eitaa logo
امام‌ زمانی ام ³¹³
5.4هزار دنبال‌کننده
13هزار عکس
8.1هزار ویدیو
27 فایل
مولای من هرچه‌زمان‌میگذرد‌مردم‌افسرده‌ترمیشوند، واین‌خاصیت‌دل‌بستن‌به‌زمانست، خوشا‌بحال‌آنانکه‌بجای‌زمان به"صاحب‌زمان(عج)"‌دل‌میبندند ... أللَّھُـمَ‌؏َـجِّـلْ‌لِوَلیِڪْ‌ألْـفَـرَج ارتباط‌وتبلیغ=> @ad_noor1
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑در محضر آیت الله مجتهدی تهرانی: 📝در روایت است وقتی تلقین به بعضی مردگان خوانده می شود و او را تکان می دهند و می گویند: "اِسمَع!اِفهَم!" ... ✨ملائکه میخندند! 🌑خدا کند ما از این دسته نباشیم که ملائکه به ما بخندند! إن شاءالله تا زنده هستیم، بشنویم و بفهمیم... 💥یک جای دیگر که ملائکه می خندند، زن بی حجابی است که رویش را از نامحرم نمی گرفته و حالا مرده است. ♦️وقتی او را دفن می کنند، باید روی او ر ا باز کنند و عقب بزنند، قبر کن می گوید: "یک محرم بیاید" 🌿اینجاست که ملائکه می خندند و می گویند: "این وقتی زنده بود، همه سر و صورت او را می دیدند و محرم و نامحرم نداشت، حالا می گویید محرم بیاید، رویش را عقب بزند ..؟! " @Emamzamaniam313
🔴شباهت خواب به عالم برزخ! 🌸خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند و ارواحی را که نمرده اند نیز به هنگام خواب می گیرد، 🔷 سپس ارواح کسانی را که مرگ آنها را صادر کرده نگه می دارد، و ارواح دیگرانی را( که باید زنده بمانند)باز می گرداند تا زمان معین. 🔵شخصی از امام جواد (علیه السلام) پرسید: مرگ چیست؟ 🌻آن حضرت در پاسخ فرمود: مرگ همین خوابی است که هر شب به سراغ شما می آید، بااین تفاوت که مدت مرگ طولانی است و انسان در این خواب بیدار نمی شود، مگر در روز قیامت. ❄️مثل افرادی که در عالم خواب، خواب می بینند،در آن حال با انواع شادیها، و یا دشواریها رو به رو می شوند، 💥 عالم مرگ و حوادث تلخ و شیرینی که برای انسان رخ می دهد،نیز مثل همین مرگ است ... خود را برای آن آماده کنید... 📒اقتباس از معانی الاخبار، ط انتشارات اسلامی، ص 289. 📘عالم برزخ در چند قدمی ما،نوشته محمد محمدی اشتهاردی @Emamzamaniam313
⚫️درظهر عاشورا چه گذشت..(قسمت یازدهم) 🔴 السلام علی قاسم ابن الحسن 🌹قاسم فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام مادرش رمله مکنی بود، قاسم علیه السلام بیش از 13 سال از عمر مبارکش نگذشته بود جوانی بسیار رعنا و زیبا بود، 🍃چنانکه مورخین نوشته اند: کان وجهه شقه القمر: یعنی چهره اش مانند ماه پاره بود ✨و چون در دامن امام حسین علیه السلام رشد و نمو پیدا کرده بود در سنین کم دارای ایمانی راسخ و عزت نفس و عظمت روحی مانند اباعبدالله بود. 🌿در روز عاشورا که عمویش را تنها مشاهده کرد گفت: تا شمشیر در دست من است عمویم به شهادت نخواهد رسید! 