درد فقط اونجا که شایع میگه:
چی تو گوشِت خوندن که چِشت منو ندید؟
که قید منو زدی:)؟
دیدم که از دستت عصبانی نیستم.
دلشکسته نیستم،قهرنیستم.
خلاصه اینکه من با تو دیگر ″هیچ″ نیستم .
شب اینجوریه که انگار بهت میگه :
ممنون از اینکه ما روز قوی بودی ، حالا وقتشه نقاب قوی بودنتو برداری و با خستگیات بخوابی ...
یه روزی دلت تنگ میشه برام
با خودت میگی:عصبانی میشد
حسودی میکرد
قهر میکرد
زیاد سوال میپرسید
ولی منو خیلی دوست داشت .
اولین بار که تو را دیدم ، زخمی داشتی که از دیگری بود
من تو را با زخم هایت دوست داشتم :)