𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪
Part:¹¹
دیآنآ:ساعت ³ شب بود حالم بد شده بود قرص خوردم و رفتم که بخوابم اما خوابم نبرد نشستم رو کاناپه و گوشی گرفتم دست و اصلا نمیدونم کی خوابم برد
حآمی:بلند شدم دیآنآ روی کاناپه خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم رفتم دوش گرفتم یه چیز خوردم دیدم دیآنآ بیدار شد
دیآنآ:کجا میری عشقم؟
حآمی:میرم پیش شروین نفسم
دیآنآ:باش زود بیا
حآمی:چشم
دیآنآ:حآمی رفت چند دقیقه بعد میخواستم زنگ بزنم به رهآ که بیاد اینجا اما یکی در زد رفتم ببینم کیه
مهدی:تو باید مال من بشی نه اون حآمی عو///ضی
دیآنآ:دهنتو ببند گم//شو بیرون تا جیغ نزدم داشت میومد جلو و من میرفتم عقب
حآمی:وسط راه بودم که یهو یادم اومد گوشیمو نبردم برگشتم خونه
دیآنآ:مهدی خیلی بهم نزدیک شده بود انقدر رفتم عقب که خوردم به دیوار
مهدی:خانم گرفتمش حآمی خونه نیست
نازنین(دخترعمو حآمی):الان میام رفتم سمت خونه حآمی
نازنین:یه اسلحه به مهدی دادم بکشش(داد)
دیآنآ:از خونه من برید بیرون(داد)
حآمی:اومدم خونه دیدم صدای جیغ دیآنآ میاد سریع رفتم بالا دیدم همون پسره میخواست پناهو بکشه دیدم نازنینم اونجاست از پشت پرتش کردم اسلحه شو گرفتم کشتمش و نازنینم پرت کردم بیرون
حآمی:دیآنآ خوبی؟😥
دیآنآ:حآمی حالم بده🤢
@Ehsghnimehtamam
𓆩♡𓆪𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎𓆩♡𓆪
1- شارژ ندارم🦦💔 2- گوشیم شارژ نداره
خب تند تند پارت میده که وا😒😂