🔴 قاسم اذن جهاد میطلبد 🌸اباعبدالله که دید قاسم آماده شهادت شده است دست در گردن او انداخت و هردو آنقدر گریستند تا بیحال شدند. ✨قاسم علیه الاسلام اذن جهاد طلبید.امام حسین علیه السلام امتناع نمود و فرمود:عموجان چگونه اجازه بدهم که تو یادگار برادرمی.. 🌷 قاسم آنقدر دست و پای عمو را بوسید تا اجازه گرفت و با چشمان گریان روانه میدان شد. ⚫️ شهادت قاسم علیه السلام 🔷حمید ابن مسلم(خبرنگار کربلا) میگوید: نوجوانی به سمت لشکر می آمد که چهره اش مانند ماه میدرخشید وپیراهن و شلوار پوشیده بود و گردنها را میزد و سرها را درو میکرد گویا مرگ در اختیار اوست و جان هرکه را بخواهد میگیرد. 💥 در این میان بند کفش قاسم برید که فراموش نمیکنم پای چپش بود،ایستاد تا بند کفشش را محکم کند. 🔥عمروبن سعد بن نفیل از فرصت استفاده کرد و با شمشیر بر فرق مبارکش زد قاسم بر زمین افتاد و صدا زد: یا عمّاه! 🌸حسین علیه السلام با عجله خود را به میدان رسانید و چون شیر خشمناک بر سعد حمله کرد که دست نانجیب قطع شد و همرزمانش اورا نجات دادند. ✳️وقتی گردوغبار میدان فرونشست دیدند حسین علیه السلام در کنار قاسم علیه السلام نشسته و قاسم در حال جان دادن از شدت درد پاها را بر زمین میساید.. 🌺حسین علیه السلام فرمود: مرگ بر آن مردمی که تورا کشتند. رسول خدا در قیامت دشمنشان باد. ☑️سخت است بر عمویت اورا بخوانی و نتواند تورا اجابت کند و نفعی به تو برساند. 🌹سپس نعش قاسم را در بغل گرفت تا به خیمه شهدا برساند اما پاهای قاسم بر زمین میکشید تا اورا در خیمه کنار نعش علی اکبر قرار داد. 💥نکته: آیا حضرت قاسم در میان دشمن می ایستد بند کفش ببندد فقط بخاطر اینکه دشمن نگوید پابرهنه بود ؟؟ یا نه،چون روحیه پدرش امام حسن در او اشکار شد که به دشمن اهمیتی نمیداد و برای بی اهمیت شمردن دشمن بند کفشش را بست... ✍ادامه دارد... 📗ابصارالعین ص 36 📕مقاتل الطالبین ص 88 📘نفس المهموم ص 321 📒بحار 34/45 @Emamzamaniam313
🔴آیا فرزندان کسانی که مذهب دیگری غیر از اسلام دارند، حلالزاده حساب می شوند؟ 🌷امام صادق (علیه السلام) دوستي داشت كه همواره همراه آن حضرت بود، روزي آن دوست همراه امام صادق (علیه السلام) و غلام خود در بازار كفاشها عبور مي كرد ✳️ناگاه آن دوست به غلامش که لحظه ای غفلت کرده بود با عصبانیت گفت: اي زنا زاده! كجا بودي؟! 🌸امام صادق (علیه السلام) وقتي كه اين بد زباني را از دوست خود ديد، بر اثر ناراحتي دست خود را بلند كرد و بر پيشاني خود زد و به دوست خود فرمود: ‼️سبحان الله! به مادرش نسبت ناروا مي دهي...؟؟ ✳️من خيال مي كردم تو آدم عفيف و پرهيزكاري هستي، اكنون مي بينم چنين نيست...! ⚡️دوست امام صادق (علیه السلام) عرض كرد: مادر اين غلام از اهالي سند (هند) و مشرك است،بنابراين عقد اسلامي ندارد، پس فرزند آنها زنازاده است. 🌸امام (علیه السلام) فرمود:آیا نمیدانی هر امت و دینی برای خود قوانین ازدواج دارند؟ از من دور شو! 💥روايت كننده مي گويد: ديگر آن دوست امام را نديدم كه همراه امام صادق (علیه السلام) راه برود، تا آنگاه كه مرگ بين آنها جدائي افكند. 📔اصول کافی،باب معرفة الامام، والرداليه، حديث 63، ص 188، ج 1. @Emamzamaniam313
