eitaa logo
علمینو💡دانستنے و عجایب🌍
20.1هزار دنبال‌کننده
23.1هزار عکس
14.8هزار ویدیو
1 فایل
❤️🩷💛🤍🧡💚💙💜🖤🩵🤎 🔥تبلیغات پرجذب هایپر🔥👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2393047929C3885ea9342 +تبلیغ انجام میدین؟ _بله👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2588082936C7213771fd4
مشاهده در ایتا
دانلود
زوج‌هایی که در کره شمالی طلاق می‌گیرند برای مجازات ۱ تا ۶ ماه به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده می‌شوند! طلاق در کره شمالی عملی ضد سوسیالیسم تلقی می‌شود و در این کشور کمونیستی که همزمان ارزش‌های کنفوسیوس، فیلسوف چینی در آن ریشه عمیق دارد، امری ضد ارزش است. برای طلاق رضایت زوجین و دولت الزامی است. پیش از این، تنها همسری که درخواست طلاق داده بود مجازات می‌شد. اما اکنون، هر دو همسر پس از نهایی شدن طلاق بازداشت می‌ شوند. ‌‎‌‌‌‎‌‌​​​​​ ‌┏
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانالی سرشار از حس و حال خوب ☺️ زیباترین 👇👇 عکس ها آهنگ ها کلیپ ها عاشقانه و انگیزشی 🍃https://eitaa.com/joinchat/2708604399C74b3849fec
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در یکی قدمی مرگ! کلیپی از حوادث ترسناک😨 ‌‎‌‌‌‎‌‌ .
956.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛈🌳 با دیدن این صحنه متوجه میشید که هیچ وقت موقع بارندگی زیر درخت قرار نگیرید ‌‎‌‌‌‎‌‌​​​​​ ‌┏
950K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه قیچی کند شده🥲 اگه ماهیتابه ات سوخته ☹️ اگه حوصله ی اتو کردن نداری😣 اگه لباسات جرقه میزنه و چادرت بهت میچسبه😫 اگه وای فای ضعیفه😩 بیا بهت بگم چطور با یه تیکه فویل همشو خیییلی راحت حلش کنی باکلی ترفند دیگه😍 https://eitaa.com/joinchat/139198864Cc255f799e7 ------------------------------------------------ 🔥تبلیغات مجموعه کانالهای کوثر😍
هدایت شده از تبلیغات علمینو
‌. شیر پدرم را می‌خورم و نان مادرم را ، من چیستم ؟ 😳🤯 دیدن جواب دیدن جواب
هدایت شده از گسترده امید
شوهرم به‌خاطر بچه‌دار نشدنم، زنِ برادرِ مرده‌ اش رو آورد تو خونه‌ام! من رعنا هستم، یه دختر روستایی که بعد از فهمیدن ناباروریش، عشق شوهرش رو از دست داد. هر روز بهم می‌گفت اجاقم کوره، اما به‌خاطر ترس از برادرهای متعصبم، مجبور بودم بسوزم و بسازم. تا این‌که برادرشوهرم مُرد و جاری جوونم بیوه شد. روز چهلم، شوهرم گفت می‌خواد اون رو عقد کنه تا براش وارث بیاره. با قلب شکسته قبول کردم بمونم، اما نمی‌دونستم شوهرم و جاریم از قبل برای زندگیم نقشه کشیده بودن. همون شب، وقتی جاریم وارد خونه‌ام شد، با لبخند نگاهم کرد و گفت«فکر کردی من فقط برای بچه‌دار شدن اومدم تو این خونه؟» با شنیدن حرفش، تمام تنم لرزید. به چشم‌هاش خیره شدم و پرسیدم: «منظورت چیه؟» لبخندش عمیق‌تر شد و گفت: «به‌زودی خودت می‌فهمی رعنا فقط اون روز دیگه خیلی دیر شده.» همون لحظه فهمیدم که فقط با یه هوو طرف نیستم؛ اون ازم چیزی ازم می‌خواست که حتی تصورش رو هم نمی‌کردم... https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3