eitaa logo
علم دینی
153 دنبال‌کننده
373 عکس
16 ویدیو
26 فایل
بررسی و تبیین نظریه های علم دینی با رویکرد تمدن اسلامی توسط اساتید در این عرصه جهت ارتباط با مسئول کانال 👇 @Iman1404
مشاهده در ایتا
دانلود
9.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ تا بگیرد زندگانے ام صفا،گفتم حسین با همہ بے بندوبارے بارهاگفتم دست هایم راگرفتے هرڪجا خوردم زمین تا نهادم دسٺِ خود را روے پا گفتم حسین 🌷 🆔 @elmedeeni
🔴مقایسه تطبیقی دیدگاه فلسفه علمی توماس کوهن و شهیدصدر 📎در ابتدای دهه شصت قرن بیستم دو کتاب باعنوان «اقتصادنا»(1960-61) و «ساختار انقلابهای علمی»(1962) با فاصله زمانی اندکی از دو اندیشمند با نام‌های سیدمحمدباقر صدر(‌1980م) و توماس ساموئل کوهن(‌1922م) منتشر شد، که هر دو نقش بسیار مهمی در جریان شناسایی "علم" دارند. این دو کتاب پس از انتشار به‌سرعت وارد جامعه شدند، اما از نظر اجتماعی و اثرگذاری، با استقبال و نحوه فهم متفاوتی روبرو شدند. ‌ دیدگاه پارادایمی کوهن صرفاً بر علوم طبیعی تمرکز دارد. مؤلفه‌های اصیل در علوم انسانی در این نگاه فلسفه علمی قابل توضیح نیست، اما این کتاب بهسرعت بهعنوان کتاب فلسفه علمی مورد استقبال قرار گرفت و با اینکه دیدگاه موجود در آن بر جریانات علوم انسانی تطبیق نشده بود و علوم انسانی/اجتماعی نقش بسیار کمرنگی در آن داشت، اما واژه "پارادایم" به‌سرعت به حوزه علوم انسانی و اجتماعی وارد شد. از این دوره به‌بعد، تبیین مسائل علوم انسانی تحت این دیدگاه یا حداقل متأثر از آن صورت می‌گرفت. باوجود اینکه این توسعه معنایی، از دیدگاه کوهن چندان مورد پذیرش نبود، ‌در دوره پساکوهنی کاربرد واژه پارادایم بعد از تغییرات محتوایی، در تعبیر پارادایم‌های علوم انسانی و اجتماعی رایج شد. 📎باوجود اینکه اقتصادنا دستکم یکسال زودتر از اثر کوهن منتشر شد و بر علوم انسانی متمرکز بود، وجه فلسفه علمی آن کمتر مورد استفاده قرار گرفت. ‌گرچه این کتاب قرار است به نسبت میان علم و مکتب اقتصاد در رویکردهای مختلف اقتصادی و در نهایت، اندیشه اسلامی بپردازد، اما در این کتاب و آثار بعدی نویسنده، که بهعنوان وجوه مکمّل آن منتشر شد، نهتنها می‌توان یک دستگاه فلسفه علوم انسانی و مؤلفههای آن را شاهد بود، بلکه تطبیق این دیدگاه فلسفه علمی بر پیکره رویکردهای اقتصادی اصلی تا آن دوران را نیز می‌توان شاهد بود. اقتصادنا به شکلی اصیل درصدد معرفی استقلال روش‌شناختی علوم انسانی از علوم طبیعی است و با اینکه بحث از «انقلاب علمی» در آثار شهیدصدر وجود دارد (‌صدر، 1433: 153) اما او مسیر پارادایم‌های کوهن را در توضیح مراحل دگرگونی‌های علمی نپیمود. ◀️خلاصه ای از تحلیل این تفاوت، به صورت مقایسه تطبیقی: 🔹کوهن در دیدگاه پارادایمی خود به‌صورت جدی به‌‌‌سراغ علوم انسانی نرفت، اما اگر هم می‌رفت احتمالاً نتیجه مشابهی با شهیدصدر به دست نمی‌آورد و همین اصل پارادایم‌محور بودن دانش را همراه با قیاس‏ناپذیری می‌‌‌پذیرفت. ‌اما چرا؟ زیرا فلسفه علمی که کوهن به دنبال آن بود درواقع، یک نگاه فلسفی بر تاریخ علمی بود که تا آن دوره اتفاق افتاده بود. این علم شکل‏گرفته در دوره مدرن چیزی نبود جز محصولی از سوبجکتیویته حاکم بر دوره مدرن. گزارش تاریخی شهیدصدر از مکاتب علمی شکل‏گرفته در غرب درصدد تبیین همین نسبیت سوبجکتیوی بود که بر آن دوره حاکم بود؛ سوبژکتیویتهای که کلیت زندگی جامعه غربی و حتی به تعبیر گیدنز، بخشی از فلسفه غرب را توضیح میدهد. این سوبژکتیویته، هم بر مارکسیسم حاکم بود، هم بر کاپیتالیسم. شهید صدر برای توضیح این سوبجکتیویته به صورت خاص در نظریات مارکس نشان داد که نظریات علمی و مذهبی وی از این جهت نبود که خود را با واقع تطبیق دهد، بلکه او قصد داشت گزارش‌‌‌های تاریخی را به‌صورتی تفسیر کند که با نظریه‌های رویکرد مارکسیستی مطابق باشد. ‌ازاین‏رو، حذف برخی گزارش‌های تاریخی و مشاهدات و تجربیات در درون پارادایم انتقادی به‌صورت خاص و پارادایم‌های دیگر، امری عادی است. ‌اینچنین واقعیت‌هایی نشان از آن دارد که علوم انسانی شکلگرفته، حداقل در رویکرد انتقادی و سرمایه‌‌‌داری با شاخه‌‌‌های آن در جریان پوزیتیویستی، سعی در ارائه رویکردی رئالیستی نداشته‌اند و نمی‌خواستند امری مستقل از پارادایم یا رویکرد یا به تعبیری همان سوژه حاکم بر اندیشههای جمعی خودشان به ارزیابی آنها بپردازد. گیدنز در این خصوص می‏گوید: مسأله‌ای که [در خصوص دیدگاه‏های مختلف علوم اجتماعی] هست این است که چگونه مفاهیم کنش، معنا و سوبژکتیویته باید مشخص شده و چگونه باید به مفاهیم ساختار و فشار مرتبط شوند. اگر جامعهشناسی‏های تفسیری به نوعی بر سلطه‌جوئی سوژه بنا می‌شوند، کارکردگرایی و ساختارگرایی، سلطه‌جوئی ابژه اجتماعی را در نظر دارند. با این‏وصف، هیچ تقریری از چیستی رویکردهای علوم اجتماعی بدون تفسیری از چگونگی عملکرد سوبژکتیویته در آنها نمیتوان تقریری کامل دانست. ‌اما در فضای رویکردی (‌=اتجاه) شهیدصدر یک فلسفه علم رئالیستی امکان رشد دارد؛ فلسفه علمی که در کنار اشاره به ظرفیت‌‌‌های موجود در دو حیثیت مذهبی و علمی رویکردها، بهگونه‌ای این حیثیات را تقریر می‏کند. ‌این تقریر تلاش می‌‌‌کند از حیثیت تاریخی بودن علم و وظیفه حل مسئله در علم نکاهد و از سوی دیگر مشکلات نسبی‌گرایی و غیررئالیستی بودن را نیز از چهره علم بزداید. 🆔 @elmedeeni
🔹‌اما این اتفاق نیافتاد و نظریه پارادایمی کوهن مورد اقبال قرار گرفت (‌البته آن هم بیشتر از نظر واژگان، نه محتوا)؛ اگر حرکت‌‌‌های اجتماعی توانسته‌اند مانع استفاده جامعه علمی از یک دیدگاه فلسفه علمی شوند همین حرکت‌‌‌ها می‌توانند رویکردهای جایگزینی را که توان حل مسئله بیشتری دارند به‌‌‌میدان علم بیاورند. ‌قطعاً دیدگاه پارادایمی کوهن فضاهای جدیدی از مسئله چیستی علم را در برابر اندیشمندان گشود و نشان داد آنچه در ظاهر به‌‌‌عنوان علم می‌بینیم وابسته به یک پشتوانه عظیمی از مسائل متافیزیکی، اجتماعی و تاریخی است که بدون آنها چیزی با نام علم نمی‌داشتیم؛ به‌‌‌نحوی که حتی نظریه و مشاهده مسئله نیز تنها درون پارادایم معنا پیدا می‌کنند. ‌اما فقدان رویکرد رئالیستی و حفظ جنبه تاریخی در دیدگاه پارادایمی، آن را با مشکلاتی مواجه کرد که فلاسفه علم بعدی تلاش کردند با حفظ ایده پارادایم، جنبه‌‌‌های نسبی‌‌‌گرایانه را از آن بزدایند. ‌به‌‌‌هر روی، تمام سخن این مقاله این است که «رویکرد» (= اتجاه) در دیدگاه شهیدصدر به‌‌‌شکلی اصیل نگاه رئالیستی به علم را در مرحله اول، تقریر کرده و در مرحله‌ای دیگر آن را در علوم انسانی به‌‌‌شکلی اصیل مطرح کند. برگرفته از مقاله: تقارن تاریخی ایده رویکرد و پارادایم در چیستی علوم انسانی آدرس مقاله: https://jstmt.ut.ac.ir/article_87255.html 🆔 @elmedeeni