🔴اهمیت صبر بر آزار و اذیت همسر 🌺امام باقر عليه السّلام فرمود: در زمان حضرت هود عليه السّلام عدّه‏ اى گرفتار قحطى شدند، آنان نزد هود رفتند تا دعا كند خداوند باران رحمتش را نازل كند، ⚡️در اين هنگام پيرزنى بد زبان و فحّاش از منزل هود خارج شد و گفت: چرا هود براى خودش چنين دعايى نمى‏كند؟ ✳️مردم گفتند: ما را به نزد او ببر گفت: او اكنون در ميان مزرعه مشغول آبيارى است، به آنجا برويد. ✨ ما نزد او رفتيم، هود هر قسمتى را كه زراعت میکرد مى ‏ايستاد و دو ركعت نماز میخواند، در اين هنگام هود متوجه آنان گشت و گفت: حاجت شما چيست؟ 🌿گفتند: ما براى حاجتى آمديم ولى چيزى شگفت انگيزتر از حاجت خود مشاهده كرديم. ✨گفت: چه ديديد؟ گفتند: پير زن بد زبان و فحّاشى را ديديم كه از منزلت خارج شد و بر سر ما فرياد كشيد. 🌷فرمود: او همسر من است و من دوست دارم كه سالها زنده بماند. ♻️گفتند: اى پيامبر خدا! چرا خواهان طول عمر او هستى؟ 🌷گفت: زيرا هيچ مؤمنى نيست،جز آنكه كسى را دارد كه اذيّتش كند(مومن همیشه در بلا و سختی است)من هم خدا را شكر میکنم كه اذيّت‏ كننده ‏ام را زير دستم قرار داده، و اگر چنين نبود كسى بدتر از او بر من مسلّط میشد... 📕مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، صص 287-288 @Emamzamaniam313
🌺نهی امیرالمومنین علیه السلام از آزار و اذیت زنان... @Emamzamaniam313
♥️پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : 🔷هر زنی که شوهر را در مخارج،به آنچه قدرت ندارد مجبور کند، خداوند هیچ عملی را از او نپذیرد،مگر آنکه توبه کند، و از این روش برگردد و از شوهر به اندازه قدرتش بخواهد! 📚مکارم الاخلاق ص۲۰۲ @Emamzamaniam313
⚫️در ظهر عاشورا چه گذشت..(قسمت دوازدهم) 🔴السلام علی عبدالله الحسین الطفل الرضیع 🌺عبدالله رضیع که به علی اصغر مشهور گشته ،مادرش رباب دختر امرء القیس بن عدی است که امام حسین نسبت به او علاقه وافری داشت و رباب هم شیفته ی امام بود. ▪️شهادت حضرت علی اصغر 🌹چون امام حسین علیه السلام مشاهده کرد چشمهای علی به گودی رفته و لبها خشک شده و از شدت تشنگی به حالت اغما در آمده، ❄️ بدون لباس رزم و با عبا به سمت دشمن رفت تا ببینند به قصد گفتگو میرود نه جنگ. ⚡️بلکه عواطف دشمن برانگیخته شود و طفل شیرخوارش را سیراب کنند... 🌸حسین علیه السلام که طفل شیرخوارش را بخاطر گرمای زیاد زیر عبا گرفته بود، اورا سر دست بلند کرد تا همه ی دشمن اورا ببینند ✨آنگاه فرمود: اگر به من رحم نمیکنید به این طفل رحم کنید که از تشنگی آرام ندارد و میسوزد... 