او رفت و همراه خود تمام مرا برد.
خنده های از ته دلم را برد!
رویا های مرا برد!
روز های شاد مرا برد!
زندگی ام را برد!
خودش را برد!
قلب مرا برد!
روح مرا هم برد!
بله او تمام مرا برد و نمیدانم چرا پس نمی دهد؟!
کاش یک روز بیاید و به بهانه پس دادنشان من او را برای آخرین بار ببینیم. حداقل این بار می دانم که این آخرین دیدار و آخرین خداحافظیاست:)))))
_ جمله ای از دلِ تنگِ من
گاهی یهویی دلِ آدم میخواد بره یه جایی که هیچکس پیداش نکنه و فقط راجب اون موضوع گریه کنه...
پناهِ احساس؛
می دانی چند روز است که با من انجا نبودی؟! حالا دیگر خیلی میگذرد، حسابش از دستم در رفته است!) - جمله
هربار که آنجا میرویم تو را جای آن آدمهایی که آنجا اند تصور میکنم و بغض امان نمیدهد اما هربار آن را خفه می کنم ولی دلم میخواهد آنجا به یاد تو فقط زار بزنم و گریه کنم!؛
میدانی؛ هیچکس برای من؛ تو نخواهد شد!
_ جملهی خودم
پناهِ احساس؛
هر جاییهارو تحویل نگیر هر جایی نرو شان داشته باش! _ شایع
اهمیت نداره از کی حرف میشنوی
بی اهمیت به همه شک داشته باش!
_ شایع
هم دلتنگ آنها هستم و هم دلم نمیخواهد که برگردند!
دلتنگم برای روز هایی که قبل از قطع ارتباط داشتیم!
و دلم نمیخواهد برگردند برای روزهایی که بعد از قطع ارتباط داشتیم!؛ راستش آن روز ها باعث شدند که از آنها دل سرد شوم:((((
پی نوشت: لطفا وقتی با کسی قطع ارتباط میکنین؛ تمام تصورات اون فرد راجب خودتون رو بهم نزین!
_ جمله ای از منِ دلسرد
پناهِ احساس؛
اگه پیدات کنم؛ یه روز دورت میدوم مرکز کل جهانو خودت می کنم! _ ناجی
منی که لحظه های خوشت میشدم
الان معذرت اگه گاهی پُرِت میکنم!
_ ناجی
پناهِ احساس؛
اهمیت نداره از کی حرف میشنوی بی اهمیت به همه شک داشته باش! _ شایع
بر میاد همه چی از همه
شیر حلال نخورده هر طفلی دهنش که!
_ شایع