.
#شام_غریبان
#بعد_از_شهادت
☑️ #غم_بانو
ز داغ فاطمه امشب علی چه غمگین است
غمش برای علی ای خدا چه سنگین است
مدینه غرق عزا هست و چشم ها گریان
که جسم فاطمه را خاکِ قبر بالین است
محب اهل کرامت منم ، خدا داند
که مهر فاطمه از کودکییَّم آئین است
مدال عشق و ولایش به عالمی ندهم
که عشق فاطمه بر قلب و سینه آزین است
غمش میان دلم همچو دینِ پابرجاست
بلی که محنت او در دلم بهین دین است
هر آنکه فاطمه مسلک بُوَد در این دنیا
برات جنّت او روز حشر تضمین است
چه سوزشی ز غمش در میان جان افتاد
توان چه کرد که او مادر محبین است
« بدان که فاطمه شد بضعه رسول الله »
و نام فاطمه بر ساق عرش تزیین است
@emame3vom
شاعر #محمد_جهان_زاد
امام حسین ع
🎙 نغمه پیشنهادی در قالب #نوحه وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع Join → @emame3vom |🏴
🍂
#آموزش_مداحی 👆
شعر روضه #بعد_از_شهادت حضرت زهرا(س) برای ایام بی مادری -( حالا میان خانه اش کوثر ندارد)
حالا میان خانه اش کوثر ندارد
تنهاست مولایم علی، یاور ندارد
بی بال و پر مانده است حیدر، پر ندارد
زهرا که رفته، زینبش مادر ندارد
مولاست با طفلان بی حال و پریشان
مولاست با یک قبر مخفی، چشم گریان
دائم کنار بستر خالی نشسته
چشمان بارانی خود را باز بسته
هی روضه می خواند به یاد دست بسته
با خاطرات کوچه پهلویش شکسته
با چادر خاکی که بر روی سرش داشت
زینب دوباره رنگ و بوی مادرش داشت
حق علی را هیچ کس باور ندارد
مولای عالم مانده و لشکر ندارد
این خانه دیگر دست نان آور ندارد
«دیگر حسین بن علی مادر ندارد»
پروانه ای که پهلویش را در گرفته
حالا از این خانه شبانه پر گرفته
شب ها کنار قبر زهرای جوانش
می سوخت از داغ جوان قد کمانش
وقتی رمق می رفت او از زانوانش
سر باز می کرد او تمام سوزِ جانش:
زهرا چرا از حیدر خود رو گرفتی
دیدم که دستت را روی پهلو گرفتی
با من نگفتی غصه ی غصب فدک را
با من نگفتی ضربه ی سخت کتک را
شب ها حسن می خوابد اما با تب آخر
در خواب می گوید: نزن سیلی به مادر
بر خیز زهرا، بهر زینب مادری کن
زهرا، حسین تشنه لب را یاوری کن
برخیز تا این خانه را از نو بسازم
برگرد تا کاشانه را نو بسازم
کج می کنم بانو سرِ مسمارها را
خود در میارم سنگِ این دیوارها را
دیگر توان دیدنِ ماتم ندارم
لولای در را رو به کوچه می گذارم
انگار وقت رفتنم نزدیک گشته
دنیا دوباره تیره و تاریک گشته
نه سال بودی بهر تو کاری نکردم
زهرا حلالم کن که باید بازگردم
زهرا گمانم غرق تب بیدار گشته
حالا حسینم تشنه لب بیدار گشته
@emame3vom
.👇👇
nokare_abasam نوکر عباسم:
🌴🌱🌱🌴🌱🌱🌴🌱🌱🌴
🍎امشب شبجمعہ است...🍎
🌺نمیدانم کمیل را کجا میخوانی!
نجف , کربلا , شاید هم در تاریکی بقیع.
💖آقای من💖
🍏امشب کمیل را هر کجا خواندی به این فراز از دعا که رسیدی یاد من هم کن.
🍎اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء
💖آری آقای خوبم💖
🍏کاش گناهانم می گذاشت دعاهایم از سقف دهانم بالاتر روند تا آسمانها
🍊و به اجابت برسند که زیاد دعا کرده ام
💖 اللهم عجل لولیک الفرج 💖
❤️آری آقای خوبم❤️
🍏زندانی شده ام . زندانی نفس , زندانی گناهانم , زندانی دنیا .
🍎و من را بگو که می خواهم یارت باشم.
💖آقای خوبم💖
🍎کمیل خواندی یادمان کن امشب
🍏 ظهور ت کــی مــیــرســـد اقــا....
💖 اللهُمّ عَجّلْ لِوَلیّکَ الفَرجْ 💖
.
4_238801710665957925.mp3
1.62M
•┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈•
اباصالح هرکجا رفتی یاد ما هم باش
شمارو نمیدونم ولی من با این یدونه شعر دیونه میشم
.
