eitaa logo
اختباس |میلاد خدائی|
2.3هزار دنبال‌کننده
629 عکس
458 ویدیو
56 فایل
اخبار دقیق و تحلیل‌های اختصاصی متمرکز بر «برنامه دشمن» «آرمان‌گرایی» در عین تحلیل پدیده‌ها از دریچه «واقعیت» دکتر میلاد خدائی | معلم دانشگاه ارتباط و ارسال نظرات: @sedmilad
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘آمریکا از صبح امروز ۳ نفتکش ایرانی را مورد اصابت قرار داده است. این اقدام چه پیشینی باشد و چه پسینی (یعنی در واکنش به حملات ایران)، بدون پاسخ نمی‌ماند. مهم‌تر اینکه ظاهراً معادله‌ی فعلی حاکم بر جنگِ معلق، مورد قبول هیچ‌کدام از طرفین نیست. اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘محاصره راهبرد دشمن است؛ ایران چگونه باید از تله دشمن خارج شود؟ اختباس: در تحلیل دیروز فارین‌اِفِرز، «جیمز جفری» در مورد یک نکتهٔ کلیدی صحبت کرده؛ اینکه مسیر محاصرهٔ ایران، برای آمریکا «کم‌هزینه و پُربازده» است و می‌تواند در نهایت به یک پیروزی راهبردی برای واشنگتن منجر شود. اما جفری هم‌زمان یک نگرانی جدی را گوشزد می‌کند: احتمال تشدید تنش از سوی ایران، پیش از پایان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا. ▪️جفری می‌گوید که باید ایران را از گزینهٔ تشدید تنش ترساند و هرگونه اقدام ایران را با «پاسخ ویرانگر» تلافی کرد تا تهران اساساً به سمت شکستن وضعیت موجود نرود. این همان الگوی بازدارندگیِ رسانه‌ای_عملیاتی است که در ادبیات امنیتی آمریکا با عنوان Deterrence Signaling شناخته می‌شود. ▪️جفری تأکید می‌کند که «آمریکا باید در بن‌بست بازی کند»؛ یعنی همین وضعیتی که اکنون شکل گرفته: بستن تنگه از سوی ایران و محاصرهٔ دریایی ایران از سوی آمریکا. از نگاه او، هزینهٔ این بن‌بست برای آمریکا کمتر است و زمان به نفع واشنگتن می‌چرخد؛ بنابراین حفظ وضعیت موجود، به خودی‌خود یک راهبرد است و نه یک ناتوانی... ▪️بزرگ‌ترین تهدید برای این راهبرد، بن‌بست‌شکنی از سوی ایران است؛ یعنی همان گزینهٔ تشدید تنش. جفری هشدار می‌دهد که اگر تهران تصمیم بگیرد این بن‌بست را بشکند، کل معماری بازدارندگی آمریکا فرو می‌ریزد و واشنگتن ناچار می‌شود وارد چرخه‌ای از پاسخ‌های پرهزینه شود؛ چرخه‌ای که در آستانهٔ انتخابات، مطلوب آمریکا نیست. اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘اختباس/ ۱: در هفته‌های اخیر، «ونس» دو گزاره‌ی تازه و بسیار مهم را وارد ادبیات سیاسی_امنیتی آمریکا کرده است؛ گزاره‌هایی که اگرچه در ظاهر پراکنده‌اند، اما در عمل دو ضلع یک پروژه‌ی واحد را شکل می‌دهند: 1⃣ خرابکاری در ایران به‌عنوان بخشی از پروژه‌ی فشار اقتصادی 2⃣ سخن گفتن از آخرالزمان و مبارزه با دجال ▪️گزاره‌ی نخست، یعنی احتمال خرابکاری، با توجه به ضریب نفوذ موساد در ایران و وضعیت دستگاه‌های اطلاعاتی که هنوز در مرحله‌ی «چابک‌سازی» قرار دارند! از منظر عملیاتی دور از دسترس نیست. خرابکاری در نقاط حساس، می‌تواند حتی در سطح خود، معادله‌سازی کند و فضای اقتصادی_روانی کشور را دچار نوسان نماید. این همان نقطه‌ای است که باید برای آن معادله‌ی جدید ترسیم کرد. ▪️گزاره‌ی دوم، یعنی ورود به ادبیات آخرالزمانی و دجال‌محور، بخشی از همان الگوی فشار روانی_هویتی است که جریان‌های سیاسی آمریکا برای بسیج پایگاه اجتماعی خود استفاده می‌کنند. این ادبیات، در ظاهر مذهبی است اما در عمل، کارکرد امنیتی دارد: ایجاد دوگانه‌ی خیر_شر و مشروعیت‌بخشی به تروریسم. معادله مقابله ایران؟ مواجهه‌ی درست با سناریوی خرابکاری، باید در سطح معادله‌سازی متقابل باشد. به بیان دقیق‌تر، به ازای هر خرابکاری، باید اقدامی معادل و اثرگذار بر روند اقتصاد جهانی و امنیت منطقه‌ای طراحی شود؛ اقدامی که غیررسمی باشد، زیر آستانه‌ی جنگ گسترده تعریف شود، و پیام خود را بدون ورود به درگیری مستقیم منتقل کند. این الگو، هم بازدارندگی ایجاد می‌کند، هم هزینه‌ی خرابکاری را برای طرف مقابل بالا می‌برد و هم اجازه می‌دهد ایران بدون ورود به جنگ، معادله‌ی جدیدی را بر منطقه تحمیل کند. اما آیا می‌شود پا را یک گام فراتر گذاشت؟ اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘اختباس/ ۲: بحث به اینجا ختم شد که آیا می‌شود پا را یک گام فراتر گذاشت؟ یعنی چه؟ یعنی نامعادله ساخت! بله و باید! بله می‌شود نامعادله ساخت و البته باید نامعادله ساخت. العین بالعین (چشم در مقابل چشم) یک رویکرد منسوخ است. سر در مقابل چشم، پذیرفتنی است. مقدمه چیست؟ تغییر دکترین؛ که در فرامین ابلاغی رهبر عزیز انقلاب به نیروهای نظامی بر آن تصریح شده و بر تغییر راهبرد نظامی کشور از دفاعی به تهاجمی تاکید شده است. اما چطور باید نظم سنتی دعوا‌ را به هم زد و نامعادله ساخت؟ باید از اسرائیلِ مارس ۲۰۲۴ (فروردین ۱۴۰۳) یاد گرفت! بازی «مرد دیوانه» کرد... بازی «مرد دیوانه» یعنی اختلال در هندسه‌ی دعوا! اسرائیل در مارس ۲۰۲۴ سقف را شکست، حالا ایران باید زمین را عوض کند. این همان نقطه‌ای است که نامعادله می‌سازد و ایران را از سطح واکنش به سطح تعریف صحنه ارتقاء می‌دهد. اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘اختباس ۳/ نامعادله یعنی طرف مقابل انتظار «پاسخِ پیش‌بینی‌شده» دارد، اما ایران «صحنه‌ی پاسخ» را عوض می‌کند. این یعنی همان که می‌گوییم «کانتکس» را تعریف کنیم، زمین‌بازی را طراحی کنیم. یعنی تهدید در یک نقطه صادر می‌شود، اما پیامد در نقطه‌ای ظاهر می‌شود که طرف مقابل حتی در مدل‌های امنیتی‌اش برای آن «امکان تحلیل» ندارد. یعنی چه که امکان تحلیل ندارد؟ یعنی نه سناریو دارد، نه برآورد و نه مسیر تصمیم‌گیری! پس ضربه باید به‌نحوی طراحی شود که نه در امتداد تهدید، بلکه در امتداد ضعفِ پنهان طرف مقابل فرود آید. در این سطح، راهبرد دعوا می‌شود: «اختلال در نظمِ مورد نظر و نیاز آمریکا» اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
هدایت شده از اختباس |میلاد خدائی|
🔘جنس جنگ آینده با جنگ ۴۰ روزه متفاوت است. جنگ فراگیر؛ نه به آن معنا! جنگ پینگ‌پنگی، تشدید تصعید و سلاح‌های نامتعارف؛ آری در مرحله جدید جنگ احتمالی، دشمن با به‌کارگیری اصل «النصر بالرعب» تلاش می‌کند سطح جنگ را بالا ببرد تا برای مردم و مسئولان ایرانی «تصویر شکست» بسازد. اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘حالا نوبت اِسکات بِسِنت است! ▪️ترامپ: سوال اصلی این است که «مردم ایران کی قیام خواهند کرد؟» ▪️بسنت: هدف