🔥لکن در دلهای سخت تر از سنگ مردم کوفه اثر نداشت،بلکه حرمله ملعون تیری به چله نهاد و علی اصغر را هدف تیر قرار داد. ✨گلوی علی را گوش تا گوش برید... علی که سوزش تیر را حس کرد مانند مرغ سربریده روی دست پدر پروبال میزد. 💥نقل شده است که در کربلا چند جا ابی عبدالله خیلی گریه کرد... یکی هم زمانی بود که علی کوچکش روی دستش ذبح شد،حسین علیه السلام دودست را زیر گلوی علی گرفت و مشتهای لبریز از خون را به طرف آسمان پاشید. 🌸امام باقر علیه السلام فرمود: حتی یک قطره از آن خون به زمین برنگشت... 🌻 آنگاه امام حسین علیه السلام فرمود: خدایا تو خود بین ما و مردمی که مارا دعوت کردند تا یاری کنند و مارا کشتند قضاوت فرما.. 💥به قدری مصیبت برای اباعبدالله جانسوز بود که ندایی به تسلیت از آسمان شنید : "حسین،علی را واگذار که در بهشت او را شیر دهنده ای است" 🌷سپس امام حسین علیه السلام فرمود: تحمل همه ی این مصیبتها چون در حضور خدا و برای خداست برای ما گواراست... ☘بارخدایا شیرخوار من در پیشگاه تو کمتر از ناقه صالح نیست که بخاطر آن بر قوم صالح غضب فرمودی. سپس امام با نوک شمشیر قبری کند و عبدالله را با بدن و قنداقه اغشته به خون دفن کرد... ✍ادامه دارد... 📕حیات الامام حسین 274/3 📗 بحار،46/45 📘نفس المهموم ص 348 📓نفس المهموم ص 349 📙حیات الحسین 275/3 📒اعیان الشیعه 609/1 @Emamzamaniam313
🌺یابن الحسن... آسمان ابریست وقتی سخت میگیرد دلت تکیه تکیه با علم هاو کتل ها بیشتر کربلا را بانگاهت غرق باران میکنی گریه ات میگیرد اما روی تل ها بیشتر... به رسم هرشب انتظار..الهی عظم البلا @Emamzamaniam313
⚫️در ظهر عاشورا چه گذشت...(قسمت سیزدهم) ⚫️السلام علی عباس ابن علی،قمر بنی هاشم 🌹حضرت اباالفضل علیه السلام سی و چهارسال با امام حسین علیه السلام زندگی کرد. ✨ از بس زیبا بود اورا قمر بنی هاشم مینامیدند، مردی قوی و شجاع و تنومند بود که وقتی بر اسبان تنومد هم سوار میشد پاهایش به زمین کشیده میشد. 🔴 قمر بنی هاشم در میدان جنگ 🌺حضرت ابوالفضل وقتی همه ی برادرانش را به جنگ فرستاد و به شهادت رسیدند به خدمت امام حسین علیه السلام آمد و و اجازه میدان خواست. 🌺امام علیه السلام فرمود: تو پرچمدار منی،اگر کشته شوی دیگر دشمن بر من چیره میشود... 🌸ابوالفضل علیه السلام عرض کرد: برادر سینه ام تنگ شده و از زندگی سیر شده ام. ✨امام فرمود: پس قدری آب برای این کودکان که صدای العطششان بلند شده است بیاور. 🌹سقای کربلا مشک بدوش انداخت و سوار اسب شد و مقابل صف دشمن ایستاد و بعد از نصیحت آنها گفت: این حسین پسر رسول خداست که با او جنگیدید و اهل بیت و یارانش را کشتید . لااقل زنان و فرزندانشان را اب دهید که دلهای آنان از تشنگی میسوزد. 🔥شمر ملعون صدا زد: پسر ابوتراب اگر تمام دنیا آب باشد و در اختیار ما،قطره ای از آن را به شما نمیدهیم مگر اینکه بیعت یزید را بپذیرید. ✨قمر بنی هاشم از انها مأیوس شد سپس بعد از کسب اجازه از برادر وارد شریعه فرات شد و و تمام نگهبانان آنجا را دور کرد. 