تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که میرفت مرا هم به دل دریا برد
-علامه طباطبایی
حالا که یکسال میگذرد از روزی که تو مرا انتخاب کردی، اسمت را کنار اسم خودم دیدم و یقین کردم قبول شدم...
انتخابی که برای خودت کردم
نه برای تایید مردم
نه برای هیچ چیز دیگر
نگذاشتم رتبهام باعث شود تو را از من بگیرند
هرچند دیگران میگفتند برو فلان رشته
اما درون من گواهی میداد
من آدم هیچ رشته ای جز تو نبودم
َ"علوم قرآن و حدیث... 🫀"
یکسالی که بر من گذشت پر از خوف و رجا و لبخند و اشک بود
اما گذشت
این نیز میگذرد
و چیزی که باقی میماند، نور هایی است که از اعمال خدایی مان تولید شده. کاش از آنها باشیم! و ای کاش نباشیم از آنهایی که عمری برای غیر تو دویدند و خسته و درمانده شدند و هیچ چیز برایشان نمانده...!