علوم انسانی1401.3.23.mp3
21.09M
تقارین تاریخی ایده رویکرد و پارادایم در چیستی علوم انسانی (مقایسه دیدگاه شهیدصدر در مفهوم «رویکرد» و دیدگاه توماس کوهن در مفهوم «پارادایم»
ارائه دهنده: دکتر هادی موسوی
#شهید_صدر
#علم_دینی
🆔 @elmedeeni
علم دینی
تقارین تاریخی ایده رویکرد و پارادایم در چیستی علوم انسانی (مقایسه دیدگاه شهیدصدر در مفهوم «رویکرد» و
article_87255_a6a2769940e591ca08d1e1c5371788e4.pdf
782.2K
مقاله "تقارین تاریخی ایده رویکرد و پارادایم در چیستی علوم انسانی"
▫️فرهنگستان علوم اسلامی قم برگزار میکند:
🔰سلسله نشست علمی با موضوع امتداد حکمت (چیستی_چرایی_چگونگی)
🔹جلسه دوم
با موضوع: چگونگی امتداد حکمت
با حضور:
استاد محمد تقی سبحانی(رئیس پژوهشکده کلام اهل البیت و بنیاد امامت)
استاد احمدحسین شریفی(رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)
دبیر علمی:
حجت الاسلام حامد آرینپور
📍مکان:خیابان الغدیر_کوچه۱۰_ساختمان مفید_طبقه اول
🕛زمان: پنجشنبه_ ۲۳ تیر
ساعت ۱۰ونیم صبح الی ۱۳
🆔 @elmedeeni
این عید سعید حیدر کرار است
شادی و شعف به عرش حق بسیار است
ذکر #صلوات بر محمد امروز
خشنودی آل عترت و اطهار است
#عیدآسمانی غدیر✨🌺
#بر_شیعیان_جهان_مبارڪباد✨🌺
🆔 @elmedeeni
🖼#عکس_نوشت|پارادايم علم اسلامی
☑️ علوم انسانی اسلامی كارآمد، ناگزير لازم است مشكلات و مسائل روز جامعه را حل كند؛ مسائلی كه بدون شك از عهده تك دانش های تخصصی بر نمیآید. مسائل پژوهشی جهان واقعی كه نيازمند پاسخ اند، بهندرت از درون دستهبندی های منظم رشتهای برمیخیزند و پاسخ اين مسائل نيز به همين منوال است.
◽️ مشكل استفاده از مطالعات تلفيقی در علوم انسانی اسلامی دوچندان است؛ زيرا روشهای دانشهای تخصصی تا حدی مبانی پارادايمی مشخصی دارند، اما روشهای تلفيقی حتی از اين حيث نيز فقيرند.
➕در واقع از يك طرف نياز علوم انسانی اسلامی به مطالعات میانرشتهای و تلفيقي، قطعی و اجتنابناپذیر است و از طرف ديگر، اين نوع مطالعات مبنای روشمندشده ای ندارند. اينجاست كه بايد «چارچوب و مبانی نظری علم در سنت حكمی اسلامی» يا «نظام انديشه ای ساحت علم» كه از آن با تعبير «پارادايم علم اسلامی» ياد میکنیم.
✍️ حجت الاسلام دکتر #علیرضا_قائمی_نیا مدیر #قطب_فلسفه_دین_اسلامی پژوهشگاه
🆔 @elmedeeni
May 11
9.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حسین_جـان❤️
تا بگیرد زندگانے ام صفا،گفتم حسین
با همہ بے بندوبارے بارهاگفتم #حسین
دست هایم راگرفتے هرڪجا خوردم زمین
تا نهادم دسٺِ خود را روے پا گفتم حسین
#خدا_را_شڪر_گریان_حسینم🌷
🆔 @elmedeeni
🔴مقایسه تطبیقی دیدگاه فلسفه علمی توماس کوهن و شهیدصدر
📎در ابتدای دهه شصت قرن بیستم دو کتاب باعنوان «اقتصادنا»(1960-61) و «ساختار انقلابهای علمی»(1962) با فاصله زمانی اندکی از دو اندیشمند با نامهای سیدمحمدباقر صدر(1980م) و توماس ساموئل کوهن(1922م) منتشر شد، که هر دو نقش بسیار مهمی در جریان شناسایی "علم" دارند. این دو کتاب پس از انتشار بهسرعت وارد جامعه شدند، اما از نظر اجتماعی و اثرگذاری، با استقبال و نحوه فهم متفاوتی روبرو شدند.