💥 مشک را پر از آب کرد و تا خواست کفی از آب بنوشد یاد تشنگی لبهای خشک اباعبدالله افتاد و آب را خالی کرد. سپس از شریعه خارج شد نگهبانان اطرافش را گرفتند... 🔴شهادت حضرت عباس علیه السلام ⚡️سپاهیان که تحمل ضرب شصت اورا نداشتند از جلوی راهش پراکنده میشدند تا اینکه زید ابن ورقا از پشت درخت دست راست قمر بنی هاشم را قطع کرد و بعد حکیم بن طفیلی دست چپش را... 🌺 حضرت عباس سریع مشک را به دندان گرفت و خواست سریع حرکت کند تا آب را به لب تشنگان حرم برساند که ناگهان تیری بر مشک آب اصابت کرد و آب روی زمین ریخت... 🌷 در این لحظه دیگر حضرت اباالفضل ناامید شد و متحیر وسط میدان مانده بود که دشمن به چشمانش تیر زد و با عمود آهنین بر فرق مبارک کوبید چنان که از اسب بر روی زمین افتاد و فریاد زد: برادر مرا دریاب... 🌺 امام حسین علیه السلام خود را به نعش برادر رسید و اورا دست بریده و چهره مجروح و شکسته و چشمان تیر خورده یافت. ✨امام با کمر خمیده کنار پیکر مطهر برادر ایستاد و چون قدرت ایستادن نداشت در کنارش بر روی زمین نشست و شروع به گریه کرد تا اباالفضل علیه السلام جان به جان افرین تسلیم کرد. 🌾آنگاه فرمود: الان کمرم شکست و چاره ام از هم گسست... 🌹سپس حسین علیه السلام که نمیتوانست عباس را به خیمه شهدا ببرد با چشمانی اشکبار به سوی خیمه ها برگشت . سکینه به استقبال پدر آمد و پرسید: عمویم چه شد؟ امام فرمود: شهید گردید... ✍ادامه دارد.. 📗ابصارالعین ص29 📕کامل 394 📒نفس المهموم ص348 📘حیات الحسین 274/3 @Emamzamaniam313
🔵حکمت بعضی از بیماریها! 🌿ابوبصير (كه از شاگردان برجسته امام باقر (علیه السلام) بود و هر چه دو چشمش نابينا شده بود) به حضور امام باقر (علیه السلام) آمد و چنين گفت: ❄️آيا شما وارث پيامبر هستيد؟ 🌹امام علیه السلام: آري. ابوبصير: آيا پيغمبر اسلام وارث پيامبران پيشين بود و هر چه آنها مي دانستند، مي دانست؟ 🌹امام :آري. ابوبصير: روي اين اساس، آيا شما مي توانيد (مانند پيامبران) مرده را زنده كنيد و كور مادرزاد را بينا نمائيد و مبتلا به بيماري پيسي را درمان نمائيد؟ 🌹امام باقر: آري مي توانيم به اذن خدا. آنگاه فرمود: جلو بيا. 📝ابوبصير مي گويد: نزديك رفتم، امام باقر (علیه السلام) دست بر چهره و ديده ام ماليد، هماندم خورشيد و آسمان و زمين و خانه ها و هر چه در شهر بود همه را ديدم. 🌺آنگاه به من فرمود: مي خواهي اين گونه باشي و در روز قيامت در سود و زيان با مردم شريك گردي؟ يا آنكه به حال اول برگردي و بدون بازداشت به بهشت روي؟ 💫گفتم: مي خواهم، همانگونه كه بودم برگردم. امام بار ديگر دست به چشم او كشيد و چشمان او به حال اول برگشتند... 📒اصول کافی،حديث 2، ص 469 -470، ج 1. @Emamzamaniam313