هدایت شده از تبلیغات انصار💛
#دختری_که_گیر پسری... 🔞👇🏾
بلاخره بعد کلی دعوا#کتک تونستم پدرم را راضی به #ازدواج با حسین بکنم💓
روز عقدم اخرین باری بود که صورت #مهربون پدرم دیدم💔
آمد جلو بهم گفت: خودت همه چیو خراب کردی، و #رفت...😔
برام مهم نبود چون کسی که فکر میکردم #عاشقمه کنارم بود😞💔 بعد از عقد به سمت #هتل رفتیم تا شب خوبی باهم بگذرونیم امان از اون #شب که روزگارم #سیاه شد🖤
بعد از اینکه به هتل رفتیم وارد #اتاق شدیم با دیدن چیزی که جلو چشمام بود😭😖
شوکه #جیغی کشیدم خواستم فرار کنم💔
حسین منو محکم از #موهام گرفت و ...❌
#ای_کاش_زمان_به_عقب_میگذشت_من این صحنه رو نمیدیدم...❌😱
https://eitaa.com/joinchat/4010148020C69aee91fc0
🔰دوستان سنجاق شده👆🏾
#سرگذشتی_عجیب😳