𓆩♡𓆪𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎𓆩♡𓆪
نینی پارتو بده دیگه ஜ میرم تایپ کنم👀✨️
نینی،عشقم،عزیزدلم،عزیزم نگید بهش مامانش غیرت داره روش!!(مامانش؟من)
داشتم پارت تایپ میکردم یه مشکلی پیش اومد دوباره اومدم تایپ کنم مامانم گفت بیا ناهار بخور شرمنده الان ۲ پارت تقدیمتون میکنم🦦🎀✨️
𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪
Part:⁷
حآمی:عشقمممم😥
دیآنآ:چیشده؟😦
حآمی:بغلت نکردم😂
دیآنآ:اععع ترسوندیم
حآمی:یچیز دیگه هم میخواستم بگم
دیآنآ:بگو
حآمی:فردا باید بریم خونه مامان و بابام
دیآنآ:باش
حآمی:شب بخیر
دیآنآ:شبت بخیل
دیآنآ:حآمی بیدارشوووووو
حآمی:بیدارمممم
دیآنآ:آماده شو بریم
حآمی:باش رفتم دوش گرفتم لباسامو پوشیدم ادکلن زدم
دیآنآ:یه میکاپ ساده کردم لباسامو پوشیدم عطر مو و ادکلنم رو زدم
حآمی:عشقم آماده ای
دیآنآ:آره بریممم
رسیدن...
لیلا(مادر حامیم):سلام عروس قشنگم سلام پسرم
دیآنآ:سلام مامان سلام بابا جون
حمید(پدر حآمی):سلام(سرد)
حمید:پسرم بیا توی اتاق
حآمی:چشم
حمید:باید با دختر عموت ازدواج کنی
حآمی:ولی من زن دارم!
حمید:خب طلاقش بده
حآمی:اصلا چرا باید با اون ازدواج کنم
حمید:عموت یه پول خیلی زیادی به من داد و الان نمیتونم بهش بدمش گفت یا پولشو بدم یا تو با دخترش ازدواج کنی
حآمی:هوففف
حآمی:دیآنآ بلند شو بریم خونه(یکم بلند)
دیآنآ:باش
لیلا:حالا میموندین
حآمی:نه دیگه میخوایم بریم
لیلا:حداقل وایسین تا جانا بیاد
حآمی:باید بریم(عصبانی)
دیآنآ:حآمی چیشده؟
حآمی:دهنتو ببند
دیآنآ:با حرفش بغض کردم سعی کردم گریه نکنم
حآمی:باید بریم محضر طلاقت بدم
@Ehsghnimehtamam
𓆩♡𓆪𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎𓆩♡𓆪
𓆩♡𓆪 𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉 𝑵𝒊𝒎𝒆𝒉 𝑻𝒂𝒎𝒂𝒎 𓆩♡𓆪 Part:⁷ حآمی:عشقمممم😥 دیآنآ:چیشده؟😦 حآمی:بغلت نکردم😂 دیآنآ:اععع ترسوندیم ح
عوااا حامیییی
زنتهههه هاااااا
عالی بود🥲🛐✨