پناهِ احساس؛
به من زد هر فکری صدمه ایده های نوُم شد زیر ذهن عقبت؛لِه _ شایع
استرس دارم از همه بابت
حس می کنم لا آشناها سر کارم
_ شایع
پناهِ احساس؛
منی که لحظه های خوشت میشدم الان معذرت اگه گاهی پُرِت میکنم! _ ناجی
منی که میدونی حالم چطوره
تو میدونی که خنده هام واقعا دکُوره!
_ ناجی
بعضی آدما ی کارایی میکنن که تو نه ازشون ناراحت میشی نه متنفر میشی،فقط به یه نقطه خیره میشی و با خودت میگی:'واقعا نمیفهمه؟'
پناهِ احساس؛
منی که میدونی حالم چطوره تو میدونی که خنده هام واقعا دکُوره! _ ناجی
منی که چشام میگرده دائما
تا برسه به نور؛ اما بازنده شده
_ ناجی