گـپ جـج ایـنـجـا مـمـبــر رایـگـان و فـعـال بـگـیـر💗🌱
https://eitaa.com/joinchat/1004144242C0f8226016b
هدایت شده از گسترده 4ساعته 💚🌱
﹃این چنل اینقدر کاراهاش ناز و کیوته که مشتری ثابتشون شدم ﹄💗🤌🤡
Joins:))), https://eitaa.com/joinchat/3776906044C8267ec4584
︴نشد یه بار معرفی هاش قشنگ نباشه😔🎀
_ولی قیمتای اقتصادیشون>>>>>>
+پس جا نمونییییییی🥲✨
هدایت شده از گسترده 4ساعته 💚🌱
هدایت شده از -پنج ساعت بمونه | گندم✨🌸
_میخوام برم خاستگاری!!
با ذوق پلک زدم و گفتم
+عه زود نیست به نظرت؟ من لباس ندارممم!!
متعجب ابرو بالا انداخت گفت
_ خب نداشته باشی؛ چه ربطی به خاستگاری رفتن من داره؟
حیرت زده گفتم
+مگه...مگه خاستگاری من نمیای؟
بیخیال ابرو بالا انداخت گفت
_ نوچ، مگه مغز خر خوردم بیام تورو بگیرم؟
عصبی موهاشو گرفتم و...😩😂🚷
https://eitaa.com/joinchat/2985886411C232335fbe7
هدایت شده از -پنج ساعت بمونه | گندم✨🌸
ستاره: دیگه پیانو نزن فهمیدیم بلدی....
بگو چرا منو اوردی اینجا اکثرا نیاوردی پیانو زدن تو بهم نشون بدی بگو من چرا اینجام بگو دیگه....
عرشیا: نه فقط اوردم بهت نشون بدم که امیر تورو دوست نداره
ستاره: دوسم داره
عرشیا: جالبه اگه دوست داره خانم مغرور چرا هنوز با آیدا ست که حتی آیدا منو هم دور زد
ستاره: شوخیت گرفته تو بخاطر حرص دادن من دست آیدا رو گرفتی آوردی
عرشیا: اره ولی اون منو دوست داره و حتی اینو بهم گفت که نمیدونست بخاطر حرص تو بود.
ستاره: نه اینطور نیست.... نه
تو میخوای ذهن منو بهم بزنی...اره
عرشیا: گول زدن تو به چه درد من میخوره
ستاره: اره تو چرا بخوای این کارو بکنی
http://eitaa.com/Romannnnnandfan
بقیه ی این رمان جنــجالی رو حتما بخون🎀✨🌱