دیدگاه پارادایمی کوهن صرفاً بر علوم طبیعی تمرکز دارد. مؤلفههای اصیل در علوم انسانی در این نگاه فلسفه علمی قابل توضیح نیست، اما این کتاب بهسرعت بهعنوان کتاب فلسفه علمی مورد استقبال قرار گرفت و با اینکه دیدگاه موجود در آن بر جریانات علوم انسانی تطبیق نشده بود و علوم انسانی/اجتماعی نقش بسیار کمرنگی در آن داشت، اما واژه "پارادایم" بهسرعت به حوزه علوم انسانی و اجتماعی وارد شد. از این دوره بهبعد، تبیین مسائل علوم انسانی تحت این دیدگاه یا حداقل متأثر از آن صورت میگرفت. باوجود اینکه این توسعه معنایی، از دیدگاه کوهن چندان مورد پذیرش نبود، در دوره پساکوهنی کاربرد واژه پارادایم بعد از تغییرات محتوایی، در تعبیر پارادایمهای علوم انسانی و اجتماعی رایج شد.
📎باوجود اینکه اقتصادنا دستکم یکسال زودتر از اثر کوهن منتشر شد و بر علوم انسانی متمرکز بود، وجه فلسفه علمی آن کمتر مورد استفاده قرار گرفت. گرچه این کتاب قرار است به نسبت میان علم و مکتب اقتصاد در رویکردهای مختلف اقتصادی و در نهایت، اندیشه اسلامی بپردازد، اما در این کتاب و آثار بعدی نویسنده، که بهعنوان وجوه مکمّل آن منتشر شد، نهتنها میتوان یک دستگاه فلسفه علوم انسانی و مؤلفههای آن را شاهد بود، بلکه تطبیق این دیدگاه فلسفه علمی بر پیکره رویکردهای اقتصادی اصلی تا آن دوران را نیز میتوان شاهد بود. اقتصادنا به شکلی اصیل درصدد معرفی استقلال روششناختی علوم انسانی از علوم طبیعی است و با اینکه بحث از «انقلاب علمی» در آثار شهیدصدر وجود دارد (صدر، 1433: 153) اما او مسیر پارادایمهای کوهن را در توضیح مراحل دگرگونیهای علمی نپیمود.
◀️خلاصه ای از تحلیل این تفاوت، به صورت مقایسه تطبیقی:
🔹کوهن در دیدگاه پارادایمی خود بهصورت جدی بهسراغ علوم انسانی نرفت، اما اگر هم میرفت احتمالاً نتیجه مشابهی با شهیدصدر به دست نمیآورد و همین اصل پارادایممحور بودن دانش را همراه با قیاسناپذیری میپذیرفت. اما چرا؟ زیرا فلسفه علمی که کوهن به دنبال آن بود درواقع، یک نگاه فلسفی بر تاریخ علمی بود که تا آن دوره اتفاق افتاده بود. این علم شکلگرفته در دوره مدرن چیزی نبود جز محصولی از سوبجکتیویته حاکم بر دوره مدرن. گزارش تاریخی شهیدصدر از مکاتب علمی شکلگرفته در غرب درصدد تبیین همین نسبیت سوبجکتیوی بود که بر آن دوره حاکم بود؛ سوبژکتیویتهای که کلیت زندگی جامعه غربی و حتی به تعبیر گیدنز، بخشی از فلسفه غرب را توضیح میدهد. این سوبژکتیویته، هم بر مارکسیسم حاکم بود، هم بر کاپیتالیسم. شهید صدر برای توضیح این سوبجکتیویته به صورت خاص در نظریات مارکس نشان داد که نظریات علمی و مذهبی وی از این جهت نبود که خود را با واقع تطبیق دهد، بلکه او قصد داشت گزارشهای تاریخی را بهصورتی تفسیر کند که با نظریههای رویکرد مارکسیستی مطابق باشد. ازاینرو، حذف برخی گزارشهای تاریخی و مشاهدات و تجربیات در درون پارادایم انتقادی بهصورت خاص و پارادایمهای دیگر، امری عادی است. اینچنین واقعیتهایی نشان از آن دارد که علوم انسانی شکلگرفته، حداقل در رویکرد انتقادی و سرمایهداری با شاخههای آن در جریان پوزیتیویستی، سعی در ارائه رویکردی رئالیستی نداشتهاند و نمیخواستند امری مستقل از پارادایم یا رویکرد یا به تعبیری همان سوژه حاکم بر اندیشههای جمعی خودشان به ارزیابی آنها بپردازد. گیدنز در این خصوص میگوید: مسألهای که [در خصوص دیدگاههای مختلف علوم اجتماعی] هست این است که چگونه مفاهیم کنش، معنا و سوبژکتیویته باید مشخص شده و چگونه باید به مفاهیم ساختار و فشار مرتبط شوند. اگر جامعهشناسیهای تفسیری به نوعی بر سلطهجوئی سوژه بنا میشوند، کارکردگرایی و ساختارگرایی، سلطهجوئی ابژه اجتماعی را در نظر دارند. با اینوصف، هیچ تقریری از چیستی رویکردهای علوم اجتماعی بدون تفسیری از چگونگی عملکرد سوبژکتیویته در آنها نمیتوان تقریری کامل دانست. اما در فضای رویکردی (=اتجاه) شهیدصدر یک فلسفه علم رئالیستی امکان رشد دارد؛ فلسفه علمی که در کنار اشاره به ظرفیتهای موجود در دو حیثیت مذهبی و علمی رویکردها، بهگونهای این حیثیات را تقریر میکند. این تقریر تلاش میکند از حیثیت تاریخی بودن علم و وظیفه حل مسئله در علم نکاهد و از سوی دیگر مشکلات نسبیگرایی و غیررئالیستی بودن را نیز از چهره علم بزداید.
