eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. (ع) (س) حسن جان الهی بمیرم برا غُصّه های توو سینه ت الهی بمیرم برا خاطرات مدینه ت واویلا حسن جان هنوز یادمه گوشه گیری و اشک چشاتو هنوز یادمه نیمه شب گریه ی بی صداتو واویلا توی کوچه ها چی کشیدی مظلومم جسارت به مادر رو دیدی مظلومم همون ضرب سنگین سیلی پیرت کرد چه زخم زبون ها شنیدی مظلومم __ حسن جان شنیدم جلوی نگاه تو مادر زمین خورد یه جوری زَدِش نانجیب مادرم صَددفه مُرد واویلا حسن جان شنیدم که جایی رو چشمای مادر نمی دید توو اون سِنّ کم دست و پاهات توو کوچه می لرزید واویلا شده کوچه کابوس تلخِت مظلومم نداشت هیچ تَسّلایی دردِت مظلومم یه عمر غصه خوردیو یادِ اون کوچه اومد دائما پیش چشمِت مظلومم _ حسن جان غم و غصه های مدینه یکی یا دو تا نیست فقط ماجرای جسارت توی کوچه ها نیست واویلا حسن جان توی شعله ها یادته معجرو موی سر سوخت در افتاد روی مادر و پیکرش زیر در سوخت واویلا شکست دنده و هر دو پهلوش واویلا شکست باغلاف هردو بازوش واویلا نمی بخشم اون دومّی رو بد میزد کبود شد زیر چشم و اَبروش واویلا __ https://eitaa.com/emame3vom/50119 👇
‍ . علیه السلام 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ به جون مادرم - ازت نمى گذرم بردار پاتو از - چادر مادرم حيف كه قدت ازم - نامرد! بلندتره برو يه كم عقب - ناموس حيدره غيرت مگه ندارى / حرمتشو نگهدار مگه نمى بينى كه / با سر خورد به ديوار چه ضربه اى زدى كه / شكسته زير ابروش كُشتى مادرم رو / لگد نزن به پهلوش اى مادر جوونم * جوون قد كمونم ۲ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ خونه از اينوره - كجا دارى ميرى مى كُشى تا كه دست - به پهلو مى گيرى مادر تو رو خدا - بلندشو از زمين بگو مدد على - امير مومنين چند قطره خون كنارِ / معجر تو نشسته بشكنه دستايى كه / گوشوارتو شكسته باور من نميشه / چطورى زنده موندم خودم خاكاى روى / چادرتو تكوندم اى مادر جوونم * جوون قد كمونم ۲ مشابه سبک زیر خوانده میشود 👇
. حسن و حسین دو جلوۀ ابدی از درخششی ازلی به خُلق و خو، دو محمد؛ به رنگ و بو دو علی دو آسمان که زمین مملو از ارادتشان دوشنبه‌های جهان تشنۀ زیارتشان چگونه باید از این وصف جاودانه نوشت دو سرو باغ بهشت‌اند خوش به حال بهشت دو سرگذاشته بر شانه‌های پیغمبر و در مباهله اَبنائنای پیغمبر به عزت و عظمت داده‌اند نام و نشان دو باوقار که خون علی‌ست در رگشان نگاه روشنشان آیه آیه اَلرَّحمان و در تلاقی بحرین لؤلؤ و مرجان چگونه سر نگذارد جهان به محضرشان که مهربانِ خدا، فاطمه‌ست مادرشان به یک نگاه هزاران کمیت می‌سازند دو مصرع‌اند که یک شاه‌بیت می‌سازند سلوک هر دو برادر میان یک راه است مسیر روشنشان قُربةً اِلی الله است اگر شتاب کنند و اگر درنگ کنند اگر که صلح کنند و اگر که جنگ کنند به یک نماز شبیه است عمر این دو امام که گاه وقت قعود است و گاه وقت قیام در اوج غربت و غیرت یکی‌ست یاورشان دو مقتدا دو برادر، که صبر خواهرشان برای خواهر حیرت‌زده چه سخت گذشت غمی که خورده گره با دو تشت، آه دو تشت یکی که خون جگر داده است زینب را میان غربت خانه شکست زینب را یکی که... آه چه می‌گویم، آه... بزم شراب و خیزران و دل زینب و نگاه رباب علیه_السلام علیه_السلام .
. ✅بند اول میخونم از تو حسن جان /ای که بی صحن و سرایی واسه ی خیل گداها / معدن جود و سخایی کریمی و کرم / شده کارت آقا یه عمره دعوتم/ سر خوان شما حسن جانم مددی آقا ✅بند دوم تو معز المومنینی ای کریم آل طاها تو مذل الکافرینی ای عزیز قلب زهرا (س) تویی عشق نبی یا نور النَّیرِین امیر عالم و امیری بر حسین(ع) کریمی و کرم / شده کارت آقا یه عمره دعوتم/ سر خوان شما حسن جانم مددی آقا ☑️بند سوم داغ روی قلب ماهاست / اون مزار خاکیِ تو توی قلب نوکراته / مدفن افلاکیِ تو همه یاد بقیع / یه عمریه که آه کشیدیم ای غریب / به هر شام و صباح کریمی و کرم / شده کارت آقا یه عمره دعوتم / سر خوان شما حسن جانم مددی آقا ☑️بند چهارم با تو و اون داغه کوچه عمریه قلبم حزینه الهی هیچ طفلی این جور حاله مادر رو نبینه می‌خندید توو کوچه تا زد سیلی لعین جلو چشمای تو مادر افتاد زمین کریمی و کرم / شده کارت آقا یه عمره دعوتم / سر خوان شما حسن جانم مددی آقا .