#بعد_از_شهادت
زمزمه بعد از شهادت حضرت زهرا س
زبانحال حضرت علی (ع)
-کسی از سینه ی سوزان خبر دیگر نمیگیرد
دگر دردانه هایم را کسی در بر نمیگیرد
-فلک تنهائیم دیدی چرا تنها ترم کردی
منم آن شمع سوزانی که تو خاکسترم کردی
غریبم من غریبم من
-صفای خانه ام دیگر به خانه بر نمیگردد
پرستوی سفر کرده به لانه بر نمیگردد
-بنال ای بلبل بی دل به یاد گلعذار من
که گلچین برده از باغم گل هجده بهارمن
غریبم من غریبم من
-دگر روشن نبیند کس چراغ آسمانها را
که دست کینه ها کشته چراغ خانه ی مارا
-بزن نی زن بزن نی زن نی من از نوا افتاد
خودم در پشت در دیدم که زهرایم زپا افتاد
#سبک_مدینه_شهر_پیغمبر
@emame3vom
.
4_5877747114913564278.mp3
14.29M
#ظهر_شهادت_فاطمیه_98
#یاسر_رحمانی
#روضه_الرضا علیه السلام
@emame3vom
.
#شب_شهادت_حضرت_علی
#زبان_حال_حضرت_علی
از بعد ماجرای زمین خوردنت مرا
دست قضا غریب دو عالم نوشته است
زهرای من ، تو رفتی و از بعد رفتنت
تنها خدا برای دلم غم نوشته است
سی سال میشود که بدون تو ماندهام
رفتی مرا برای دلم، تا گذاشتی
شهر مدینه شیرهی جان مرا کشید
من را میان این همه غم جا گذاشتی
وقتی میان کوچهی بن بست میرسم
انگار میرسم به دو دست کبود تو
امشب بیا به خانه قلبم سری بزن
خسته شدم عزیز دلم در نبود تو
درد بدی است درد فراق تو و علی
من پیر بودم و ز غمت پیرتر شدم
کردم وصیت، اینکه من از پا فتادهام
سی سالِ پیش، کشتهی دیوار و در شدم
عمری است لب گزیدم و کابوس کوچهها
لحظه به لحظه بال و پرم را شکسته است
تیغی که در سجود، شکسته سر مرا
قبلا غلاف او کمرم را شکسته است
یا که بیا و پر زدنم را نگاه کن
یا که سر مرا به روی زانویت بگیر
طوری بیا که باز نیفتی به روی خاک
دست مرا رها کن و از پهلویت بگیر
از بعد ماجرای زمین خوردنت حسن
هرشب ز درد پهلوی من گریه میکند
امشب که درد پهلوی من خوب تر شده
بر این شکاف ابروی من گریه میکند
پنهان نمانده پیش تو، عمری است فاطمه
مانند تو سرم، بدنم درد میکند
آتش گرفتهام جگرم تیر میکشد
بس گفتهام بیا دهنم درد میکند
زهرا بیا که روضه بخوانم برای تو
زینب نشسته تا کفنم را سوا کند
از آن همه کفن پسرم بی کفن شده
باید حسین را پسرش بوریا کند
دائم برای آن بدن بوریا شده
دردی که مانده بر بدنم گریه میکند
دیدم به یاد آن تن بی غسل و بی کفن
در دست زینبم کفنم گریه میکند
یادش بخیر شهر مدینه، خودت به من...
گفتی قرارِ بعدیِمان پای نیزهها
یادش بخیر، پیروهنی را که بافتی...
جای کفن برای حسینم به کربلا
حالا بیا که خستهام از گریههای خویش
چشمی برای گریه نمانده برای من
با چاه کوفه بسکه نشستم گریستم
نایی نمانده فاطمه بین صدای من
#کربلایی_رضا_باقریان
@emame3vom
.
.
#فاطمیه
#بعد_از_شهادت
کتاب بهار امامت ۲ – غلامرضا سازگار
دارد نشـــــانـه از حــــــرم بـی نشـانه ات
تشییــع مخفیانــه و دفــــــن شبـــانـه ات
بــاب تــو بـــاب وحـی در رحمـت خداست
چـون شـد کـه قتلگــاه تـو شد آستانه ات
نــه در اُحــد، نــه در دل صحرا، نه در بقیع
حتـی تـو حـــق گـــریه نـداری به خانه ات
از خیمـــه های ســـوختـۀ کــربـلا گذشت
آن آتشــی کـــه سبـــز شد از آشیانه ات
در پیـش چشــم فــــاتح بـــدر و احـد زدند
گــه بـــا غـلاف تیــغ و گهـــی تــازیانـه ات
حق داشتی خمیده شوی چون هلال ماه
ای کـوه غصـه هـای علـی روی شانـه ات
صـد بـــار جــان فشـاندی و در یـاری علی
دیــدنـد بـــاز جــــانـب مسجــــد، روانه ات
ای حامی علی که گمان داشت شوهرت
بـا دسـت خـویش دفــن کنــد مخفیانه ات
وقتـی کـه دسـت خصم به رویت بلند شد
افتـــــاد لـــــرزه بــــر بــــدن نـــــازدانـه ات
میثم سراغ قبر تو را میگرفت و دید
در قلـب او بــود حــــرم بینشانهات
@emame3vom