط کافیه به اندازه ی یه بار خوابیدن و بیدار شدن منتظر بمونی عزیزم... : ) ^-^ 💐🌿🌱💫✨🌙❤️😇 و دختر کوچولویِ قصه ی ما... همون جا تو "آغوشِ خدا" خوابش برد...🌙⭐️ تا وقتی چ***و باز می کنه، اولین چیزی که می بینه، "خدایی" باشه که داره عروسکشو با "لبخند" می ذاره تو بغلش...🌙❤️ بعد از دیدن کلیپ گوشه ی شهر و کار دلی آقای یاسین... ایده ی این داستان اومد توی ذهنم...☺️ با اینکه شاید خیلی ساده باشه... اما یه حس گوگولی و قشنگ توش داره که روح و روان آدمو قلقلک میده...!😅🙃😊❤️🌹✨ بعد از نوشتنش، ایده ی ساختن یه کلیپ از روی همین "داستان کوتاه" هم سُر خورد اومد سمت ذهنم و بدجوری مشغولم کرد...🙂 حالا اگر از داستان خوش تون اومد، بفرمایید، که راجع به ایده ی ساخت کلیپ با هم صحبت کنیم😍😇❤️
🎼🎼🎼🎼🎼
بسیار دلنواز بود داستان دختر کوچولوی ما🥺🤍🙈
بله بله حتما ایده ی خیلی خوبیه
سلام وقت بخیر. اگه میشه لینک ناشناس خود آقای یاسین رو در کانال قرار بدین
🎼🎼🎼🎼
سلام و ادب
نمیدونم هنوزم آقای یاسین فعال هستن تو این ناشناس یا نه.
https://abzarek.ir/service-p/msg/1226259