#شهید_صدر
🆔 @elmedeeni
🔹اما این اتفاق نیافتاد و نظریه پارادایمی کوهن مورد اقبال قرار گرفت (البته آن هم بیشتر از نظر واژگان، نه محتوا)؛ اگر حرکتهای اجتماعی توانستهاند مانع استفاده جامعه علمی از یک دیدگاه فلسفه علمی شوند همین حرکتها میتوانند رویکردهای جایگزینی را که توان حل مسئله بیشتری دارند بهمیدان علم بیاورند. قطعاً دیدگاه پارادایمی کوهن فضاهای جدیدی از مسئله چیستی علم را در برابر اندیشمندان گشود و نشان داد آنچه در ظاهر بهعنوان علم میبینیم وابسته به یک پشتوانه عظیمی از مسائل متافیزیکی، اجتماعی و تاریخی است که بدون آنها چیزی با نام علم نمیداشتیم؛ بهنحوی که حتی نظریه و مشاهده مسئله نیز تنها درون پارادایم معنا پیدا میکنند. اما فقدان رویکرد رئالیستی و حفظ جنبه تاریخی در دیدگاه پارادایمی، آن را با مشکلاتی مواجه کرد که فلاسفه علم بعدی تلاش کردند با حفظ ایده پارادایم، جنبههای نسبیگرایانه را از آن بزدایند. بههر روی، تمام سخن این مقاله این است که «رویکرد» (= اتجاه) در دیدگاه شهیدصدر بهشکلی اصیل نگاه رئالیستی به علم را در مرحله اول، تقریر کرده و در مرحلهای دیگر آن را در علوم انسانی بهشکلی اصیل مطرح کند.
برگرفته از مقاله: تقارن تاریخی ایده رویکرد و پارادایم در چیستی علوم انسانی
آدرس مقاله: https://jstmt.ut.ac.ir/article_87255.html
#شهید_صدر
#علم_دینی
🆔 @elmedeeni
༻﷽༺
🔹«دبیرخانه هماندیشی علمدینی»، با همکاری «اداره آموزشهای آزاد دانشگاه باقرالعلوم(ع)» برگزار میکند.
💢اولین دوره آشنایی با برخی از ایدههای معاصر علمدینی
➖با ارائه مقررین و شاگردان برجسته اساتید صاحب نظریه 💢
🔰 به همراه ارائه مدرک معتبر
🔰به دو صورت حضوری و غیرحضوری
📆زمان برگزاری: 31 مرداد تا 16 شهریور
📅 بازه ثبتنام: 11 مرداد تا 29 مرداد
🌐داوطلبین محترم از طریق وب سایت www.hamandishi.info اقدام به ثبتنام نمایند.
✅ از عموم طلاب و دانشجویان علاقهمند دعوت به عمل میآید.
#علم_دینی
🆔 @elmedeeni
◼️انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت عالم ربانی ،اسوه تقوا و ایمان،عارف روشن ضمیر
◾️حضرت آیت الله حاج شیخ محمد ناصری دولت آبادی رحمت الله
را محضر حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه ،مقام معظم رهبری حفظه الله ،طلاب و شاگردان و علاقه مندان به ایشان تسلیت عرض می نماییم.
🆔 @elmedeeni