#ناشناس
+من درب باب الجواد برام یکجوره دیگه اس
ما مشهدی ها وقتی خیلی کارمون گیرمیکنه..از سمت باب الجواد که میریم بی برو برگرد امام رضامان ما رو دست خالی برنمگردونه
_چقد قشنگ گفتش
-عِــینْطاٰء-
+لحظه تحویل سال چی از خدا میخواین؟ _من هیچی نمیتونم بخوام.چون فک کنم اون موقع خوابم.ولی اگه بخوام ب
یادتونه یه روز گفتم دوس دارم یه کتابفروشی داشته باشموو ...؟!
همه اون آرزوها کنکله(:
میخوام برم تو یه روستا
که تاخونه مامانم پنج دقیقه بیشتر فاصله نداشته باشه
یه آغول درست کنم
توشو پرگوسفند کنم
هرکی ام کارم داشت قراربذارم دم آغول
همونجا با رفیقام گپ بزنم
صحبت کنم
بحثای سیاسی و اجتماعی
هردو دقیقه یه بارم گوسفندام به نشانه ی تایید حرفام باهم دسته جمعی یه بِععع بکنن
مشهد که نرفتیم
خدایا اینو برامون برآورده کن:::
@ein_ta
یکی از خوشی های دنیا اینه که خدا چارتا رفیق بذاره جلو پات که خیلی زِرِیْلی باشن
حالا زریلی ینی چی؟!
اونیه که برنامه ی هیئت های شهرو بدونه
بعد یه جوری تو هیئت میره که پنج دقیقه بعدش شام بدن
امشبم همینطور شد
به صورت ناشناس با بچه های مسجد رفتیم تو یه هیئت
دودقیقه بعدش شام دادن😅
سخنرانی و روضه هم گوش ندادیم🧑🦯
هیچی دیگه
اومدیم خونه یکی از بچه ها
داریم بعد چند وقت دلی از عزا در میاریم
@ein_ta
#این_داستان_ادامه_دارد