eitaa logo
کانال دبیرستان علم وادب
1.2هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
667 ویدیو
611 فایل
دبیرستان علم وادب 👇 مدیریت :حسین فاتحی @hoseinfatehi معاونت آموزشی: علی پرستویی @parastoueiali معاونت پرورشی :آقای قلی زاده @Mohammad_200831 مشاور :آقای سورانی @mahdi_moshaverh تلفن دفتر مدیریت : 02538207179 تلفن دفتر معاونت: 02538207180
مشاهده در ایتا
دانلود
مرثیه‌ای‌برخاکستر‌زندگی‌ها آتش، پیش از آنکه کالا بسوزاند، پدرها را خاکستر کرددر دل ظهر گرم بندر، میان بوی نمک و رطوبت دریا، ناگهان شعله‌ها برخاستند؛ اما آتش نیامده بود که فقط چوب و پلاستیک بسوزاند.آمده بود دست‌هایی را که عمرشان را در جابه‌جایی بارها گذاشته بودند، آمده بود پدرهایی را که به امید یک قرص نان،هر روز خاک و عرق می‌خوردند،در کام خود بکشد... برادرانی که برگشتند اما تنها در قاب عکس‌ها. دست در دست هم می‌دویدند تا شعله‌ای را خاموش کنند،تا آخرین کانتینر را نجات دهند، اما آتش، بی‌رحم‌تر از آن بود که برادری بفهمد برادرش دیگر برنمی‌گردد.چقدر زود، قاب‌های عکس پُر شدند؛و بندر، پر از نام‌هایی که دیگر کسی پاسخی از آن‌ها نمی‌شنود. زندگی‌هایی که پیش از رسیدن به سفره، سوختند،کالاهایی که باید از گمرک بندرعباس راهی خانه‌های کوچک جنوب می‌شدند، تا چراغی روشن شود، نانی پخته شود، کودکی خنده کند...همه در دود گم شدند. چه خانه‌هایی که با امید به فروش یک بار ساده،امشب به تماشای خاکستر نشسته‌اند. گمرک گریه کرد، بندر عزادار شددیوارهای بلند انبارها،ستون‌های دود را تا آسمان بدرقه کردند؛بندر گریست... دریا خجالت کشید...و خاک، این‌بار نه بوی باران که بوی مردان سوخته را در خود گرفت. ما ماندیم و جای خالی صداهایی که دیگر برنمی‌گردندما ماندیم، با دست‌هایی خالی‌تر از همیشه،با سفره‌هایی که بوی دود می‌دهد، و با دل‌هایی که آتش به جان‌شان افتاده؛ آتشی که نه با آب دریا خاموش می‌شود، نه با گذشت زمان. در نخل ناخدا، آن‌سوی کوچه‌های خاکی و بادگیر، صدای گریه‌ زنانی پیچید که چشم به راه برگشت مردان‌شان از گمرک بودند؛ در نایبند، مردانِ خسته، کمر خم کردند زیر باری که آتش بر دوش‌شان گذاشته بود؛ خواجه عطا، با آن خیابان‌های همیشه بیدار، این بار در سکوت فرو رفت، و دست‌های بی‌رمق، پرده‌ی مغازه‌های پر درد را کنار زدند... بندر، از "سورو" تا "چهارراه رسالت"، از "گلشهر" تا "شهرک توحید"، همه جا، بوی مردان سوخته می‌داد؛ بوی نانی که هیچ‌وقت به خانه‌های نمور جنوب نرسید، و داغی که از دل هیچ کوچه‌ای پاک نخواهد شد... ما جنوبی‌ها زاده آتشیم، عزادار دود و خاکسترنشین خاطره رفته‌ها. تسلیت بندر عباسم 🖤
✅ آزمون مسابقه کتابخوانی 📚 کتاب شازده کوچولو استاد نادری زمان: ۱۴۰۴٫۲٫۱۶ سه شنبه ۷:۱۵ تا ۷:۴۵ صبح نمازخانه مدرسه @Abbasnaderi