بچه که بودم فکر میکردم تنهایی
یعنی وقتایی که کسی خونه نیست؛
بزرگ که شدم فهمیدم..
حتی وسط مهمونی هزار نفرم
میشه تنها بود :)
تا وقتی تو بودی ایرپادم همیشه بغل تختم بود تا ویساتو باز کنم ..
حالا یه چند سالی میشه که شارژ نداره و تو کشو داره خاک میخوره .
دل من لک زده تا کنج گوهر شاد گریه کنم ...
دو قدم بگویم یا رضا ؛ دو قدم زار زنم از ته دل :)