اصلی آمریکا، ایجاد آشوب در ایران است. آنچه می‌دانیم، تلاش آمریکا برای اثرگذاری بر محیط داخلی ایران و نقش محوری وزیر امور خزانه‌داری آمریکا در این پروژه است. فارغ از توان اقتصادی، دیپلماتیک و حقوقی آمریکا، اما نقش عملیات روانی در این ماجرا خیلی پررنگ است. صنعت پروپاگاندایی که آمریکا از آن برخوردار است، چند برابر توان روی‌ زمین آمریکاست. به یک معنا، مکانیزم دشمن برای ایجاد التهاب اقتصادی در داخل، ۳۰٪ اقتصادی و ۷۰٪ رسانه‌ای_روانی است! این نکته یعنی التهابات اقتصادی الزاماً برآمده از مولفه‌های اقتصادی نیست؛ بلکه جامعه، از اخبار اینکه «مشکلات اقتصادی دارد می‌آید» تاثیر می‌پذیرد و به استقبال «مشکلات اقتصادی» می‌رود. به عنوان مثال، انتظار دلار ۳۰۰ هزار تومانی، معادله‌ی خرید_فروش را به هم می‌زند و این تغییر معادله و هجوم خریدار و خساست فروشنده، دلار ۳۰۰‌تومانی می‌آفریند! این خودِ خودِ «جنگ شناختی» است. این طراحی را رهبر عزیز انقلاب به‌خوبی متوجه شدند و برای همین، در پیام اخیر بر ضرورت بازگو نکردن مداوم مشکلات اقتصادی کشور توسط مسئولان تاکید کردند و فرمودند «مشکل را باید حل کرد نه صرفاً مطرح!» برگردیم به بِسِنت! آقای وزیر! چنان‌که پیشینیان تو از کارتر و ریگان تا این آخری‌ها، مایک‌پمپئو و جان‌بولتون و رابرت‌مالی و استیوویتکاف و جردکوشنر و پیت‌هگزت، شکست خوردند و راه به جایی نبردند، حالا نوبت توست که به مردم ایران ببازی! اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
اختباس |میلاد خدائی|
🔘حالا نوبت اِسکات بِسِنت است! ▪️ترامپ: سوال اصلی این است که «مردم ایران کی قیام خواهند کرد؟» ▪️بسنت
🔘 آیا می‌دانستید اسکات بسِنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا _همان چهره‌ی محوری برنامه‌ی «خشم اقتصادی» ترامپ علیه ایران و امّید تازه‌ی سلطنت‌طلب‌ها برای براندازی_ دقیقاً مثل امّید قبلی‌شان، رضا پهلوی، گرایش جنسی مشابهی دارد؟ و جالب‌تر اینکه باز مثل رضا پهلوی، در همان نقشِ بانو قرار می‌گیرد[😅]؛ یعنی هر دو این بزرگواران از اینکه سمت پذیرنده‌ی رابطه باشند، ابایی ندارند و حتی خوشحال هم می‌شوند…🤦‍♂ یعنی خداوکیلی شانس جمهوری اسلامی را ببین! از دشمن هم بهره‌ای نبرده! یک مشت بچه......😂 *تصویر از: اسکات بسنت و شوهرش😂 اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘ایران در حال پیش‌نمایش توان جدید خود در «غرق کردن ناو آمریکایی» است. اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘سه اهرم و یک‌ شبح/ اپیزود اول اختباس: ترامپ در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، دستکم از سه اهرم قدرتمند برخوردار است: 1⃣ کاستن‌ از توان نظامی از طریق حملات هوایی و ضربات نقطه‌زن؛ 2⃣ کاهش منابع اقتصادی با محاصره دریایی و محدودسازی صادرات و واردات؛ 3⃣ افزایش هزینه‌های مالی و اقتصادی از طریق تحریم‌های فراگیر و فشار بر نهادهای کلیدی. بکارگیری همزمان این سه اهرم، می‌تواند جمهوری اسلامی را تضعیف و فرسوده کند؛ ولی در این معادله، یک حلقه مفقوده اساسی وجود دارد: سازوکار مشخصی که بتواند «فشار» را به «تغییر تصمیم سیاسی» در تهران تبدیل کند. می‌خواهم‌ بگویم، اگر