. |⇦• تیغِ در نیام... و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام به نفس سید رضا نریمانی ❁•༻↷◈↶༺❁ تیغِ در نیام، قصه ی امامتِ تو بازِ تا ابد، سفره ی کرامتِ تو خدا را قسم دادم، به دستِ کریمِ تو که از کربلا راهی، بشم تا حریم تو بمیرم برات آقاجان، یه زائر نداری حتی یه بغضِ گلو گیرِ این، غم غربتِ تو آقا بمیرم که هر چی داشتی، تو راه خدا بخشیدی همه زائراتُ انگار، به کرب و بلا بخشیدی وَ صَلَّ اللهُ عَلَی الحَسَن ... هیچ کسی ندید، درد و داغی که تو دیدی آتیشم زده، غربتی که تو کشیدی یه بغضِ چهل ساله، تو را از دنیا سیر کرد ولی داغِ اون کوچه، چقد زود تو را پیر کرد بمیرم برات آقاجان، چقدر غصه و غم دیدی تو اون کوچه ی تنگ ای وای، قَدِّ مادرُ خَم دیدی بمیرم ‌برات با چشمات، دیدی که چطور سیلی خورد چقدضربه سنگین بود که، سویِ چشمِ مادر را بُرد وَ صَلَّ اللهُ عَلَی الحَسَن ... اشکِ چشم تو، جاریِ برای ارباب روزی نیست مثه، روزِ عاشورای ارباب به یاد حسین از دل، کشیدی تو آه و بعد خودت روضه خوندی از، غمِ قتلگاه و بعد برای حسین آقاجان، تو بستر تو گریه کردی یتیماتُ دیدی گریه، برای رقیه کردی رقیه عموش رو نیزه، چشاش از خجالت پُر شد زدن طفلکی را بَدجور،چقد از عموش دلخور شد وَ صَلَّ اللهُ عَلَی الحَسَن ... ــــــــــــــــــ 👇
Narimani.Babolharam.net.EmamHasan_2.mp3
2.88M
|⇦• تیغِ در نیام... و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام به نفس سید رضا نریمانی
. علیه_السلام دارم به خاطر حَرَمَت گریه می کنم از شوق سفره یِ کرمت گریه می کنم در روضه هایِ مُحترمت گریه می کنم وقتی برای درد و غمت گریه می کنم حتی علی و فاطمه خوشحال میشوند در خانواده ات همه خوشحال میشوند دنیا ندید وسعتِ بالاتر از تو را سائل ندید جز خودت آقاتر از تو را دستی ندید دستِ بفرماتر از تو را یثرب ندید حضرتِ تنهاتر از تو را تنها میانِ خانه و تنها میانِ شهر زخم زبانِ همسر و زخم زبانِ شهر پایِ غریبی تو به پا برنخواستند یا دشمنت شدند و یا برنخواستند مُشتی حرامزاده ز جا برنخواستند وارد شدی به پایِ شما برنخواستند اهل مدینه ناز شما را کشیده اند یک عده جانماز شما را کشیده اند با خنده زخم بر جگرت میگذاشتند اهل مدینه سر به سرت میگذاشتند گاهی عصا به رویِ پرت میگذاشتند یک کوزه سَمّ کنار سرت میگذاشتند تنها ، غریب ، بی کس و آرام میروی از کوچه هایِ طعنه و دشنام میروی در کوچه میروی ، غم مادر نشسته است قنفذ در این مسیر مُکَرَر نشسته است در پیش تو مُغیره به منبر نشسته است درخانه پایِ قتل تو همسر نشسته است این زهر و دردِ سوختنت فرق میکند تو طرز دست و پا زدنت فرق میکند زانو بغل مکن چقَدَر آه میکشی تو در جوابِ اهل گذر آه میکشی با راز خویش تا به سحر آه میکشی داری به جای چند نفر آه میکشی در آه آهِ خویش تو مویت سفید شد در کوچه ای امیدِ دلت نا امید شد تقصیر تو نبود که مادر پرش شکست تقصیر تو نبود اگر زیورش شکست تقصیر تو نبود دلِ اطهرش شکست تقصیر تو نبود زدند و سرش شکست گیرم که دست تو سپر مادرت نشد تقصیر تو نبود قدت یاورت نشد بیرون بریز این جگر پاره پاره را بیرون بریز غُصه یِ این گوشواره را زینب رسیده است بگو راهِ چاره را خونابه هایِ دور لبِ پُر شراره را با مقنعه دهان تو را پاک میکند این خاکِ گیسوانِ تو را پاک میکند خون لخته رویِ پیرُهنت ریخته شده آلاله وقت آمدنت ریخته شده هفتاد تیر در بدنت ریخته شده هم خونِ تازه از کفنت ریخته شده دارد حسین پیش تو از حال میرود او از کنار تو تهِ گودال میرود شکر خدا که پیرُهنت در نیامده با زور خاتم یمنت در نیامده دیگر لباسهایِ تنت در نیامده یا چوبِ نیزه از دهنت در نیامده شکر خدا که پیکرِ پاکِ تو پا نخورد سرنیزه ای میانِ گلویِ تو جا نخورد اما حسین صورتِ از خون خضاب داشت در دل برایِ خواهرِ خود اضطراب داشت یک کوه غُصه داشت ولیکن رباب داشت جا در میانِ مجلس و بزمِ شراب داشت با چوبدست رویِ لبش مینواختند یک عده مست رویِ لبش مینواختند .
