زهردردیهمحرفبزنم
دلتنگیتوازیادمنمیرود!
گاهیغمیبهوسعت؛
یکعمـــرطولمیکشد!(:
دردی ازحسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست
با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه ..
با خبر باش که من غرق گناهم هر روز!