استراتژی واشنگتن صرفاً بر «قدرت هوایی»، «محاصره دریایی» و «فشار اقتصادی» استوار باشد، نمی‌توان آن را شیوه‌ای کارآمد برای تغییر رفتار یا تغییر نظام برشمرد. یعنی بدون یافتن این حلقه مفقوده، فشار حداکثری به «بقای شکوهمندانه» نظام خواهد انجامید، نه به «تسلیم» آن! اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘سه اهرم و یک شبح/ اپیزود دوم کودتا اینجا موضوعیت پیدا می‌کند. ماموریت کودتا، تبدیل فشار نظامی و اقتصادی به دستآورد سیاسی است. حالا بهتر می‌شود فهمید کارگزاران کودتا چه می‌خواهند و چه می‌کنند. ضمناً من کودتا را محصور در حلقه‌ی اصلاحات و ظریف و روحانی نمی‌بینم. این قرائت‌های رسانه‌زده و قدرت‌ساخته را دور بیندازید... اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas
🔘سه اهرم و یک شبح/ اپیزود سوم اختباس: جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با ایالات متحده، دست‌کم از ۳ اهرم پایدار و ساختاری برخوردار است؛ اهرم‌هایی که برخلاف ابزارهای مقطعی واشنگتن، ریشه در ساختار اجتماعی_سیاسی ایران دارند و به همین دلیل، فرسایش‌پذیر نیستند: 1⃣ اهرم عمق منطقه‌ای و شبکه‌ی نفوذ: ایران در چهار دهه گذشته، یک شبکه‌ی چندلایه از روابط، پیوندها و ظرفیت‌های منطقه‌ای ساخته که در لحظه‌های حساس، می‌تواند معادلات امنیتی را دچار تغییر کند. این شبکه، هزینه‌ی هر فشار آمریکا را بالا می‌برد و دامنه‌ی پیامدها را برای واشنگتن غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی آمریکا «شبکه‌ی تهدیدات پراکنده» نامیده می‌شود. 2⃣ اهرم ژئوپلیتیک انرژی و موقعیت جغرافیایی: ایران در نقطه‌ی اتصال سه کریدور انرژی قرار دارد؛ هر نوسان در پیرامون ایران، می‌تواند بر قیمت جهانی نفت و گاز اثر بگذارد و اقتصاد آمریکا را در دوره‌های حساس سیاسی تحت فشار قرار دهد. این اهرم، یک ابزار تاکتیکی نیست؛ یک متغیر ساختاری است که واشنگتن ناچار است همیشه آن را لحاظ کند. 3⃣ اهرم تاب‌آوری اجتماعی_سیاسی: ساختار سیاسی ایران در چهار دهه گذشته نشان داده که فشار اقتصادی، لزوماً به تغییر تصمیم سیاسی نمی‌انجامد. جامعه‌ی ایران، برخلاف مدل‌های کلاسیک تحلیل غربی، دارای یک تاب‌آوری اجتماعی_ایدئولوژیک است که فشار را هضم می‌کند! اما در این معادله، یک شبح وجود دارد؛ شبحی که برای آمریکا نگران‌کننده‌تر از هر ابزار دیگر است: شبح بسیج ایدئولوژیک! این شبح، همان توان بسیج‌کنندگی بالا، ظرفیت مکتبی گسترده و امکان فوق‌العاده‌ی خودترمیمی در ساختار جمهوری اسلامی است. ایران در لحظه‌های بحران، قادر است نیروهای اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی را حول یک محور واحد بسیج کند؛ محوری که از جنس «ایدئولوژی»، «هویت» و «امنیت ملی» است. این توان بسیج، یک پدیده‌ی اجتماعی است که می‌تواند فشار خارجی را به انسجام داخلی تبدیل کند! یعنی فشار را مهندسی معکوس کرده و بازسازی هویتی می‌کند! این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به آن «خودترمیمی ساختاری» گفته می‌شود؛ توانایی نظام برای بازسازی انسجام، بازتعریف تهدید و تبدیل فشار به مقاومت... اختباس؛ جدال و روشنگری https://eitaa.com/ekhtebas