. با غصه های کوچه کم کم قد کشیدم از من مپرسید ای عزیزان من چه دیدم عیبی ندارد دشمنی در خانه دارم تنها غریبم وای بر این حال زارم عیبی ندارد زهر کین دل پاره کرده زهر عدو درد مرا هم چاره کرده رازی درون سینه ، من ، از کوچه دارم حتی به بابایم نگفتم غصه دارم من بودم و یک کوچه و یک عده نامرد سیلی دشمن، مادرم پیچید از درد نامرد آنجا مادرم را بی هوا زد با اضطراب مادری من را صدا زد چشمان مادر از جفا آزار میدید میبردمش خانه ولیکن تار میدید باشد مدینه مادرم تا خانه ، ای داد در راه چندین مرتبه بر خاک افتاد عیبی ندارد جسم بی جان تیر اگر خورد کودک اگر بر غیرتم آنروز برخورد .
. 🔸در کرم خانه ی حق سفره به نام حسن است 🔸عرش تا فرش خدا، رحمت عام حسن است قربونت برم آقای کریم... عزیز زهرا... یا حسن... 🔸بی حرم شد که بدانند همه مادری است میدونی چرا امام حسن حرم نداره... این تعبیر منه... آخه مادرش زهرا حرم نداره... ای...غریب حسن... ای...غریب حسن... ((اگه قراره مادرم زهرا حرم نداشته باشه... بزار قبر منم با خاک یکسان باشه...)) 🔸بی حرم شد که بدانند همه مادری است 🔸ور نه در زاویه ی عرش مقام حسن است 🔸هرکه آمد به در خانه او آقا شد 🔸ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است آی اونی که گفتی مریض دارم... آی اونی که گفتی گرفتارم... حاجت دارم... خدا ميدونه... سفره امام حسن با بقیه فرق داره... کسی رو بی جواب بر نمیگردونه... امشب اگه از این مجلس دست خالی بری تقصیر خودته... آی اونایی که میخواستید برید کربلا و جا موندید... اگه برات کربلا هم میخواهی... از امام حسن بگیر... 🔸ناز عشاق کشیدن ز مرام حسن است دلت آماده شد... بسم الله... 🔸حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین 🔸هر حسینیه که برپاست خیام حسن است تا به آقا زهر دادند... صدای ناله اش بلند شد... فرمود... بگید برادرم حسین بیاد... ابی عبدالله اومد کنار بالین برادر... یک نگاه کرد... دید رنگ از صورت قشنگ برادر حسن، پریده... صورت قشنگش از شدت زهر زرد شده... طاقت نیاورد... عرضه داشت... آخ برادر خوبم... حسنم... چه بلایی سرت آوردند داداش... همین جا بود... اشک های قشنگ ابی عبدالله جاری شد... یدفعه امام حسن چشمان مبارک رو باز کرد... دید حسینش داره گریه میکنه... صدا زد... حسینم... برادرم... گریه نکن حسین جان... (یا صاحب الزمان منو ببخشید آقا) حسین جان... برادرم... هر کس برا من گریه میکنه... تو ديگه برا من گریه نکن حسین... لا یوم کیومک یا اباعبدالله همه عالم باید برا تو گریه کنند حسین...حسین... تو ديگه برای من گریه نکن حسین... ((نميدونم اینطوری بخونم حقش رو میتونی ادا کنی یا نه)) آخ آقا جان امام حسن... چشمان مبارک رو باز کردی... دیدی برادرت حسین... بالا سرت نشسته... داره گریه میکنه... اما کربلا وقتی ابی عبدالله چشمان مبارک رو باز کرد... دید شمر با خنجر برهنه... آقا جانم امام حسن... لحظات آخر فرمودید بگید خواهرم زینب بیاد... اما کربلا... ابی عبدالله صدا زد... زینبم... خواهرم برگرد... خواهرم برگرد نبینی... 🔸سوی خیمه برگرد خواهر حزینم 🔸تا به زیر خنجر ننگری چنینم 🔸رو به خیمه خواهر تا که خود نبینی 🔸وقت جان سپردن آه آتشینم. .