༻﷽༺ 🔹«دبیرخانه هم‌اندیشی علم‌دینی»، با همکاری «اداره آموزش‌های آزاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)» برگزار می‌کند. 💢اولین دوره آشنایی با برخی از ایده‌های معاصر علم‌دینی ➖با ارائه مقررین و شاگردان برجسته اساتید صاحب نظریه 💢 🔰 به همراه ارائه مدرک معتبر 🔰به دو صورت حضوری و غیرحضوری 📆زمان برگزاری: 31 مرداد تا 16 شهریور 📅 بازه ثبت‌نام: 11 مرداد تا 29 مرداد 🌐داوطلبین محترم از طریق وب سایت www.hamandishi.info اقدام به ثبت‌نام نمایند. ✅ از عموم طلاب و دانشجویان علاقه‌مند دعوت به عمل می‌آید. 🆔 @elmedeeni
◼️انا لله و انا الیه راجعون درگذشت عالم ربانی ،اسوه تقوا و ایمان،عارف روشن ضمیر ◾️حضرت آیت الله حاج شیخ محمد ناصری دولت آبادی رحمت الله را محضر حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه ،مقام معظم رهبری حفظه الله ،طلاب و شاگردان و علاقه مندان به ایشان تسلیت عرض می نماییم. 🆔 @elmedeeni
دخترم گریه ی تو پشت مرا می شکند بیش از این گریه نکن قلب خدا می شکند رحم کن بر دل خود آب شدی از گریه بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند تا که نشکسته قدت راه برو در بر من که پس از رفتن من دیده بلا می شکند (ص)🥀 (ع)🥀 (ع)🥀 🥀 🆔 @elmedeeni
💡جهت دهی به علوم طبیعی وظیفه حوزه های علمیه 📌در زمینه‌ی مسائلی که ارتباط مستقیمی با دین ندارد، مثل و مانند آن که مستقیماً ارتباطی با زیربنای فکریِ دینی ندارد، 👈 اینها را هم حوزه بایستی معیّن کند؛ یعنی جهت‌گیری حرکت علمی را حوزه‌ها باید معیّن کنند، چون این کارِ دین است؛ 👌دین است که به علم جهت میدهد. علم میتواند 🔅در خدمت بشر باشد، 👥میتواند علیه بشر باشد؛ ⚖️میتواند در خدمت عدالت باشد، ❗️میتواند در خدمت ظالمین و مستکبرانِ طواغیتِ عالم باشد؛ کما اینکه الان هست. ✅ این جهت دادن به علم هم به عهده‌ی حوزه است. 🗓 بیانات در دیدار طلاب حوزه‌های علمیه ؛ ۱۳۹۸/۰۲/۱۸ 🆔 @elmedeeni
اگر نظام اقتصادی اسلامی نداشته باشیم به ناچار در نظام سرمایه داری خواهیم افتاد آیت الله محسن اراکی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در مدرسه تابستانه فقه نظام که در مرکز فقهی ائمه اطهار برگزار شد، برای توضیح فقه نظام اظهار داشت: کشور اسلامی بودن به مسلمان بودن ساکنین آن مرتبط نیست بلکه باید نظام اسلامی حاکم باشد؛ بدون وجود نظام اسلامی هم می توان به احکام اسلامی عمل کرد. وی نظام اسلامی را غیر از احکام خرد فقهی معرفی کرد و با تأکید بر لزوم تبیین ضرورت پرداخت به فقه نظام، اظهار داشت: افراد بسیاری توانایی پرداختن به فقه نظام را دارند و حوزه امروز ما نیز چنین توانی در خود دارد اما عده ای همراه این موضوع نمی شوند؛ مرحوم محقق قمی در جامع الشتات به سؤالات معاصر خود پاسخ داده و کمبود ما فقه معاصر نیست زیرا همیشه به فقه معاصر پرداخته شده است. 🆔 @elmedeeni
69.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 آیت‌الله میرباقری | «شرطِ کارآمدی فلسفۀ اسلامی» (ارائه‌شده در مرکز تخصصی فلسفۀ اسلامی، ۱۳‌۹۲) ◽️۳۸ دقیقه ◽️ ۶۶ مگابایت ⚡️ فلسفه اسلامی به‌لحاظ محتوا، ناتوان از راهبری علوم نیست. نقص، در رویکرد و روش است. آنچه مانع امتداد فلسفه در دانش‌‌‌های فرودستی است، نگرش منطقی حاکم بر تمايز بين فلسفه و علوم است. اين نگرش که ما موجودات را به حيثيت‌‌‌های کاملاً ممتاز از هم تقسيم کنيم و بعد، تفسير و بررسی مسائل مربوط به هر حيثيت را به‌عهدۀ دانش خاص بگذاريم، اين، چيزی است که مانع تسرّی فلسفه به دانش‌‌‌های مادون می‌شود. ⚡️ اگر موجوداتِ خارج، يک حيثيتشان، حيثيت موجوديتشان است و حيثيات ديگری هم دارند که متباين از حيثيت موجوديتشان هستند و انضمام به آن پيدا می‌کنند، در اين صورت، احکام هيچ حيثيتی، به حيثيت ديگر تسرّی پيدا نخواهد کرد. اگر طبقه‌بندی علوم بر اساس اين نگرش اتفاق بيفتد، همۀ علوم در عرض هم قرار خواهند گرفت و هیچ علمی، علم اَعلیٰ یا تاج علوم نخواهد بود. ⚡️ تنها راه چاره اين است که يک شبکه مفاهيمِ متقوّم به همديگر را، که «ابهام و تحصُّل» و «اجمال و تفصيل» دارند، در نظر بگیرید. بايد مرحلۀ مفهوم رياضی و طبيعی را تعيّن همان مفهوم فلسفی بدانيد؛ کمااينکه نوع را تعيّن جنس مي‌دانيد. اگر اين کار را در نظام مفاهيم نکنيد و رابطه مفاهيم را رابطه ابهام و تحصل و رابطه مجمل و مبين نبينيد، هيچ‌گاه‌ نمی‌توانيد يک مفهوم را در مفهوم ديگر فرآوری کنيد. 🆔 @elmedeeni
کارآمدی فلسفه.MP31(2).mp3
46.17M
🎙 آیت‌الله میرباقری | «شرطِ کارآمدی فلسفۀ اسلامی» (ارائه‌شده در مرکز تخصصی فلسفۀ اسلامی، ۱۳‌۹۲) ⚡️ فلسفه اسلامی به‌لحاظ محتوا، ناتوان از راهبری علوم نیست. نقص، در رویکرد و روش است. آنچه مانع امتداد فلسفه در دانش‌‌‌های فرودستی است، نگرش منطقی حاکم بر تمايز بين فلسفه و علوم است. اين نگرش که ما موجودات را به حيثيت‌‌‌های کاملاً ممتاز از هم تقسيم کنيم و بعد، تفسير و بررسی مسائل مربوط به هر حيثيت را به‌عهدۀ دانش خاص بگذاريم، اين، چيزی است که مانع تسرّی فلسفه به دانش‌‌‌های مادون می‌شود. ⚡️ اگر موجوداتِ خارج، يک حيثيتشان، حيثيت موجوديتشان است و حيثيات ديگری هم دارند که متباين از حيثيت موجوديتشان هستند و انضمام به آن پيدا می‌کنند، در اين صورت، احکام هيچ حيثيتی، به حيثيت ديگر تسرّی پيدا نخواهد کرد. اگر طبقه‌بندی علوم بر اساس اين نگرش اتفاق بيفتد، همۀ علوم در عرض هم قرار خواهند گرفت و هیچ علمی، علم اَعلیٰ یا تاج علوم نخواهد بود. ⚡️ تنها راه چاره اين است که يک شبکه مفاهيمِ متقوّم به همديگر را، که «ابهام و تحصُّل» و «اجمال و تفصيل» دارند، در نظر بگیرید. بايد مرحلۀ مفهوم رياضی و طبيعی را تعيّن همان مفهوم فلسفی بدانيد؛ کمااينکه نوع را تعيّن جنس می‌دانيد. اگر اين کار را در نظام مفاهيم نکنيد و رابطه مفاهيم را رابطه ابهام و تحصل و رابطه مجمل و مبين نبينيد، هيچ‌گاه‌ نمی‌توانيد يک مفهوم را در مفهوم ديگر فرآوری کنيد. 🆔 @elmedeeni